اللهم و صلّ علی الطاهرة البتول، الزهراء ابنة الرسول، امّ الائمة الهادین ... و مستودعاً لحکمة؛ (بحارالانوار ، ص 181) اللهم صلّ علی فاطمة بنت نبیّک و زوجه ولیّک و امّ السبطین الحسن و الحسین ...؛(بحارالانوار، ج 99 ، ص 45) اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها و سرّ المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک
معرفى «معجم احاديث الإمام المهدى عليه ‏السلام» در پرتو اصول حاكم بر جوامع حديثى مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
شماره سفینه - سفینه 37
پنجشنبه ، 28 فروردين 1393 ، 14:14

معرفى «معجم احاديث الإمام المهدى عليه ‏السلام»

در پرتو اصول حاكم بر جوامع حديثى

مجيد معارف[1]

فرزانه روحانى مشهدى[2]

چكيده: موسوعه‏ها يا دايره‏المعارفهاى حديثى مجموعه‏هاى كلان
حديثى با كاركردهاى مختلف است كه دانشمندان حوزه علم حديث در
عصر حاضر به منظور جمع‏آورى و تبويب موضوعى احاديث معصومين
متناسب با نيازهاى گوناگون بدان روى آورده‏اند. اين مجموعه‏ها در
واقع گونه‏اى از تأليفات حديثى شمرده مى‏شود كه با عنوان «جامع
حديثى» سابقه آن به اواخر قرن دوم مى‏رسد. مؤلّفان جوامع حديثى از
ديرباز گاه در صدد جمع مطلق احاديث معصومين عليهم‏السلام بوده‏اند و گاه
تنها در موضوعى خاص به گردآورى احاديث پرداخته‏اند. از اين‏رو
جامع حديثى گاه «جامع مطلق» و گاه «جامع نسبى» محسوب مى‏شود.
دانشمندان حوزه حديث در بررسى و شناسايى اين جوامع ملاكهاى
گوناگونى را مورد نظر قرار مى‏دهند. در اين مقاله موسوعه «معجم
احاديث الإمام المهدى عليه‏السلام» از منظر اين ملاكها بررسى و معرّفى شده
است.

 

كليدواژه‏ها: حديث / جامع حديثى / موسوعه / معجم / امام
مهدى عليه‏السلام / مهدويت / شيخ على كورانى.

مقدمه

قرآن معجزه پيامبر خاتم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله كتابى است كه بشر را به پايدارترين راههاى سعادت
هدايت مى‏كند (اسراء (17) / 9) امّا بنا به حكمتها و مصالح فراوان خداوند تعالى اين
كتاب را كه مايه روشنگرى و بيان همه چيز خوانده (نحل (16) / 89)، با هاديانى همراه
نمود كه روشنگر و مبيّن همه چيز بر اساس قرآن براى مردم باشند (نحل (16) / 44)؛ اين
هاديان را نيز در همين قرآن، خود رسول خاتم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله ـ كه سخنان او نه برخاسته از
هوى كه همه وحى منزل است ـ و اهل‏بيت مطهَّرش عليهم‏السلام(احزاب (33) / 33) معرفى كرد
كه باطن مكنون قرآن را در مى‏يابند. (واقعه (56) / 79) از اين رو همواره مسلمانان
سخنان ايشان را چون درّى گران‏قدر در گنجينه سينه خود پاس مى‏داشتند تا با
استفاده از آن خود را به زيور هدايت قرآن بيارايند. همچنين به سفارش خود
معصومان عليهم‏السلاماين سخنان را در دفاتر خود ثبت مى‏نمودند و آن را در اختيار ديگر
مسلمانانى كه شرف حضور نداشتند قرار مى‏دادند و براى فهم بهتر آن در جلساتى
به مباحثه مى‏نشستند؛ به طورى‏كه رفته رفته خصوصاً با سخت‏تر شدن دسترسى به
محضر امامان عليهم‏السلام جلسات معارف حديثى و محدّثان و دانشهاى حديثى شكل
گرفتند و بر اساس نياز دوره‏هاى گوناگون انواع كتب حديثى پديدار شدند. جامع
حديثى يكى از اين گونه‏هاى كتب حديثى است كه در علم مصطلح الحديث
اين‏گونه تعريف مى‏شود: «كتابى كه مشتمل بر تمام موضوعات دينى و ابواب آن از
جمله عقايد، احكام، سير، آداب، تفسير، فتن، اشراط الساعه و مناقب باشد.» (عتر،
ص 199)[3] امّا اين تعريف از دو جهت جامع و مانع نيست؛ (معارف، ص 68) نخست آنكه
در گونه‏هاى ديگرى از كتب حديثى چون مسانيد و معاجم نيز انواع موضوعات
حديثى وجود دارد و ديگر آنكه برخى كتب كه در عرف علم الحديث جامع حديثى
خوانده مى‏شود، به لحاظ محتوايى اين هشت قسم را در برندارد؛ بنابراين جامع
حديث در كاربرد محدثان دو مصداق پيدا مى‏كند: الف) جامع به معناى مطلق كه
در آن، درباره هر موضوعى حديث وارد شده است و شاخص اين گونه كتب
«صحيح بخارى» در اهل سنّت و «الكافى» در شيعه است. ب) جامع به معناى
نسبى كه در اين نوع، احاديث وارده در يك موضوع خاص و به عنوان مثال ابواب
فقهى است؛ مانند كتابهاى السنن در اهل سنّت و كتابهاى تهذيب‏الأحكام و الإستبصار در
شيعه. (معارف، ص 69)

در واقع  مجموعه اى كه در صدد استقصاى احاديث در يك موضوع خاص
است، در اصطلاح محدثان « جامع » ناميده مى‏شود، خواه اين عنوان در نام انتخابى
مؤلّف اثر ديده شود يا آنكه مؤلّف با عنوانى خاص اثر خود را نام‏گذارى نموده
باشد.

معجم احاديث الامام المهدى عليه‏السلام يك نمونه از جوامع حديثى است كه در اين مقاله به
منظور استفاده بهينه پژوهندگان موضوع مهدويت، معرفى مى‏شود. اين مجموعه
حديثى در پرتو اصول حاكم بر جوامع حديثى مانند شخصيت مؤلّف، انگيزه‏هاى
تأليف، روش تنظيم و تبويب روايات، بنيه و اعتبار كتاب و جايگاه آن در منظومه
تأليفات حديثى و ... مورد شناسايى قرار مى‏گيرد.

1. زمان و دوره جامع حديثى

معجم احاديث الامام المهدى از جوامع حديثى است كه در دوران حاضر به منظور
جمع‏آورى احاديث مربوط به امام مهدى عجل اللّه‏ تعالى فرجه الشريف تأليف شده
است. اين موسوعه را هيئت علمى مؤسه معارف اسلامى‏قم با مشاركت گروهى
از دانشمندان و فرهيختگان با اشراف حجت‏الاسلام على كورانى و تحت رياست
آيت اللّه‏ سيّد عباس مهرى جمع‏آورى كرده و در سال 1411 ق در پنج مجلّد نشر
داده است. آن‏چنان كه از مقدّمه كتاب استفاده مى‏شود اين مجموعه مورد استقبال
مجامع دينى و بنيادهاى علمى در سراسر دنيا قرار گرفت، لذا به بازنگرى آن گرفته
شد. اين بازنگرى تحت نظارت سيّد صالح مدرسى و سيّد غلامرضا حسينى و با
مشاركت گروهى از دانشمندان به انجام رسيد و نهايتاً در سال 1428 قمرى در
هشت مجلّد به چاپ دوم رسيد. اين معجم اكنون دربردارنده 1861 حديث درباره
امام مهدى عجل اللّه‏ تعالى فرجه الشريف و اوصاف و نسب ايشان، شرايط قبل از
ظهور، حركت ظهور و پس از ظهور ايشان است.

2. مؤلّف معجم

«شيخ على كورانى» عالم و محقّق شيعه در زمينه مهدويت و ظهور، در سال
1944 ميلادى در شهر جبل عامل در جنوب لبنان به دنيا آمد. او به تشويق سيّد
عبدالحسين شرف‏الدين دروس حوزوى را آغاز كرد و زير نظر شيخ ابراهيم سليمان
دروس مقدّمات را گذراند. در سال 1958 ميلادى به شهر نجف رفت و دروس
مقدّمات و سطح را در نزد محمّد تقى فقيه، سيّد علاء بحرالعلوم، شيخ باقر ايروانى
و سيّد محمّدباقر حكيم تكميل كرد. همچنين او در درس خارج سيّد ابوالقاسم
خويى و سيّد محمّدباقر صدر حاضر شد. او كه به عنوان نماينده بعضى مراجع
همچون سيّد ابوالقاسم خويى در برنامه‏هاى تبليغى داخلى در كشور عراق و خارج
از كشور فعاليتهاى گسترده‏اى داشت، در سال 1974 ميلادى به لبنان بازگشت و به
تحقيق و تأليف در زمينه مهدويت پرداخت. با پيروزى انقلاب اسلامى‏در ايران به
حوزه علميه قم آمد و كار تأليف و تدريس را ادامه داد. او با حمايت آيت اللّه‏ سيّد
محمّدرضا گلپايگانى مركز معجم فقهى را تأسيس كرد و با حمايت آيت اللّه‏ سيّد
على سيستانى مركز «المصطفى للدراسات الدينيه» در زمينه عقائد اسلامى‏را بنا
نهاد. برخى تأليفات وى از اين قرار است: عصر ظهور، الممهدون للمهدى، طريقه
حزب اللّه‏، ملائكه الغيب قادمون.

3. نوع جامع حديثى و موضوع آن

اين دايره‏المعارف حديثى چون به موضوع خاص حديثى امام مهدى عجل اللّه‏
تعالى فرجه الشريف اختصاص يافته از نوع جوامع نسبى حديثى است. در اين
موضوع خاص نيز به جمع تمام روايات موجود نپرداخته و چنان‏كه خواهد آمد بر
مبناى ملاكهايى رواياتى را گزينش نموده است. بنابراين در موضوع امام مهدى
عجل اللّه‏ تعالى فرجه الشريف نيز جامع نسبى است.

4. نام جامع حديثى

در انتخاب نام معجم توسّط مؤلّف آن شكّى نيست، تنها دو مسئله درباره نام اين
جامع حديثى مطرح مى‏شود: «معجم احاديث الامام المهدى»

الف) نام مجموعه به گونه‏اى است كه به نظر مى‏رسد احاديثى كه گوينده آن امام
مهدى عجل اللّه‏ تعالى فرجه الشريف است، در بردارد.

ب) معجم در اصطلاح محدثان به كتابى گفته مى‏شود كه احاديث آن به ترتيب
نامهاى صحابه يا مشايخ حديثى يا راويان شهرها و امورى از اين دست طبقه‏بندى
شده باشد و در اين دسته‏بندى مبناى غالب، چينش روايات بر پايه نظام الفبايى
اسامى باشد. (معارف، 375)

در مقدّمه، مؤلّف خود در اين‏باره چنين مى‏گويد كه «از قرن چهارم اين نام به
مجموعه‏هاى حديثى بدون فهرست اطلاق مى‏شده است. مانند معجم كبير و
متوسط و صغير طبرانى. پس اشكال ندارد اين نام را به سبب اختصار و زيباييش
براى مجموعه مسلسل احاديث امام مهدى عجل اللّه‏ تعالى فرجه الشريف و
فهرستهاى الفبايى و موضوعى آن به كار برد.»

در حالى‏كه بايد گفت طبرانى در دو معجم صغير و متوسط، احاديث را براساس
ترتيب الفبايى نامهاى مشايخ خود و در معجم كبير بر پايه نامهاى صحابه آورده
است و از اين رو معجم ناميده شده‏اند.

5. تعداد روايات و ابواب و شيوه تنظيم آن

احاديث به ترتيب زمانى مرتب شده‏اند، به طورى‏كه ابتدا بشارات اديان و كتب
آسمانى به ظهور منجى و سپس احاديث شريف نبوى جلد اوّل را پوشش مى‏دهد.
جلد دوم و سوم هم ادامه احاديث شريف نبوى را دربر دارد. آنگاه احاديث يك يك
امامان عليهم‏السلام در جلدهاى چهارم و پنجم آمده و ادامه احاديث امامان عليهم‏السلام و توقيعات
امام مهدى عجل اللّه‏ تعالى فرجه الشريف در جلد ششم وارد شده است. البته
احاديث هر يك از ايشان به ترتيب موضوعى و از اوصاف حضرت آغاز مى‏شود.
احاديث هر موضوع تحت يك باب كه عنوان آن به دقت انتخاب شده قرار مى‏گيرد.
در پايان در مجلد هفتم آياتى كه به موضوعى مرتبط با حضرت مهدى عجل اللّه‏
تعالى فرجه الشريف تفسير شده است به ترتيب سور و آيات قرآنى ذكر شده است.
جلد هشتم هم فهرستهاى سى‏گانه كتاب را دربر دارد. ابواب اين دايره‏المعارف در
چند بخش كلّى سامان يافته است:

بشارات اديان، احاديث سيزده معصوم درباره امام مهدى، تئقيعات امام مهدى
و احاديث تفسيرى. در هر كدام از اين ابواب، چندين زيرمجموعه وجود دارد.

در مجموع 1861 حديث در 695 باب بر اساس ترتيب تركيبى شخص محور ـ
موضوع محور آمده است. اين ترتيب به بازسازى فرآيند تكامل تاريخى موضوع
مهدويت كمك مى‏كند؛ امّا كار محقّق را در تحليل منطقى هر يك از موضوعات
مشكل و او را نيازمند مراجعه مكرّر به مجلدات گوناگون معجم مى‏سازد. مراجعه به
فهرستهاى موضوعى هم بار چندانى از دوش او نمى‏گيرد؛ زيرا فهرست موضوعى
تنها ترتيب الفبايى نام ابواب روايات است كه به شكل جزئى تعيين شده است. اگر
موضوعات به شكل كلّى‏ترى طبقه‏بندى مى‏شد و آن‏گاه آدرس روايات مربوط به هر
عنوان كلّى در يك فهرست ارائه مى‏گرديد، بسيار مناسب‏تر بود. اگرچه هنوز كارآيى
ترتيب موضوع محور به جاى شخص محور را در تحليل مفهومى روايات نداشت.

به نظر مى‏رسد اگر روايات بر اساس موضوعات كلّى مرتب مى‏شد و سپس
ترتيب روايات هر موضوع بر اساس گوينده آن شكل مى‏گرفت، هر دو هدف محقّق
مى‏شد: تحليل مفهومى هر موضوع و بررسى هر يك از موضوعات مهدويت بر
اساس كلام معصومان.

اين اشكال نيز قابل ذكر است كه در ترتيب زمانى موضوعات كه هدف مؤلّف
بوده، كاملاً موفق نبوده است. نمونه آن، احاديث مربوط به ويژگيهاى عصر
حكومت امام عجل اللّه‏ تعالى فرجه الشريف و پس از ظهور است. عدل و رخاء
عطوفت ايشان از عناوين اوليه در روايات پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آلهاست؛ زيرا آن را از اوصاف
شخصى ايشان شمرده شده، در حالى‏كه مربوط به حكومت و پس از ظهور ايشان
است. يا احاديثى چون ضرورت وجود امام در هر عصر، ائمّه دوازده‏گانه، دعا براى
امام زمان و ... را در آخر آورده است، در حالى‏كه يا مربوط به زمان غيبت يا از كليّات
بحث امامت است و مناسب آن است كه در آغاز مطرح شود.

6. انگيزه تأليف با تأكيد بر شرايط عصر مؤلّف

انقلاب اسلامى ايران و تأثيرات جهانى آن در راستاى آماده سازى ظهور، از
انگيزه‏هاى مؤلّفان اين مجموعه است.

به همين جهت و در راستاى پاسخ به نياز جامعه براى شناخت امام زمان عجل
اللّه‏ تعالى فرجه الشريف و حركت ايشان، ابتدا به تأليف كتاب عصر ظهور و سپس
دايره‏المعارف احاديث امام مهدى عليه‏السلامپرداخت.

مؤلّف معتقد است[4] موضوع مهدويت چنان گسترده و غنى است كه با وجود
فراوانى كتب و تحقيقات و مقالات درباره امام مهدى عجل اللّه‏ تعالى فرجه الشريف
باب بحث و بررسى به منظور يافته‏هاى جديد پيش روى آنان باز است. از اين رو
نياز به كارى اساسى احساس مى‏شود تا مجموعه‏اى فراهم آورد كه با وجود آن هيچ
محقّق و خواننده‏اى  در اين موضوع از آن بى‏نياز نباشد و نيز به كتاب ديگرى محتاج
نشود. از اين رو به جستجو و استخراج احاديث اين موضوع از منابع پرداختند.
مؤلّف شيوه كار خود را چنين مى‏گويد: سند (سند اصلى) را با تمامى مسائل مربوط
به آن در يك جا قرار دهيم و سپس هر مطلبى را بخواهيم به آن ارجاع دهيم. بعد از
بررسى اين شيوه به اين نتيجه رسيدم كه به كارگيرى اين سبك علمى (در جمع‏آورى
روايات)، مشكل تجزيه و تقطيع روايات كه بحثهاى علمى ما در حديث وفقه و غير
آن، دچار آن هستند نيز حل مى‏شود». (مسجد انگجى تبريز، ص 203)

 

7. ملاكهاى انتخاب روايات و ميزان توفيق مؤلّف در ملاكهاى اعلامى خودش

ملاك مؤلّف استقصاى تمام روايات درباره امام مهدى عجل اللّه‏ تعالى فرجه
الشريف قبل از ظهور و دوران ظهور و عصر حكومت ايشان در كمترين حجم ممكن
است. از اين رو در صدد جمع مطلق روايات درباره ايشان نبوده‏اند، بلكه ميان
روايات با متون مشابه، تنها متن روايت از قديمى‏ترين منبع ذكر شده، آنگاه
سندهاى روايت در تمام منابع و اختلافات متن روايت هر منبع بعد از ذكر سند در
پاورقى آمده است.

همچنين به منظور رعايت اختصار، از ميان روايات فراوانى كه به اعتبار مقام
امامت به ايشان مربوط است، تنها به ذكر نمونه‏هايى بسنده شده است. مانند
روايات ائمّه دوازده‏گانه كه گاه حتّى اسم ايشان در روايت به چشم مى‏خورد. يا
روايات ضرورت وجود امام در هر عصر، توسّل به امامان و دعا براى ايشان و ....

امّا ميزان اعتبار و قوّت و ضعف احاديث، اثرى بر انتخاب آن از سوى مؤلّف
نداشته است و بنابر گفتارش در مقدّمه ماده خام را براى محقّق فراهم آورده‏اند و كار
داورى را به او سپرده‏اند و جز در مواردى خاص، خود وارد بحث تحقيق سند يا
دلالت متن نشده‏اند.

در مقايسه با كتاب كمال‏الدين شيخ صدوق رحمة اللّه‏ روشن مى‏شود روايات
فراوانى از احاديث امام مهدى عجل اللّه‏ تعالى فرجه الشريف در اين مجموعه
مغفول مانده است. مانند نصوص غيبت، علّت غيبت، ماجراى ميلاد ايشان،
معرفى مادر ايشان (جز موارد اندك مثل كه ايشان از نسل حواريون هستند)،
احاديش تعمير، احاديث غيبت انبياء.

به عنوان نمونه از نصوص نوزده‏گانه وارده از على عليه‏السلام درباره غيبت امام دوازدهم
كه در كمال‏الدين آمده تنها سه مورد وارد اين مجموعه شده و هيچ يك از نصوص
وارده از امامان دوم تا چهارم ذكر نشده است.

بنابراين اين مجموعه در استقصاى تمام احاديث اين موضوع موفق نبوده است.
امّا آنچه بسيار چشمگير است فراوانى احاديث مربوط به بشارات ظهور منجى در
اديان، فتن آخرالزمان و وقايع عصر ظهور و سفيانى و دجال است كه احاديث آن در
كمال الدين بسيار كمتر است. اين مسأله در كنار آنچه به عنوان انگيزه از مؤلّف معجم
نقل شد، نشان مى‏دهد كه بيشتر در صدد جمع احاديثى بوده‏اند كه حركت جهانى
منجى موعود را ترسيم كند؛ زيرا با تكيه بر برخى روايات وقوع انقلاب اسلامى
ايران را از نشانه‏هاى نزديكى ظهور مى‏شمرد. از جمله روايت خروج اهل مشرق
قبل از ظهور امام عجل اللّه‏ تعالى فرجه الشريف (نعمانى، ص 281؛ مجلسى، ج 52، ص 243)
كه آقاى كورانى آن را در كتاب عصر ظهور با انقلاب اسلامى ايران تطبيق داده است و
برخى ديگر از علما نيز در تطبيق آن روايت با انقلاب اسلامى ايران كتاب نوشتند.
همچنين رواياتى كه ياران امام عجل اللّه‏ تعالى فرجه الشريف را از ايرانيان معرفى
مى‏كند.

بنابراين به دو دليل از احاديث مهدويت كه حدود 6000 روايت است [5] در اين
كتاب به 2000 روايت بسنده شده است. اوّل آنكه احاديث مربوط به بعضى
موضوعات مهدويت مغفول مانده است كه اين مسأله از ارزش اين اثر كاسته است.
دوم اكتفاء به ذكر نمونه‏هايى از احاديث متواتر معنوى يا لفظى در اين موضوع و
عدم استقصاى همه روايات هم مضمون به جهت رعايت اقتصار كه از اهداف
مؤلّف بوده است. اين ويژگى باعث شده كه اين اثر نمايان‏گر تواتر اين دسته از
روايات نباشد. انعكاس تواتر اگرچه مفيد به نظر مى‏رسد امّا هدف مؤلّف در انتخاب
و ذكر روايات نبوده است. البته شايان ذكر است كه در مواردى چون احاديث ائمّه
اثنى عشر، مؤلّف مطابق شيوه خود تمامى مصادر و طرق روايت را در قسمت
المصادر آورده است، كه در اين مورد بيش از صد مصدر است و به نحوى مى‏توان
تواتر آن را دريافت.

 

8. مكتب كلامى ـ فقهى مؤلّف

با توجّه به موضوع معجم روشن است كه روايات آن ارتباطى با فقه (به معناى
اصطلاحى آن) ندارند، از اين رو سخن از رويكرد فقهى مؤلّف جايگاه ندارد؛ امّا در
مطالعه كمال الدين و توجه به روش طرح مطالب در آن و مقايسه آن با معجم تفاوت
اساسى در رويكرد كلامى مؤلّفان اين دو آشكار مى‏شود. شيخ صدوق رحمة اللّه‏ با
رويكردى كلامى در جلد نخست كتاب خود را با مسئله امامت و عصمت و شبهات
حول آن آغاز مى‏كند. سپس شبهات وارد به مسئله غيبت و پاسخ آن را طرح مى‏كند
و با ذكر روايات غيبت انبياء بر آن استدلال مى‏كند. آنگاه نصوص وارده از چهارده
معصوم را مى‏آورد كه بر غيبت امام دوازدهم عجل اللّه‏ تعالى فرجه الشريف دلالت
دارد. در ادامه و در جلد دوم پس از ذكر روايات مذمت منكرين ايشان با رواياتى در
معرفى نرجس خاتون و جريان ميلاد امام عجل اللّه‏ تعالى فرجه الشريف و كسانى كه
ايشان را مشاهده كرده‏اند، تولّد ايشان را اثبات مى‏كند. آنگاه روايات علّت غيبت و
توقيعات را مى‏آورد. در ادامه با ذكر چند حديث درباره دجّال به بيان داستانهايى از
معمّرين و رخدادهاى عجيب مى‏پردازد تا عجايب مسئله مهدويت را ممكن جلوه
دهد. در آخر احاديث ثواب منتظر را مطرح مى‏كند و نهايتاً در باب علائم خروج 29
روايت عرضه مى‏دارد.

امّا عناوين روايات هر امام در معجم نشان مى‏دهد پس از چند عنوان درباره
اوصاف و نسب امام عجل اللّه‏ تعالى فرجه الشريف و ندرتاً عنوانى در وقوع غيبت،
عناوين فراوانى درباره وقايع عصر غيبت و آستانه ظهور، رجعت و جريانهاى
اجتماعى آن زمان و سفيانى و حركت او در شهرها و اصحاب امام عجل اللّه‏ تعالى
فرجه الشريف و خروج و حركت ايشان در شهرها و نهايتاً دجّال و دابّة الارض و
يأجوج و مأجوج ديده مى‏شود. در پايان هم نمونه‏هايى اندك از احاديث امامت
وجود دارد.

شايد بتوان گفت همت مؤلّف بيشتر بر نقل اخبارى متمركز بوده كه ماجراى
حركت جهانى منجى موعود را ترسيم مى‏كند و رويكرد كلامى در اين اثر جلوه
چندانى ندارد.

البته گاه اثر اجتهاد شخصى مؤلّف را مى‏توان در ترتيب زمانى موضوعات
مشاهده كرد. مانند اينكه ترتيب روايات جريان ظهور و حركت امام در شهرها لزوماً
بر مبناى طرحى خواهد بود كه توسط مؤلّف از روايات استنباط شده است.

9. منابع كتاب

منابع و مصادر مورد استفاده در اين معجم تنها كتب حديثى نبوده بلكه كتابهاى
تفسيرى و رجالى و تاريخى و تراجم و عقايد و لغت نيز مورد كاوش گروه تأليف قرار
گرفته است. بنابر مقدمه چاپ اوّل، گروه محقّقان احاديث معجم را از مصادر
مختلفى ـ بيش از 400 و مشتمل بر 1000 مجلد ـ استخراج نموده‏اند. در چاپ دوم
تعداد منابع مورد استفاده به بيش از 670 منبع رسيده است. در واقع گردآورندگان
كوشيده‏اند كه از هيچ منبعى اعمّ از كتب خاصّه و عامّه چشم نپوشند. چنانچه
روايتى در منابع متقدم يافت نشده آن را به واسطه منابع متأخر آورده‏اند.

10. تأثير كتاب بر آثار پس از خود و جايگاه آن در منظومه حديثى

اين مجموعه نسبت به آثار قبل از خود در اين موضوع مانند الغيبة شيخ طوسى،
كمال الدين و منتخب الاثر و ... از امتيازاتى برخوردار است:

ـ استفاده از مصادر شيعه و اهل سنّت و انعكاس تواتر معنوى احاديث مهدويت
ميان مسلمانان خصوصاً با جداسازى اين مصادر.

ـ بازتاب تمايزات فريقين در مسئله مهدويت مانند بحث دجّال و سفيانى (كه
روشن مى‏شود در روايات اهل سنّت بيشتر بر دجّال تأكيد مى‏شود و به نظر مى‏رسد
جايگزين سفيانى در احاديث شيعه شده است.) (نك: كورانى، ص 43)

ـ اختصار و جامعيت نسبى

ـ سهولت استفاده به خاطر ترتيب منطقى موضوعات[6]

 

ـ سهولت جستجو به وسيله فهرستهاى سى‏گانه

ـ مشاهده سير حديث در كتب از قديم تا جديد و شناخت مصادر اصلى و اوليه

ـ جداسازى احاديث تفسيرى

ـ شناخت نقش هريك از معصومين در تبيين مسئله مهدويت و ارائه قرائنى در
آشنايى با تاريخ امامان عليهم‏السلام

ـ فوايد ديگرى كه از فعاليتهاى مؤلّف در شرح متن و سند حديث حاصل
مى‏شود.

11. شيوه تدوين سند 

از آنجا كه اين اثر در عصر حاضر تأليف شده، سند روايات را خود تدوين
ننموده، بلكه از كتب قديمى نقل مى‏كند، به اين ترتيب نقل متن حديث، سند هر
حديث در مقابل نام مصدر مربوطه، متن هر مصدر با متن منتخب.

علامت * قبل از اسم مصدرى كه مؤلّف آن سند متصل تا راوى اوّل خود داشته
يا معمولاً دارد، قرار داده است. امّا مصدرى كه حديث را از كتابى ديگر نقل كرده يا
آن را مرسل و بدون سند آورده قبل از آن علامت ستاره تو خالى گذاشته است.

12. مراحل تدوين مطالب

12ـ1ـ انتخاب متن حديث از كهن‏ترين مصدر، مگر زمانى كه كتاب مربوطه
موجود نبوده يا ضرورتى براى گرفتن متن از مصدر ديگر پيش آمده است.

12ـ2ـ ارائه تمامى مصادرى كه حديث در آن يافت مى‏شود؛ به ترتيب زمانى و بر
مبناى زمان وفات مؤلّف ذيل عنوان «المصادر».

12ـ3ـ علامت گذارى مصدرى كه متن روايت از آن اخذ شده است.

12ـ4ـ ارائه سند حديث در مصادر، مگر آنكه بدون تفاوت از مصدر پيش از خود
آورده باشند.

12ـ5ـ علامت‏گذارى مصدرى كه مؤلّف آن تا راوى سند متصل دارد و يا معمولاً
سندى مستقل دارد.

 

12ـ6ـ علامت‏گذارى مصدرى كه حديث را از كتابى ديگر نقل نموده، يا آن را
مرسل و بدون سند آورده است.

12ـ7ـ جداسازى مصادر شيعه و اهل سنّت و تقدّم مصادر اهل سنّت به منظور
رعايت ادب واينكه اصالت احاديث مهدويت و گستره آن در مصادر همه مسلمانان
روشن شود.

12ـ8ـ شماره‏گذارى مسلسل براى تمام احاديث و مقطعى براى احاديث هر باب

12ـ9ـ اشاره به تفاوت متن حديث در ساير مصادر نسبت به متن منتخب، گاه با
بيان دقيق تفاوت و گاه با تعيين ميزان تفاوت به وسيله عباراتى كه در مقدّمه كتاب
شرح داده شده است.

12ـ10ـ توضيح معناى واژگان مشكل روايت در ذيل آن و با عنوان «المفردات»

12ـ11ـ اعراب گذارى دقيق متن حديث، هم در متن اصلى و منتخب و هم در
قسمت المصادر

12ـ12ـ رعايت امانت، حرف به حرف در جملات صلوات بر پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله و
عبارات تسليم و ترضى بر امامان اهل‏بيت عليهم‏السلام و صحابه و راويان.

12ـ13ـ رعايت احترام نسبت به تمام راويان حتّى كسانى كه دانشمندان علم
حديث آنان را حديث پرداز شمرده‏اند.

12ـ14ـ مرتب كردن موضوعات احاديث رسيده از هر معصوم، بر مبناى سير
زمانى وقوع آن؛ به اين شكل كه ابتدا احاديث قبل از ظهور امام مهدى عجل اللّه‏
تعالى فرجه الشريف آمده و پس از آن اوصاف ايشان و بعد روايات حركت ظهور و
وقايع بعد از آن آمده است.

12ـ15ـ در قسمت آيات مفسره، روايات به ترتيب آيات مصحف آمده است.

12ـ16ـ تنوع مصادر اعمّ از كتب حديثى، رجالى، تفسيرى، تراجم، عقايد و ...

12ـ17ـ تلاش براى رفع احاديث متعارض و رفع تعارض از آن. مانند احاديثى كه
دلالت مى‏كند بر اينكه امام مهدى عجل اللّه‏ تعالى فرجه الشريف از فرزندان عبّاس
است.

 

12ـ18ـ فهرستهاى سى‏گانه: آيات، اعلام (اهل‏بيت عليهم‏السلام، انبياء، ملوك، زنان،
مردان)، اقوام، ملل و نحل، ملائكه و جن، فتن و حروب، اماكن، اسلحه، جوارح،
امراض، اطعمه و اشربه، البسه، اوقات، سنوات تاريخى، اعداد، كواكب، حيوانات،
اشجار، احجار، جبال، بحار و انهار، اشعار، مصادر.

12ـ19ـ علامت‏گذارى منابعى كه در چاپ دوم اضافه شده است.

12ـ20ـ آوردن اقوال دانشمندان در وضعيت اعتبار حديث (مثلاً نظر حاكم در
المستدرك)

13. اعتبار كتاب

با توجّه به ملاكهاى مؤلّف در انتخاب روايات ـ استقصاء و اختصار ـ اعتبار
احاديث مورد توجّه مؤلّف نبوده است؛ زيرا او به منظور برداشتن گام اوّل در صدد
فراهم آوردن احاديث به عنوان ماده خام براى محقّقين بوده تا آنان با بررسى
اصالت و اعتبار احاديث گام بعدى را بردارند. مؤلّف در مقدّمه مى‏گويد: «ما احدى
از دانشمندان را نمى‏شناسيم كه به صحّت تمام اين احاديث بدون استثناء فتوا
دهد؛ زيرا در آن روايات متعارضى هست كه قابل جمع نيست و در آن احاديث
مردود و ضعيف وجود دارد. در عين حال احدى از دانشمندان از تمام فرق اسلامى
را سراغ نداريم كه جرأت بر ردّ تمام اين احاديث بورزد؛ زيرا بسيارى از آن در
مسلّم‏ترين مصادر وارد شده است و كلّ شرطهاى صحّت را، حتّى با ملاك افراد
سخت‏گير، در خود جمع كرده است. از اين جهت خود و برادران پژوهشگرمان را
سفارش مى‏كنيم كه قبول و ردّ آنان بعد از اعمال ملاكهاى علمى متين و مطابق با
اصول موجود در علم حديث و علوم ديگر مربوط به حديث، صورت گيرد.»[7]

بنابراين اگر بخواهيم سخن از اعتبار اين كتاب بگوييم، گفتارمان با اعتبار
احاديث مهدويت پيوند خواهد خورد. در زمينه اصالت و اعتبار احاديث مهدويت
كارهاى فراوانى چه در جهت اثبات و چه نفى آن صورت گرفته است. آنچه در نفى
اين احاديث گفته شده همه به صورت مجمل و مبهم، و نه با تكيه بر ملاكهاى دقيق
علمى، و از سر تجددگرايى و انكار غيب در زندگى بشر است. از اين رو يا آن را
اسرائيليات خوانده و يا از مجعولات شيعه و باطنيين شمرده و يا از آن برداشتهاى
كنايى نموده و يا آن را برگرفته از تعاليم زرتشت پنداشته‏اند. (نك: مهدوى راد، ص 353)
آيت اللّه‏ صافى در اين‏باره مى‏نويسند:

«در بين نويسندگان معاصر اهل سنّت برخى كه خود را روشن‏فكر و متنوّر
مى‏شمارند در برخى از معارف اسلامى كه با عالم غيب ارتباط دارد مانند معجزات
مادّى و مددهاى غيبى و اشراط ساعت و علائم قيامت و مسائلى كه اصالت قرآنى
دارند تشكيك و ترديد نموده و بلكه انكار مى‏نمايند و براى اينكه خود را روشن‏فكر
نشان بدهند سرمايه‏اى غير از اين اظهارات ترديدآميز ندارند. آنان مى‏خواهند
هرچه بتوانند از ارزش غيبى دين بكاهند و مقامات پيامبران و ائمّه عليهم‏السلامرا نپذيرند و
وحى و نزول ملائكه را در جنگ بدر و حوادث ديگر از اين قبيل را به گونه‏اى كه
مادى‏پسند شود و منكران خدا و قدرت و توانائى او هم قبول كنند، مطرح نمايند و
انبياء را رجال ژنى و نابغه قلمداد كنند و با اين مقوله سخنان در مسائل دين تصرفات
و مداخلات ناروا مى‏نمايند.

بديهى است كه اين نه روشن‏فكرى است؛ بلكه غرب‏زدگى و مادى‏گرائى است
كه متأسفانه در اثر تلقينات سوء و ضعف عقيده و قلّت آشنائى با مبانى محكم
اسلامى بسيارى به آن مبتلا شده‏اند.» (صافى گلپايگانى، ص 46 و 47)

دكتر مهدوى راد در پاسخ به اين افراد مى‏گويد: «با ورق زدن سريع معجم نام
شمار فراوانى از صحابه را مى‏يابيم كه اين احاديث را نقل كرده‏اند؛ مانند عبّاس بن
عبدالمطلب، عبداللّه‏ بن عبّاس، عبداللّه‏ بن جعفر،  }عبداللّه‏ بن مسعود، {سلمان،
ابوذر، عماربن ياسر، جابر بن عبداللّه‏ انصارى، حذيفة بن يمان، عمر بن خطاب،
عثمان بن عفان، عبدالرحمن بن عوف، عبداللّه‏ بن عمر، امّ سلمه، عايشه، امّ حبيبه،
ابو ايّوب انصارى، زيد بن ارقم، ابوسعيد خدرى، سهل بن سعد ساعدى، حذيفة بن
اسيد، معاذ بن جبل، ابوهريرة، انس بن مالك، زيد بن ثابت. بنابراين در تواتر اين
روايات ترديدى باقى نمى‏ماند. ... در روايات متواتر بحث كردن از سند خطاست.»
(مهدوى راد، ص 354)

همچنين بايد گفت: «اهل سنّت و شيعه در طى اعصار و مرور قرنها همه بر اين
اتفاق داشته و دارند كه در آخرالزمان يك نفر از اولاد رسول صلى‏الله‏عليه‏و‏آله و فرزندان على و
فاطمه عليهماالسلام كه صفات و علاماتش در احاديث مذكور است در هنگامى‏كه دنيا پر از
ظلم و جور شده باشد ظهور نمايد و جهان را پر از عدل و داد كند همه او را هم‏نام و
هم كنيه پيغمبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله و ملقّب به مهدى معرّفى نموده‏اند، و همه اتفاق دارند بر اينكه
تا او ظهور نكند سير اين عالم و اين جامعه بشرى به پايان نخواهد رسيد و تا اين
دادگستر بزرگ و رهبر حكومت عدل جهانى قيام نكرده است، بشر بايد منتظر ظهور
او باشد و بداند كه جهان محكوم ظلم ستمگران و فساد اهريمنان نيست و سرانجام
همه تباهى‏ها و نگرانيها به راحتى و امنيت و آسايش مبدّل مى‏شود و مستكبرين و
مفسدين ريشه‏كن مى‏گردند. همه چشم به راهند و همه منتظرند. چنانكه از مصادر
معتبر تاريخ و حديث استفاده مى‏شود در تمام اعصار اين يك عقيده عمومى امّت
اسلام بوده است و همه بر آن اتفاق داشته‏اند و لذا مدعيان دروغين مهدويت را به
اينكه واجد صفات و نشانيهاى مهدى موعود نيستند رد مى‏كردند و هرگز در مقام رد
آنها صحّت اصل و اساس اين عقيده را منكر نمى‏شدند.

و خلاصه اتفاق مسلمين بر اصل ظهور مهدى عليه‏السلام و برخى از خصوصيات و
خصائص آن حضرت هميشه مورد قبول بوده و علماء بزرگ اهل سنّت هم آن را
مورد تصريح و تأكيد قرار داده‏اند و به قول دانشمند بزرگ و معاصر اهل سنّت شيخ
على ناصف در كتاب غاية المامول همه (سلفا و خلفا) بر اين عقيده بوده و هستند.»
(صافى گلپايگانى، ص 64 و 65)

سخن ايشان درباره اصل مسئله مهدويت است، كه انكار و تضعيف آن ممكن
نيست. امّا اين حوزه نيز از ورود احاديث ضعيف مصون نمانده و از اين رو تحقيق
موردى احاديث آن ضرورت دارد.

 

 

منابع

 

قرآن مجيد

1. اكبرنژاد، مهدى، «نقد ديدگاه ابن خلدون در احاديث مهدويت». فصلنامه قبسات. ش 33. تهران:
پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامى.

2. صافى گلپايگانى، شيخ لطف اللّه‏. منتخب الأثر فى الإمام الثانى عشر عليه‏السلام. تهران: مركز نشر كتاب، 1373 ق.

3. ــــــ. اصالت مهدويت. قم: مركز نشر آثار آيت اللّه‏ صافى گلپايگانى، 1387 ش.

4. صبحى صالح. علوم حديث و اصطلاحات آن. ترجمه و تحقيق: عادل نادر على، قم: اسوه و سازمان
اوقاف و امور خيريه.

5. صدوق، محمّدبن على‏بن حسين‏بن بابويه قمى. كمال‏الدين و تمام‏النعمة. قم: دارالكتب الاسلاميه، 1397
ق.

6. طوسى، ابوجعفر محمّدبن حسن. الغيبة. قم : مؤسسه معارف اسلامى، 1411 ق.

7. عتر، نورالدين. منهج‏النقد فى علوم الحديث. بيروت : دارالفكر، 1413 ق.

8. كورانى، على و هيئت علمى مؤسسة المعارف الاسلاميه. معجم احاديث الإمام المهدى عليه‏السلام. قم: مؤسسه
المعارف الاسلامى و مسجد الجمكران المقدّس، 1386 ش .

9. كورانى، على. عصر ظهور. ترجمه: مهدى حقى، تهران: اميركبير و شركت چاپ و نشر بين‏الملل، 1387
ش.

10. ــــــ. المعجم الموضوعى لاحاديث الامام المهدى عجل اللّه‏ فرجه الشريف. بيروت: دار المرتضى، 1430 ق.

11. مجلسى، محمّد باقر. بحارالانوار الجامعه لدرر اخبار الائمة الاطهار. بيروت: موسسه الوفاء، 1404 ق.

12. مسجد انگجى تبريز، «گامى كوچك در معرفى يك اثر نفيس درباره امام قائم عجل اللّه‏ تعالى فرجه
الشريف». مجموعه مقالات و گفتارها. تبريز: مسجد انگجى در نرم‏افزار مكتبة اهل‏البيت.

13. معارف، مجيد. مباحثى در تاريخ حديث. تهران: نبأ، 1387 ش.

14. مهدوى راد، محمّد على، «معرفى انتقادى كتاب معجم احاديث الإمام المهدى عليه‏السلام». مشعل جاويد
(مجموعه مقالات)، قم: دليل ما، 1381 ش.

15. نعمانى، محمّدبن ابراهيم. الغيبة. تهران: مكتبة الصدوق.



[1]. استاد دانشگاه تهران. Email: آدرس ایمیل جهت جلوگیری از رباتهای هرزنامه محافظت شده اند، جهت مشاهده آنها شما نیاز به فعال ساختن جاوا اسكریپت دارید

[2]. دانشجوى دكترى علوم قرآن و حديث، دانشگاه تهران. Email: آدرس ایمیل جهت جلوگیری از رباتهای هرزنامه محافظت شده اند، جهت مشاهده آنها شما نیاز به فعال ساختن جاوا اسكریپت دارید

[3]. در اين تقسيمات اختلافاتى نيز ديده مى‏شود. مثلاً برخى باب رقاق و باب سفر را نيز از جمله موضوعات هشت‏گانه شمرده‏اند. نك: صبحى صالح،ص 212

 

[4]. برگردان از مقدّمه معجم، نك: كورانى، ج 1، ص 9.

 

[5]. آية اللّه‏ صافى گلپايگانى در كتاب منتخب الاثر فى الإمام الثانى عشر عليه‏السلام بنا به شمارش اين‏جانب 6266 روايت در موضوع مهدويت گرد آورده‏اند.

 

[6]. (نك: بند 12 ـ 14 در فعاليتهاى مؤلّف)

 

[7]. ترجمه بخشى از مقدّمه چاپ اوّل، نك: كورانى، ج 1، ص 13

 

 

 

خبرنامه

نــــام:

ایمیل: