اللهم و صلّ علی الطاهرة البتول، الزهراء ابنة الرسول، امّ الائمة الهادین ... و مستودعاً لحکمة؛ (بحارالانوار ، ص 181) اللهم صلّ علی فاطمة بنت نبیّک و زوجه ولیّک و امّ السبطین الحسن و الحسین ...؛(بحارالانوار، ج 99 ، ص 45) اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها و سرّ المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک
سر مقاله مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
شماره سفینه - سفینه 58
چهارشنبه ، 30 آبان 1397 ، 09:19

1. هر گفتاری در باب قرآن، طبعاً با تذکّری به عظمت این کتاب سترگ الهی آغاز می­شود؛ از باب نمونه کلام گرانسنگ امام امیرالمؤمنین 7:

   «آمِرٌ زَاجِرٌ وَ صَامِتٌ نَاطِقٌ، حُجَّةُ اللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ، أَخَذَ عَلَيْهِ مِيثَاقَهُمْ وَ ارْتَهَنَ عَلَيْهِمْ أَنْفُسَهُمْ، أَتَمَّ نُورَهُ وَ أَكْمَلَ بِهِ دِينَهُ، وَ قَبَضَ نَبِيَّهُ صلی الله علیه و آله وَ قَدْ فَرَغَ إِلَى الْخَلْقِ مِنْ أَحْكَامِ الْهُدَى بِه‏.» (نهج البلاغه، خطبه 188)

   قرآن حجّت خداست بر آفریدگانش که بدان پیمان از آنها می­ستاند، نورش را به سبب آن تمامی دارد و دینش را بدان کامل می­سازد.

   پس ما، نه با کتابی عادّی، بل با نور درخشندۀ الهی روبروییم؛ نوری تابان در ظلمت زمین و زمان ...

2. هر چه سرمایه­ای بزرگتر باشد، حفظ آن ضرورتر می­نماید و شناسایی آسیب­هایی که در راه حفظ آن پیش می­آید، نیز به همان میزان ضرورتر. آنگاه مراقبت از این سرمایۀ کرامند مهمتر و لازمتر می­شود. بر سر راه کالای کم ارج، ضرر و خطری نیست، زیرا که قدر و قیمتی ندارد.

   ابلیس که قطع شاهرگ حیات خود را در توجّه مردمان به دو یادگار ماندگار پیامبر رحمت (کتاب و عترت) می­بیند، سوگند یاد کرده که بر صراط مستقیم بنشیند و شرنگ ضلالت را در کام جان مردم بنشاند:

«لأقعدنّ لهم صراطک المستقیم ثمّ لآتینّهم من بین أیدیهم و من خلفهم و عن أیمانهم و عن شمائلهم ...» (اعراف / 16 و 17)

3. خطرها بر سر راه استفاده از این نعمت بیمانند الهی است؛ از ناسپاسی و قدرناشناسی یا کژشناسی، بهره نگرفتن یا سوء استفاده، بی­توجّهی یا برخورد منافقانه با آن ...

   و این همه تحت یک عنوان کلّی جای می­گیرد که نگرانی رسول رحمت را نشان می­دهد؛ همان نگرانی که جان آن جان جهان را می­آزارَد و به درگاه خدایش عرضه می­دارد:

«و قال الرسول یا ربّ إنّ قومی اتّخذوا هذا القرآن مهجورا.» (فرقان / 30)

در باغ دلاویز گلستان كتابش

عطری است که در نافۀ آهوی خُتَن نیست
 در گلشن آيات هدايت نظری كن

شوری است كه در بلبل اين سرو و چمن نيست
مهجوری قرآن ز مسلمان! چه بلايی است؟

دردی است گران‌سنگ؛ كه شأن تو و من نيست
از بَهرِ کِه خوانم سخن از قهر محمد6؟

در شهر غریبی که در او فهم سخن نیست؟[1]

4. نگرانی­های پیامبر رحمت و معلّم امّت را، راویان راست گفتار نیز روایت کرده­اند:

   إِنِّی أَخَافُ‏ عَلَيْكُمْ‏ اسْتِخْفَافاً بِالدِّينِ‏ وَ مَنْعَ‏ الْحُكْمِ، وَ قَطِيعَةَ الرَّحِمِ، وَ أَنْ تَتَّخِذُوا الْقُرْآنَ مَزَامِيرَ، يُقَدِّمُونَ أَحَدَهُمْ وَ لَيْسَ بِأَفْضَلِهِمْ فِی الدِّين. (صحیفة الامام الرضا7 ص 78 حدیث 161)

   این نگرانی­ها در مورد سوء رفتار گروهی است که خود را امّت اسلام می­داند نه آنان که ادعای کفر دارند.

5. در کلمات نورانیِ امامان معصوم که کتاب الله الناطق اند نیز چنین دغدغه­ای می­بینیم:

   امام امیرالمؤمنین سلام الله علیه: «إِلَى اللَّهِ‏ أَشْكُو مِنْ مَعْشَرٍ يَعِيشُونَ جُهَّالًا وَ يَمُوتُونَ ضُلَّالًا، لَيْسَ فِيهِمْ سِلْعَةٌ أَبْوَرُ مِنَ الْكِتَابِ إِذَا تُلِيَ حَقَّ تِلَاوَتِهِ، وَ لَا سِلْعَةٌ أَنْفَقُ بَيْعاً وَ لَا أَغْلَى ثَمَناً مِنَ الْكِتَابِ إِذَا حُرِّفَ عَنْ مَوَاضِعِه.» (نهج البلاغه، خطبه 17)

   امام سجاد سلام الله علیه: «لا تجعلنی للظالمین ظهیراً و لا لهم علی محو کتابک یدا و نصیرا» (صحیفه سجادیه، دعای 47)

   امام صادق سلام الله علیه: «اللَّهُمَّ إِنَّا نَعُوذُ بِكَ مِنْ تَخَلُّفِهِ فِی قُلُوبِنَا وَ تَوَسُّدِهِ‏ عِنْدَ رُقَادِنَا وَ نَبْذِهِ وَرَاءَ ظُهُورِنَا وَ نَعُوذُ بِكَ مِنْ قَسَاوَةِ قُلُوبِنَا لِمَا بِهِ وَعَظْتَنَا» (کافی ج 2 ص 575)

   آنچه آمد، قطره­ای است از دریای سخنان نورانی خاندان نور، که در بارۀ بی­توجهی یا بدتوجهی به این کتاب بی­مانند آسمانی اظهار نگرانی کرده­اند. این مجال مختصر گنجایش بیش از این ندارد.

6. خطر برخوردهای منافقانه با دین و آموزه­ها و ارزشهای آسمانی آن تا بدانجا است که نگرانی عمدۀ رسول رحمت، از ناحیه آنان است با رنگها و نیرنگهاشان، نه کافران، با وجود تمام کیدهای آنان.

 به صراحت بیان فرمود:

   إِنِّی لَا أَخَافُ عَلَى أُمَّتِی مُؤْمِناً وَ لَا مُشْرِكاً؛ أَمَّا الْمُؤْمِنُ فَيَمْنَعُهُ اللَّهُ بِإِيمَانِهِ، وَ أَمَّا الْمُشْرِكُ فَيُخْزِيهِ اللَّهُ بِشِرْكِهِ، وَ لَكِنِّی أَخَافُ‏ عَلَيْكُمْ‏ كُلَّ مُنَافِقٍ عَالِمِ اللِّسَانِ، يَقُولُ مَا تَعْرِفُونَ وَ يَعْمَلُ مَا تُنْكِرُون. (الغارات، ج 1 ص 157)

7. چرا چنین نگرانی؟ مگر اینان ادّعای مسلمانی ندارند؟ مگر خود را امّت پیامبر نمی­دانند؟ این چگونگی به عمل نکردن به حدیث ثقلین بر می­گردد. در این وصیت جاودانه، حضرتش تمسّک به کتاب و عترت را همراه شمرد، تا قیامت (تمسّکتم بهما). دو انگشت را کنار هم نهاد، تا همگان نیک بدانند که جدایی این دو رشتۀ الهی از هم پذیرفته نیست.

   آنگاه یادآور شد و هشدار داد که در قیامت، از امّت خواهد پرسید که با آنها چگونه رفتار کردند.

8. این همراهیِ کتاب با پیامبر – و به تبع حضرتش، عترت آن گرامی – حقیقتی است روشن که خداوند در آیات چندی از قران نیز به آن گواهی می­دهد؛ از جمله: 

   «وَ لَوْ كانُوا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ النَّبِیِّ وَ ما أُنْزِلَ إِلَيْهِ مَا اتَّخَذُوهُمْ أَوْلِياء.» (مائده / 81)

   به روشنی می­بینیم که برای پیامبر در کنار قرآن موضوعیت قائل است. این نگرش الهی کجا، و نگرش زمینی برخی از کوته نظران که شأن عظیم پیامبر را در حدّ یک «پیک» فروکاسته­اند؛ پیکی که کتابی آورده و هیچ جایگاهی جز این ندارد!

9. واقعیت این است که گروهی سرِ چشمه را به سوء اختیار خود به مطامع نفسانی آلودند، بدترین ناسپاسی را نسبت به والاترین نعمت الهی مرتکب شدند، و این گرامی­ترین خوان احسان خداوندی را – با علم و عمد – مسموم کردند. این مائدۀ موهبتی آسمانی را بدین گونه به آیندگان سپردند؛ چنانکه اگر مجاهدات اهل بیت: نمی­بود، همان اتفاق در سطح گسترده  می­افتاد که هم اکنون در فضای دور از خاندان نور افتاده است؛ همان که رسول رحمت فرموده بود: «لا یبقی من القرآن إلّا رسمه و من الإسلام إلّا اسمه.» (کافی ج 8 ص  308)   

   محمد بن عبدالکریم شهرستانی متکلّم سدۀ ششم در تفسیر خود (مصابیح الابرار و مفاتیح الاسرار) با اشاره به آیۀ شریفۀ «لتبیّن للناس» (نحل / 64) می­نویسد که در این آیه جایگاهی برای پیامبر در تبیین قائل شده است، «لتبیّن» فرمود نه «لیتبیّن» تا فردی جاهل را نرسد که «حسبنا کتاب الله» بگوید. آنگاه می­نویسد که آن مدّعی خلافت و جانشینی پیامبر که چنین سخنی بر زبان راند، چه شأنی برای رسول خدا باقی گذاشت تا ادعای جانشینیِ او کند؟
یکی از طنزهای تلخ تاریخ همین است!

10. شگفتا از اختیار! موهبتی الهی چنین کرامند، و آنگاه سوء استفاده­ای چنین گسترده! تاریخ اسلام، نمایشی دردآور از مصادیق آیۀ شریفۀ «یعرفون نعمة الله ثمّ ینکرونها» (نحل/83) است که نشان می­دهد چگونه این امت کار زشت امتهای پیشین «یحرّفونه من بعد ما عقلوه و هم یعلمون» (بقره/75) را تکرار کردند.

پیامد این سوء رفتار، آن شد که خداوند حکیم، از پیش خبر داده بود: «قد ضلّوا من قبل و أضلّوا کثیراً.» (مائده/77)

و این فرآیند همچنان – دردا و دریغا – ادامه دارد.

11. این شماره سفینه نیز، در ادامۀ شمارۀ پیش، به موضوع مهم «قرآن بسندگی» می­پردازد؛ یعنی بر نقطه­ای انگشت نهاده که عامل انحرافی بزرگ در تاریخ اسلام شده و پیام هدایت دین حنیف خاتم را تحت الشعاع خود گرفته و در عمل، بسی انحراف پدید آورده است.

   در پرتو این رهنمود ابلیسی چه مایه ضلالت را جامۀ زیبای هدایت پوشاندند و منافقانه به مردم عرضه کردند.

12. و ما آن روز با شکوه را انتظار می­کشیم که با ظهور امام مهدی سلام الله علیه، چگونگی­ای رخ نماید که امام امیرالمؤمنین7 خبر داده است: «يَعْطِفُ‏ الْهَوَى‏ عَلَى الْهُدَى إِذَا عَطَفُوا الْهُدَى عَلَى الْهَوَى، وَ يَعْطِفُ الرَّأْیَ عَلَى الْقُرْآنِ إِذَا عَطَفُوا الْقُرْآنَ عَلَى الرَّأْی» (نهج البلاغه، خطبه 138)

   نورانیتی که در پرتو ارائۀ کتاب خدا بدون تحریف معنوی نصیب بشر می­شود، چنان جان و دل را به خود می­کشد که انسان وظیفۀ خود می­بیند هر چه در توان دارد، برای این هدف والا در طبق اخلاص نهد.

اللهم عجّل ظهوره و أحی به کتابک. آمین.

 

 



1. بیتهایی از شعر شاعر معاصر رضا نباتی با تلخیص.

 

 

خبرنامه

نــــام:

ایمیل: