نقش امام حسن عسكرى عليه ‏السلام و اصحاب ايشان در حديث اماميه چاپ
شماره سفینه - سفینه 37
پنجشنبه ، 28 فروردين 1393 ، 14:08

نقش امام حسن عسكرى عليه ‏السلام و اصحاب ايشان در حديث اماميه

جمال فرزند وحى[1]

فرشته دارابى[2]

چكيده: اهل‏بيت رسول اكرم صلى ‏الله ‏عليه ‏و‏آله طبق سفارش آن حضرت، در كنار
قرآن كريم، بالاترين مرجع علمى‏اند كه خداوند ايشان را براى هدايت و
رهبرى مسلمانان پس از رسول اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله برگزيده است. امام حسن
عسكرى عليه‏السلاميازدهمين امامى است كه سكان كشتى هدايت را به دست
گرفت. اين پژوهش در پى آن است كه با ترسيم شرايط سياسى و
اجتماعى حيات ايشان، به عنوان عوامل مهم و اثرگذار در مضمون
احاديث و چگونگى نشر آنها، شيوه‏هاى نقل و نشر حديث و نقش
اصحاب و شاگردان آن حضرت در حفظ و نقل حديث را وانمايد و
مدارس حديثى را كه در زمان ايشان رونق گرفت، معرّفى كند و آثارى
را كه به اين حضرت نسبت داده‏اند، بررسى نمايد.

كليدواژه‏ها: امام حسن عسكرى عليه‏السلام / حديث / شيوه‏هاى نشر حديث
/ مدارس حديثى.

 

1. مقدّمه

پس از قرآن كريم، دومين مرجع شناخت احكام و عقايد اسلامى، سنّت رسول
خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله و احاديث معصومين عليهم‏السلام است. در اين مورد خداى تبارك و تعالى با نزول
آيه شريفه: «وَ أَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَينَِّ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيهْمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُون» (نحل (16) /
44) «و اين قرآن را به سوى تو فرود آورديم؛ تا براى مردم آنچه را به سوى ايشان نازل شده
است؛ توضيح دهى. و اميد كه آنان بينديشند
.» رسول اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله را مكلّف به تبيين مسائل
قرآنى فرمود. ضمن آنكه عصمت و صلاحيت اهل‏بيت رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله در اين آيه
شريفه: «لَا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُون» (واقعه (56) / 79) «جز پاك‏شدگان بر آن دست نزنند.» مطرح
است. در تفسير آمده است كه مراد از مطهّرون با توجه به آيه «إِنَّمَا يُرِيدُ اللّه‏ُ لِيُذْهِبَ
عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكمُْ تَطْهِيرًا
» (احزاب (33) / 33) «خدا فقط مى‏خواهد
آلودگى را از شما خاندان
[پيامبر ]بزدايد و شما را پاك و پاكيزه گرداند.» منظور از
اهل‏بيت، چهارده معصوم عليهم‏السلامهستند. (طباطبائى، الميزان، ج 16، ص 465) پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آلهنيز با
صدور حديث ثقلين، حجيّت سنّت و سيره عترت خويش را امضاء نمود.

امام حسن عسكرى عليه‏السلام، يازدهين امام شيعيان، در شرايطى به امامت رسيدند كه
همچون پدر گرامى‏اش در محله نظامى تحت نظر مأموران حكومتى بودند و شيعيان
آزادانه نمى‏توانستد با ايشان ملاقات كنند. از سوى ديگر، شيعيان در اين برهه از
زمان، در مناطق مختلف پراكنده بودند. با توجّه به اين شرايط، امام از شيوه‏هاى
متفاوتى نسبت به عهد صاقين عليهم‏السلام در نشر و گسترش حديث استفاده مى‏كردند. از
جمله اينكه امام از پشت پرده و بيشتر از طريق واسطه‏ها و وكلاء و نوشته‏ها با مردم
ارتباط برقرار مى‏كرد؛ در صورتى‏كه در زمان صادقين عليهم‏السلام ارتباط با مردم آزادانه‏تر و
واسطه‏ها كمتر بودند.

1ـ1) مرورى كوتاه بر زندگانى امام حسن عسكرى عليه‏السلام

در روز هشتم ربيع الثانى يا 24 ربيع‏الاوّل سال 232 هجرى قمرى، مدينه منوّره
به قدوم مبارك دومين فرزند ذكور امام هادى عليه‏السلام مزيّن گشت. (طبرسى، ص 485؛ مفيد، ج
2، ص 308) اين نوزاد فرخنده از دامان مادرى پرهيزكار، مؤنه و دانا به نام سليل يا
حديث متولّد شد. (طبرسى، ص 485) امام هادى عليه‏السلام اين نوزاد را حسن نام نهاد و كنيه
مباركش را ابومحمّد قرار داد. (مجلسى، بحارالانوار، ج 50، ص 242 ـ 244) القاب ايشان
عبارت‏اند از: صامت، هادى، رفيق، زكى، سراج، عسكرى و نقى. (طبرسى، ص 485) از
همان بدو تولّد، امام هادى عليه‏السلام ايشان را به عنوان امام و جانشين خود معرفى
فرمودند؛ چراكه امام هادى عليه‏السلام قبل از تولّد امام حسن فرزند ديگرى به نام محمّد
داشت و ممكن بود، اين شبهه پيش بيايد كه او امام و جانشين پدر است؛ ليكن اين
پسر گرامى كه جوانى دانشمند، متّقى و والا مقام بود، كه در سنّ جوانى از دنيا رفت
و اينك مزار او در فاصله ميان بغداد و سامراء واقع است و به نام مقبره «سيّد محمّد»
مزار شيعيان مى‏باشد. (جزائرى، ص 845)

در اينجا به چند نمونه از نصوصى كه دلالت بر امامت ايشان مى‏كند، اشاره
مى‏كنيم: على‏بن عمر نوفلى گويد: در صحن منزل امام هادى عليه‏السلام در خدمتش بودم
كه سيّد محمّد از نزد ما گذشت. به امام عرض كردم: قربانت گردم، بعد از شما اين
صاحب ماست؟ فرمود: نه صاحب شما بعد من حسن است. (كلينى، ج 2، ص 113)
عبداللّه‏ بن محمّد اصفهانى نيز  در اين‏باره مى‏گويد: امام هادى عليه‏السلام فرمود: «صاحب
شما بعد از من كسى است كه بر من نماز بخواند» و ما تا آن روز ابا محمّد امام حسن
عسكرى عليه‏السلام را نمى‏شناختيم (پس از وفات امام هادى عليه‏السلام ابامحمّد عليه‏السلام بيرون آمد و
بر جنازه آن حضرت نماز خواند). (همان، ص 114)

امام حسن عسكرى عليه‏السلام در حالى‏كه 22 سال از عمر شريفش مى‏گذشت، به
امامت رسيد و عهده‏دار اين منصب الهى گشت. امام حسن عليه‏السلام در شهر سامرا به حلّ
مشكلات و مسائل مردم همّت مى‏گماشت و امور شيعيان را سازماندهى مى‏فرمود.
سالهاى امامت آن حضرت مصادف شد با بقيه دوران حكومت معتز عباسى و پس
از آن حكومت مهتدى و در نهايت پنج سال از حكومت معتمد عباسى مى‏گذشت
(جزائرى، ص 845) كه در سال 260 هجرى در سنّ 28 سالگى به شهادت رسيد و در
منزلش در سامرا در كنار پدر بزرگوارش دفن شد. (شعيرى، ص 50)

1ـ2) وضعيت سياسى ـ اجتماعى دوران امام حسن عسكرى عليه‏السلام

خلفاى عبّاسى عموماً امامان شيعه را تحت فشار و محدوديت قرار مى‏دادند؛ به
طورى‏كه تعقيب و مراقبت از امام هادى و امام حسن عسكرى به قدرى بود كه آنان
را در ميان لشكريان جاى داده بودند و به همين دليل اين دو را عسكريين عليهم‏السلام لقب
داده‏اند. (مجلسى، بحارالانوار، ج 5، ص 113) با اين حال، فشارها و محدوديتها براى امام
حسن عسكرى عليه‏السلام به اين جهت كه در آن دوران شيعه به صورت يك قدرت عظيم
در عراق درآمده بود (و اين باعث مى‏شد كه خلفاء احساس خطر كنند) بيش از
ديگران بود. (معارف، ص 373)

دودمان عبّاسى، طبق روايات فراوان و متواتر مى‏دانستند كه مهدى، از بين برنده
حكومتهاى باطل و برپا كننده حق، فرزند امام حسن عسكرى عليه‏السلامخواهد بود. اين
موضوع باعث شده بود تا حكومت عبّاسى به شدّت، حضرت عسكرى را تحت
كنترل قرار دهد. (ابن شهرآشوب، ج 4، ص 434) اين امر موجب محدود شدن ارتباط
شيعيان با ايشان شده بود. در برخى از گزارشها آمده است كه امام در هر هفته، دو
روز مى‏بايست به مركز حكومت مراجعه مى‏كرد. (طباطبائى، تاريخ حديث شيعه، ص 337)

شيعيان معمولاً در مسيرى كه امام به مركز حكومت رفت و آمد مى‏كرد، با آن
حضرت ملاقات مى‏كردند. در كتاب الغيبه آمده است كه در يوم النوبه (روز مراجعه
امام به مركز حكومت) شور و شعفى در ميان مردم پديد مى‏آمد و خيابانها مملو از
جمعيت مى‏شد. آن‏گاه كه امام در خيابان حضور مى‏يافت، هياهو خاموش مى‏شد و
امام از ميان مردم عبور مى‏كرد. (طوسى، الغيبه، ص 251)

بنابراين، محيط خشن سامرا و خفقان حاكم بر آن همواره با زير نطر بودن شديد
امام، موجب شد كه امام از طريق وكلا و به وسيله مكتوبات و توقيعات با شيعيان
ارتباط برقرار كنند. ارتباطى اين‏گونه، يعنى حضور در ميان مردم و عدم مواجهه
مستقيم با آنان، زمينه لازم را براى دوران غيبت فراهم آورد؛ به طورى‏كه بحرانى در
كتابش آورده است كه امام حتّى به هنگام سخن گفتن با اصحاب خويش نيز از پس
پرده با آنان صحبت مى‏كرد. آنان صداى امام را مى‏شنيدند؛ ولى صورت ايشان را
نمى‏ديدند. (بحرانى، ص 262)

1ـ3) شيوه‏هاى نشر حديث در دوران امام حسن عسكرى عليه‏السلام

1ـ3ـ1) مسائل

مسائل داراى مفاهيم متعدّدى است؛ امّا در زمان امام حسن عسكرى عليه‏السلامبيشتر
به دو مفهوم مسائل آزمودنى و مسائل شرعى به كار رفته و در اين دو مفهوم كه در
نهايت به يك نتيجه مى‏رسند، مخاطب اصلى سؤلات، امامان بوده‏اند و پاسخ آنان
مانند ديگر رواياتشان حجّت بوده است. (معارف، ص 339)

1ـ3ـ1ـ1) مسائل آزمودنى

منظور آن دسته از مسائلى است كه اصحاب ائمه عليهم‏السلام به تدريج، فراهم كرده و با
استفاده از آن، امامت امامان شيعه را به آزمون مى‏گذاشتند. اين مسائل آزمودنى
پس از دوران امام صادق عليه‏السلام كه ميزان ترديد در شناخت امامان عليهم‏السلام زياد گرديد،
يكى از راههاى شناخت امام بر حق بود كه با طرح سؤلاتى، امامت وى را
مى‏آزمودند. در صورتى كه مدّعى امامت بدون تأمّل و به طور صحيح به سؤلات
پاسخ مى‏داد، امامت و حقانيّت او بر مراجعان ثابت مى‏شد. (همو، ص 340) نخستين
بار امام صادق عليه‏السلام به ياران خود سفارش كرد تا به عنوان يكى از راههاى شناخت
امام عليه‏السلام با طرح سؤلاتى امامت وى را بيازمايند. (كلينى، ج 1، ص 284)

1ـ3ـ1ـ2) مسائل شرعى روزمره

منظور از مسائل شرعى روزمره آن دسته از سؤلات است كه شيعيان در مقام
انجام تكاليف دينى يا در برخورد با مخالفان خود به آن برخورد مى‏كردند و با
شرفيابى به محضر ائمّه عليهم‏السلام يا از طريق مكاتبه، حكم آن را از امامان جويا
مى‏شدند.از عهد امام دهم به بعد كه تماس شيعيان با امامان خود محدود شد،
سؤلات شيعيان دست به دست مى‏گشت تا به امام برسد و جواب صادر گردد.
پاسخها در حكم روايت و حديث به شمار مى‏رفت. (معارف، ص 342)

از جمله افرادى كه در زمان امام حسن عسكرى عليه‏السلام واسطه مسائل بودند،
محمّدبن عثمان عمرى (نجاشى، ص 442) محمّدبن سليمان ابوطاهر زرارى (همو،
ص 348)، محمّدبن ريّان‏بن صلت اشعرى (همو، ص 371)، محمّدبن على‏بن عيسى قمى
(طوسى، الفهرست، ص 441) و صاحب كتاب مسائل إلى أبى‏محمّد العسكري، يعنى
محمّدبن حسن بن صفار (همان، ص 383) و ... بوده‏اند. با توجّه به كتابهاى رجالى
روشن مى‏گردد كه اوّلاً در ترجمه هر يك از اين اشخاص آمده است: «له مسائل»؛
ثانياً نام امامى كه اين مسائل به وى تعلّق دارد، ذكر شده است.

1ـ3ـ2) مكاتبه

فضاى اجتماعى و وضعيت سياسى حاكم بر جامعه، اقتضا مى‏كرد كه بيشتر
احاديث امام از طريق مكاتبه انتشار يابد. اين مكتوبات را مى‏توان به دو بخش كلّى
تقسيم نمود:

بخش اوّل عبارت است از نامه‏ها، دستورالعملها و حتّى پيغامهاى ائمّه عليهم‏السلامكه
خطاب به نمايندگان خود يا شيعيان مستقر در يك ناحيه ارسال مى‏كردند و در آن
نامه‏ها و رسائل، وظايف و تكاليف آنان را در پيش‏آمدهاى سياسى و اجتماعى
روشن مى‏ساختند.

بخش دوم از مكتوبات حديثى، عبارت است از پاسخهاى ائمّه عليهم‏السلام در ذيل
سؤلاتى كه شيعيان از نقاط مختلف ارسال مى‏كردند. (معارف، ص 343 ـ 344) به عنوان
مثال، على‏بن يقطين به امام حسن عسكرى نوشت: اگر كسى اجراى وصيت را به
فرزندان خود محوّل كند، در صورتى كه برخى نابالغ‏اند، آيا فرزندان بالغ مى‏توانند
وصيت پدر خود را اجرا كنند؟ ابومحمّد در پاسخ نوشت: بلى. (كلينى، ج 7، ص 46) در
مواردى كه سؤل كننده سؤل خود را مى‏نوشت و جاى پاسخ را خالى مى‏گذاشت،
امام عليه‏السلام در ذيل همان سؤل پاسخ را با خطّ مبارك خود درج مى‏نمود. پاسخى كه
بدين طريق دريافت مى‏شد، توقيع مى‏خواندند. (معارف، ص 347) به عنوان نمونه،
عبداللّه‏بن جعفر حميرى كه از مشايخ قم به شمار مى‏رفت، داراى سه كتاب در باب
رسائل و توقيعات امام هادى و امام حسن عسكرى عليه‏السلاماست. (طوسى، الفهرست، ص 293)

1ـ3ـ3) سازمان وكالت

گستردگى و پراكندگى مراكز تجمّع شيعيان، وجود سازمان ارتباطى منظمى را
ايجاب مى‏كرد؛ تا پيوند شيعيان را با حوزه امامت از يك سو، و ارتباط آنان را با
همديگر از سوى ديگر برقرار سازد و از اين رهگذر، آنان را از نظر دينى و سياسى
رهبرى و سازماندهى كند.

اين نياز از زمان امام جواد عليه‏السلام احساس مى‏شد و در زمان امام حسن عسكرى عليه‏السلام
به يك سازمان منسجم، گسترده و فراگير تبديل شده بود. نهاد وكالت شخصى ارشد
را در رأس خود داشت كه با امام ارتباطى مستمر برقرار مى‏كرد. مقام و موقعيت
وكيل ارشد و نايب خاص براى همه شيعيان، به خصوص براى وكيلان رده پايين‏تر،
شناخته شده و پذيرفته بود. (طباطبائى، تاريخ حديث شيعه، ص 339) در كتاب رجال كشّى
آمده است كه امام طىّ نامه‏اى به صورت رسمى، ابراهيم‏بن عبده را به وكالت در
منطقه بيهق و نيشابور منصوب كرده است. (كشّى، ج 2، ص 797) در همين كتاب، در
نامه‏اى ديگر، امام به ارتباط بين وكيلان و وكيل ارشد اشاره كرده است. (همو، ص 848)

وكيلان علاوه بر جمع‏آورى اموال مربوط به امام از تمامى مناطق شيعه‏نشين و
تحويل آن به امام يا وكيل ارشد ايشان، رد و بدل كردن نامه‏هاى شيعيان به امام و
پاسخ امام به فرستادگان نامه‏ها را نيز به عهده داشتند. (طباطبائى، تاريخ حديث شيعه،
ص 339) وكيلان معمولاً از افراد موجّه اجتماعى بودند. مى‏توان گفت كه شخصيت
عمومى و وجهه اجتماعى وكيل، بر دانش و علم او مقدّم‏تر بود؛ از اين‏رو وكيلان
معمولاً از شخصيتهاى سرشناس علمى نبودند. (سبحانى، ص 297)

عثمان‏بن سعيد، شخصيّت موجّه و شناخته شده شيعى، وكيل ارشد امام بود و
همه اموال به دست او مى‏رسيد. (طوسى، الغيبه، ص 354) فرزند او محمّدبن عثمان نيز
منصب وكالت را به عهده داشت. (همان، ص 400) احمدبن اسحاق اشعرى، از عالمان
بزرگ قم و از اصحاب خاص امام حسن عسكرى عليه‏السلاموكيل آن حضرت در ناحيه قم
بود. (طوسى، الفهرست، ص 63) و از وكلاى بغداد مى‏توان به ريّان‏بن صلت بغدادى
خراسانى اشعرى اشاره كرد. (همان، ص 295) وكيل آن حضرت در كوفه ايوب بن نوح
بن دراج بود (طوسى، ص 496) و على‏بن جعفر همانى برمكى از وكلاى مكّه (مجلسى،
زندگانى حضرت جواد و عسكريّين عليه‏السلام، ص 195) و عبداللّه‏ بن حمدويه بيهقى از وكلاى حضرتش
در بيهق و نيشابور بود. (طوسى،الغيبه، ص 268)

1ـ4) آثار منسوب به امام حسن عسكرى عليه‏السلام

1ـ4ـ1) آثار مكتوب

1ـ4ـ1ـ1) تفسير قرآن

يكى از مهم‏ترين مباحث در حوزه ميراث حديثى امام حسن عسكرى عليه‏السلام، بحث
درباه تفسير منسوب به آن امام است. اين كتاب، مجموعه روايات تفسيرى است كه
تنها به سوره فاتحة الكتاب و بقره پرداخته است. اين كتاب را شيخ صدوق به نقل از
محمّدبن قاسم استرآبادى و او به نقل از يوسف‏بن محمّدبن زياد و على‏بن محمّدبن
يسار و آن دو نيز از امام حسن عسكرى عليه‏السلام نقل كرده‏اند. (ابن بابويه، ج 2، ص 327) از قرن
چهارم هجرى كه اين كتاب منتشر شد و در دسترس عموم قرار گرفت، هميشه مورد
بحث بوده و مخالفان در اين‏باره اظهارنظر كرده‏اند.

شديدترين موضع‏گيرى را ابن غضائرى ابراز كرده است. ايشان مى‏نويسد:
محمّدبن قاسم، مفسّر اهل استرآباد كه ابوجعفر (شيخ صدوق) از او روايت مى‏كند،
ضعيف و دروغگوست و در عين حال، از دو نفر مجهول، روايت كرده كه اينها همه
دال بر اين است كه تفسير جعلى است. (واسطى بغدادى، ص 98)

علامه حلّى (حلى، ص 50)، علامه شوشترى (شوشترى، ج 1، ص 152)، ابن شهرآشوب
(ابن شهرآشوب، ج 2، ص 300) و آيت اللّه‏ خويى از مخالفان انتساب اين كتاب به امام حسن
عسكرى عليه‏السلامهستند. برخى از مخالفان در ردّ انتساب كتاب به امام عسكرى عليه‏السلام به
ضعف سندى و اكثر آنها به ضعف محتوايى برخى از متون مندرج در كتاب استناد
كرده‏اند. آيت اللّه‏ خويى در اين‏باره مى‏نويسد: كسى كه بدين تفسير بنگرد و در آن
تأمّل كند، هيچ شكّى در جعلى بودن آن نخواهد كرد؛ زيرا هيچ شخص عالم و
دانشمندى چنين نگاشته‏اى را نمى‏نگارد؛ چه برسد به امام معصوم. (خويى، ج 13،
ص 159)

بسيارى از عالمان شيعى هيچ اشاره‏اى به اين كتاب نكرده‏اند؛ در حالى كه اگر
اين كتاب منسوب به امام باشد و در اختيار و مورد تأكيد آنان مى‏بود، از آن استفاده
مى كردند. برقى، على‏بن ابراهيم قمى، ثقة الاسلام كلينى، شيخ مفيد و سيّد مرتضى
از اين گروه هستند.

در بين موافقان، كسانى هستند كه اين كتاب را موضوع نمى‏شمرند؛ بلكه با
اعتماد بر كلّ كتاب يا برخى از متون آن، به طور اجمالى، انتساب كتاب به امام را
پذيرفته‏اند؛ گرچه ممكن است برخى از متون را ضعيف و يا ناصحيح بدانند. شيخ
صدوق، قطب الدين راوندى، شهيدثانى، مجلسى اوّل، علامه مجلسى، محدث
نورى و آقابزرگ تهرانى از اين گروه‏اند. (استادى، ص 720 ـ 732)

شيخ صدوق، محمّدبن قاسم را با دعاى رضى‏اللّه‏ عنه ياد كرده است؛ ولى
اين‏گونه ياد كردن را نمى‏توان دليل بر وثاقت او دانست. افزون بر آن، دو نفر راوى
اصلى متن تفسير نيز مجهول‏اند و توثيق يا مدح خاصى در مورد آنها موجود نيست.
بنابراين با توجّه به معيار وثوق سندى، ضعيف شمرده مى‏شود.

روشن است كه عنوان «ضعيف»، تفاوت ماهوى با وصف «موضوع» دارد. در
حديث موضوع، متنى جعل شده است كه دلايل قطعى بر عدم صدور آن از
معصوم عليه‏السلام وجود دارد. (مديرشانه‏چى، ص 170) بنابراين ضعف سندى كتاب، متون آن را
از حجيت ساقط مى‏كند؛ ولى دليلى بر وضع و جعل آن نخواهد شد.

برخى از متون موجود در كتاب به لحاظ محتوايى مشكل اساسى دارند؛ به
گونه‏اى كه از حجيّت ساقط شده‏اند. وجود اين متون، اگر چه اعتماد به كتاب را
كاهش مى‏دهد؛ ولى دليل بر جعلى بودن تمامى كتاب نيستند[3].

1ـ4ـ1ـ2) كتاب المنقبه

اين كتاب شامل احكام شرعى است. علامه آقابزرگ طهرانى درباره آن نوشته
است: شامل بيشتر احكام و مسائل حلال و حرام است. (آقابزرگ طهرانى، ج 23، ص 149)
بعضيها اين كتاب را به امام حسن عسكرى نسبت داده‏اند. (ابن شهرآشوب، ص 12)
بيضاوى در الصراط المستقيم اين كتاب را به امام حسن عسكرى عليه‏السلام نسبت داده است.
(غرورى نائينى، ص 301)

1ـ4ـ1ـ3) كتاب الحجب فى التفسير

سمعانى در كتاب الانساب، اين كتاب را از آثار آن حضرت نام برده است. (سمعانى،
ج 1، ص 507) به غير ايشان تا جايى كه فرصت تحقيق بود، در جاى ديگرى مشاهده
نشد كه از اين اثر نام برده باشند. 

1ـ4ـ2) آثار غير مكتوب

1ـ4ـ2ـ1) حكمتها و سخنان پندآموز

امام حسن عسكرى عليه‏السلام همچون پدران گرامى خود، در هر فرصتى، سخنان
حكمت‏آموز و موعظه‏هايى ايراد مى‏نمودند. از جمله اينكه حضرت فرمودند:
شرك ورزيدن مردم پنهان‏تر از حركت مورچه بر پلاس سياه در شب سياه است. (شيخ
حرّ عاملى، ج 16، ص 254؛ ابن شعبه حرانى، ص 487)

1ـ4ـ2ـ2) دعا و حرز

از امام حسن عسكرى دعاها و حرزهايى روايت شده است كه در اينجا به يك
نمونه بسنده مى‏كنيم:

اى شنونده‏ترين شنوندگان! و اى بيننده‏ترين بينندگان! و اى سريع حساب كننده
حساب كنندگان! و اى رحيم‏ترين رحم‏كنندگان! و اى حكم كننده‏ترين
حكم‏كنندگان! بر محمّد و آل محمّد صلوات بفرست و روزى مرا وسعت ده و عمر
مرا طولانى گردان. با رحمت خود بر من منت گذار و مرا از كسانى قرار ده كه دين تو
را يارى مى‏دهند و ديگرى را جاى من قرار مده. (ابن بابويه، ج 1، ص 336؛ طبرسى، اعلام الورى
بأعلام الهدى
، ص 374)

1ـ4ـ2ـ3) وصيتها و سفارشها

آن حضرت در هر موقعيتى كه به دست مى‏آوردند، شيعيان را وصيت و سفارش
مى‏كردند. به عنوان مثال، در سفارش به شيعيان فرمودند:

شما را وصيت مى‏كنم به تقواى الهى و راستگويى در گفتار و بازگرداندن امانت
به كسى كه به شما اعتماد كرده است، چه نيكوكار باشد و چه بدكار. شما را به
سجده‏هاى طولانى و حسن معاشرت با همسايگان سفارش مى‏كنم؛ زيرا محمّد صلى‏الله‏عليه‏و‏آله
براى اين مطالب برانگيخته شده است. (عياشى، ج 2، ص 286)

1 ـ 5 ) مدارس حديثى در دوران امام عسكرى عليه‏السلام

1 ـ 5 ـ 1) سامرا

سامرا در انتهاى ثلث اوّل قرن سوم هجرى تأسيس و به عنوان پايتخت دولت
عبّاسى مطرح شد. (جبارى، ص 132) چيزى نگذشت كه متوكّل عباسى امام هادى عليه‏السلام
را به اين شهر فرا خواند و از آن پس، اين شهر به محل تجمع شيعيان و رهبرى آنان
تبديل شد. هر چند آن حضرت تحت نظر بودند، ولى به طرق مختلف، روابط
ايشان با شيعيان برقرار بود. امام حسن عسكرى عليه‏السلام نيز تمامى دوران كوتاه مدت
امامتش را در اين شهر مى‏زيست. تعدادى از اصحاب ايشان در سامرا عبارت‏اند از:
عمربن ابى‏مسلم (كلينى، ج 2، ص 444)، ابى الصهبان (طوسى، الفهرست، ص 378)، نصربن
حازم قمى. (همان، ص 425)

در اين دوران، مدرسه حديثى سامرا در مقايسه با مدارس قم و بغداد كه از
چندين دهه پيش شروع به فعاليت كرده بودند، چندان رونق نگرفته بود و نمى‏توان
آن را مدرسه‏اى همچون ديگر مدارس به حساب آورد؛ ولى چون امام حسن
عسكرى عليه‏السلام و پدر بزرگوارشان در اين شهر بودند، باعث شد اصحابشان نيز به تبع
ايشان در اين شهر حضور پيدا كنند. بيشتر احاديثى را كه از ايشان روايت كرده‏اند
مبتنى بر مسائل فقه و قواعد فقه است. 

1 ـ 5 ـ 2) قم

حوزه حديثى قم در زمان امام حسن عسكرى عليه‏السلام رونق گرفته و شكوفا شده بود.
اساتيد حديثى از مناطقى مثل كوفه به قم مى‏آمدند و همراه با دانشمندان قم، به
تعليم و آموزش مشتاقانى مى‏پرداختند كه از اين شهر و از نقاط اطراف قم، براى
آموزش حديث، به قم مراجعه مى‏كردند. (طباطبائى، تاريخ حديث شيعه، ص 341)

از ويژگيهاى اصلى و مهم مكتب حديثى قم، گرايش شديد آنان به احاديث و
نصوص دينى و پرهيز از دخالت دادن هر امر ديگر، اعمّ از احكام مستقل عقلى يا
ظنون غير معتبر، در مقوله فهم دين و استنباط احكام است. (همو، ص 342) از ديگر
ويژگيهاى مكتب حديثى قم، پرهيز محدّثان از نقل احاديث ضعيف يا منقول از
ضعفا و همچنين احاديث غلوآميز بود. از جمله اشخاصى كه از اين حوزه حديثى با
حضرت عسكرى در ارتباط بودند، محمّدبن حسن‏بن صفار (طوسى، الفهرست، ص 408)
زكريابن آدم قمى (همان، ص 206) و سعدبن عبداللّه‏ اشعرى قمى (همان، ص 211)
مى‏باشند.

1 ـ 5 ـ 3) بغداد

بغداد از جمله شهرهاى مهمّ اسلامى در عراق بود كه از بدو پيدايش و تأسيس
به محلّ حضور شيعيان تبديل گشت و زمانى كه مدرسه كوفه رو به زوال نهاده بود،
بسيارى از محدثان آن به بغداد منتقل شده بودند. (جبارى، ص 130)

مهاجرت طلاب از ساير مناطق جهان اسلام به حوزه بغداد، باعث گستردگى
علوم، دانش، تحقيق و اجتهاد شد. در اين دوره اجتهاد به سبك شيعى آن شكل
مى‏گيرد و مناظره و گفتگوى رو در رو ميان صاحبان افكار و عقايد مختلف به وجود
مى‏آيد. (طباطبائى، تاريخ حديث شيعه، ص 348)

برخى از اصحاب امام حسن عسكرى عليه‏السلام در اين حوزه عبارت‏اند از: عثمان‏بن
سعيد عمرى (ابن بابويه، ج 4، ص 510)، على‏بن محمّدبن احمد متيل قمى (طوسى، الغيبه، ص
369) و حسن‏بن متيل قمى (همان، ص 369) ديگر اعضاى خاندان متيل قمى نيز ساكن
بغداد بودند.

نتيجه‏گيرى

در زمان امام حسن عسكرى عليه‏السلام با توجه به شرايط سياسى و جوّ خفقان
اجتماعى، ارتباط ايشان با شيعيان آزادانه نبود و اصحابشان به صورت محرمانه با
ايشان در ارتباط بودند. به تبع اين شرايط اجتماعى، شيوه‏هاى نشر حديث عموماً يا
به صورت مسائل و مكاتبه با حضرت بود، يا اينكه از طريق واسطه‏ها و وكلاى مورد
اعتماد ايشان در مناطق شيعه نشين بود كه احاديث ايشان را به شيعيان منتقل
مى‏كردند و مشكلات و مسائل آنها را با امام در ميان مى‏گذاشتند.

آثارى نيز به امام حسن عسكرى عليه‏السلام نسبت داده‏اند؛ از جمله: تفسير منسوب به
امام عسكرى عليه‏السلام كه برخى همچون ابن غضائرى، علامه حلّى، علامه شوشترى و
آيت اللّه‏ خويى از مخالفان انتساب اين كتاب به امام حسن عسكرى عليه‏السلام مى‏باشند و
برخى ديگر همچون علامه مجلسى، شهيد ثانى و محدث نورى اين كتاب را به
ايشان نسبت داده‏اند. از ديگر آثارى كه به ايشان نسبت داده‏اند كتاب المنقبه و كتاب
الحجب فى التفسير است.

با توجّه به اينكه امام در شهر سامرا سكونت داشتند، اصحاب و شاگردان ايشان
به اين شهر مى‏آمدند و با حضرتش ملاقات مى‏كردند. به همين دليل بود كه شهر
سامرا به محلى براى تجمّع و رفت و آمد شيعيان تبديل شد و مدرسه حديثى سامرا
كم‏كم پايه‏ريزى گشت. از ديگر حوزه‏ها، حوزه حديثى قم و حوزه بغداد، اساتيد
برجسته اين حوزه‏ها از شاگردان و اصحاب اين امام بزرگوار بودند و واسطه بين اين
حضرت و شيعيان آن زمان به شمار مى‏رفتند.

 

 

منابع

 

قرآن كريم، ترجمه: محمّد مهدى فولادوند

1. ابن بابويه، محمّدبن على. من لا يحضره الفقيه. تحقيق: على‏اكبر غفارى، قم: دفتر انتشارات اسلامى،
1413 ق.

2. ابن شعبه حرّانى، حسن‏بن على. تحف العقول. تحقيق: على‏اكبر غفارى، قم: جامعه مدرسين، 1404 ق.

3. ابن شهرآشوب. مناقب آل ابى‏طالب. نجف: حيدريه، 1376 ش.

4. استادى، رضا. مؤره تفسير منسوب به امام حسن عسكرى عليه‏السلام، قم: مدرسه امام مهدى (عج)، 1409 ق.

5. آقابزرگ تهرانى. الذريعه. بيروت: دارالاضواء، 1403 ق.

6. بحرانى، هاشم. بهجه النظر فى اثبات الوصايه و الإمامه للأمه الإثنى عشر. مشهد: بنياد پژوهشهاى اسلامى
آستان قدس رضوى، 1427 ق.

7. جبارى، محمّدرضا. مكتب حديثى قم. قم: زائر، 1384 ش.

8. جزائرى، نعمت اللّه‏. قصص الانبياء. مترجم: فاطمه مشايخ، تهران: فرحان، 1381 ش.

9. حرّعاملى، محمّدبن حسن. وسائل الشيعه. قم: موسسه آل‏البيت عليهم‏السلام، 1409 ق.

10. خويى. معجم الرجال الحديث. 1413 ق.

11. سبحانى، جعفر. كليات علم رجال. مترجم: مسام قليپور گيلانى، على‏اكبر روحى، قم: قدس، 1389 ش

12. سمعانى. الانساب. بيروت: دارالجنان، 1408 ق.

13. شعيرى، محمّدبن محمّد. كاشف الأستار. مترجم: شرف‏الدين خويدكى، تهران: كتاب فروشى اسلامى،
1388 ش.

14. طباطبائى، محمّدحسين. الميزان فى تفسيرالقرآن. مترجم: محمّدباقر موسوى همدانى، قم: دفتر انتشارات
اسلامى، 1374 ش.

15. طباطبائى، محمّدكاظم. تاريخ حديث شيعه(1). تهران: سمت، 1388 ش.

16. طبرسى، فضل‏بن حسن. اعلام الورى بأعلام الهدى. تهران: اسلاميه، 1390 ش.

17. طوسى، محمّدبن حسن. الغيبه. تحقيق: عباداللّه‏ تهرانى، على احمد ناصح، قم: دارالمعارف الاسلاميه،
1411 ق.

 

18. ـــــــــــــــ. فهرست كتب‏الشيعه و اصولهم و أسماءالمصنفين و اصحاب‏الاصول. قم: ستاره، 1420 ق.

19. علامه حلّى، حسن‏بن يوسف. خلاصه‏الاقوال فى معرفه‏الرجال. قم: نشر فقاهه، 1407 ق.

20. علامه شوشترى، محمّدتقى. مستدرك الاخبار الدخيلة. تهران: كتابخانه صدوق، 1367 ش.

21. عياشى، محمّدبن مسعود. تفسير عياشى. تحقيق: هاشم رسولى محلاتى، تهران: المطبعه‏العلميه، 1380
ش.

22. غروى نائينى، نهله. تاريخ حديث شيعه. قم: شيعه شناسى، 1386 ش.

23. كشّى، محمّدبن عمر. رجال كشّى. قم: موسسه آل‏البي عليهم‏السلام، 1363 ش.

24. كلينى، محمّدبن يعقوب. اصول كافى. مترجم: جواد مصطفوى، تهران: كتاب فروشى علميه اسلاميه،
1369 ش.

25. مجلسى، محمّدباقربن محمّدتقى. بحارالانوار. بيروت: دارالحياء التراث‏العربى، 1403 ق.

26. مدير شانه‏چى، كاظم. علم الحديث و درايه الحديث. قم: دفتر انتشارات اسلامى، 1375 ش.

27. معارف، مجيد. پژوهشى در تاريخ حديث شيعه. تهران: موسسه فرهنگى و هنرى ضريح، 1376 ش.

28. مفيد، محمّدبن محمّد. الإرشاد. مترجم: هاشم رسولاتى محلاتى، تهران: اسلاميه.

29. نجاشى، احمدبن على. رجال نجاشى. قم: موسسه نشر الاسلامى، 1365 ش.

30. واسطى بغدادى، احمدبن حسين. الرجال لابن الغضائرى. تحقيق: محمّدرضا حسينى، قم: دارالحديث،
1364 ش.



[1]. عضو هيئت علمى دانشگاه ايلام. Email: آدرس ایمیل جهت جلوگیری از رباتهای هرزنامه محافظت شده اند، جهت مشاهده آنها شما نیاز به فعال ساختن جاوا اسكریپت دارید

[2]. دانشجوى كارشناسى ارشد علوم قرآن و حديث دانشگاه ايلام.

 Email: آدرس ایمیل جهت جلوگیری از رباتهای هرزنامه محافظت شده اند، جهت مشاهده آنها شما نیاز به فعال ساختن جاوا اسكریپت دارید

[3]. در شماره 35 سفينه گفتارى از آيت اللّه‏ سيّد احمد صفايى خوانسارى دراثبات انتساب و اعتبار اين تفسير به
امام عسكرى عليه‏السلام چاپ شده است. ويراستار

 

 

آخرین بروز رسانی مطلب در پنجشنبه ، 28 فروردين 1393 ، 14:10