اللهم و صلّ علی الطاهرة البتول، الزهراء ابنة الرسول، امّ الائمة الهادین ... و مستودعاً لحکمة؛ (بحارالانوار ، ص 181) اللهم صلّ علی فاطمة بنت نبیّک و زوجه ولیّک و امّ السبطین الحسن و الحسین ...؛(بحارالانوار، ج 99 ، ص 45) اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها و سرّ المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک
سرمقاله مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
شماره سفینه - سفینه 37
چهارشنبه ، 13 فروردين 1393 ، 15:39

سرمقاله

بسم الله الرحمن الرحيم

1. ظهور و بروز هر پديده‌اى در دنياى فناورى، آثارى فرهنگى و فكرى و عملى دارد كه نمى‌توان ناديده گرفت. گاهى اين آثار چنان ژرف است كه حتّى اگر آن ساخته دنياى صنعت را از زندگى برداريم، آثار آن از ميان نمى‌رود، يعنى بازگشت به فضاى فرهنگى قبل از پيدايش و رواج آن فرآورده دشوار مى‌نمايد.

2. فناورى چاپ، نگارش و نشر را در تمام حوزه‌هاى معرفتى آسان كرد، البته همراه با آثارى فرهنگى ـ اخلاقى و اجتماعى كه به تدريج در ميان مردم پيش آمد و نهادينه شد.

پيش از اين صنعت، كتاب به شيوه استنساخ به دست ديگران مى‌رسيد. از سوى ديگر، در مدارس و مراكز آموزشى، كتابى به دست فرد مى‌رسيد كه آن را نزد استاد خوانده و از او درس گرفته باشد، با تسلّط بر نكات و زواياى آن. كاغذ به شيوه دست‌ساز تهيّه مى‌شد، تأمين هزينه استنساخ، از عهده هر كسى ساخته نبود، به‌علاوه تهيه نسخه از كتاب، به زمان نياز داشت. مهم‌تر اينكه كتابى كه نسخه آن بدون درس گرفتن به دست مى‌آيد، ارزش علمى در نظر عالمان نداشت، و در اصطلاح آنان «وجاده» نام مى‌گرفت، در حالى‌كه آنچه با تعلّم نزد استاد به دست مى‌آمد، «اجازه» نام داشت.

3. بدين‌سان، «اجازه» سبب تداوم سنّت علمى به شيوه تعليم و تعلّم دقيق و عميق بود كه با آرامش، حوصله و ژرف‌نگرى همراه بود. بدين روى، مبحث اجازه در تمام علوم ـ به ويژه علم حديث ـ اهميت زيادى دارد كه در جاى خود بايد بحث
شود. اصرار بزرگانى همچون محدث نورى، شيخ آقابزرگ تهرانى و آيت الله مرعشى بر گرفتن و دادن اجازه، مقوله‌اى مهم است كه بايد با توجّه به عوامل مختلف در مورد آن تحقيق شود و اين گفتار مختصر را مجال آن نيست.

4. ظهور صنعت چاپ، آرامش و ژرف‌نگرى در دانش را از اهل دانش و پژوهش گرفت. در عوض شتاب‌زدگى، سطحى‌نگرى و روى آوردن به «دانستنيهاى زود بازده» را به آنان ارزانى داشت. كثرت مراكز آموزشى و پژوهشى و گسترش امكانات عرضه يافته‌ها براى دانش آموختگان، غثّ و سمين را در هم آميخت. هرچه زمان گذشت، اين كثرتها، فرصت را بر تفكّر و ارزيابى دقيق و علمى بيشتر مى‌بست.

انقلاب ارتباطات ـ اطلاعات در دنيا، اين پيامدها را بيشتر گسترش داد. امروز در آيينه رايانه‌ها و شبكه‌ها، صدها مطلب را مى‌توان ديد كه هر دقيقه بر توليد آنها افزوده مى‌شود، بدون اينكه از صافىِ ارزيابيها و داوريهاى عالمانه گذشته باشد.

5. ارزش اجازه در توليد و نشر علم، كه از روزگاران كهن مطرح بود، در دنياى اطلاعات ـ محور فعلى بيش از پيش جايگاه خود را نشان داد.

اكنون عموم صاحب نظران بر آن‌اند كه ارزيابيهاى فعلى نسبت به دقت نظرهاى ادوار پيشين، بسيار شتاب‌زده است و بايد ژرف‌نگريهاى گذشتگان احيا شود تا كميت‌نگرى جاى خود را به كيفيت محورى بدهد. اين ضرورت در تمام حوزه‌ها ضرورى است، ولى در علوم حديث بسيار ضرورى‌تر.

6. اين فرآيند چگونه تحقّق مى‌يابد؟ پرسشى است كه صاحب نظران بايد با دقّت و حوصله در آن بينديشند، به گونه‌اى كه بتوان به آميزه‌اى دست يافت، از ژرف‌نگرى پيشينيان از يك سوى، و بهره‌گيرى از دستاوردهاى فناورى اطلاعات از سوى ديگر. طبعاً مقدمه واجب آن، شناخت هر دو فضا و ملزومات آن است و اين، خود به كارى جمعى نياز دارد كه مقدّم بر گسترش كمّى دانشجويان و مراكز است.

7. در اين فرصت، فقط به يكى از نتايج اجازات پيشين نظرى مى‌افكنيم.

 

در آن روزگاران، دانش فقط از معبر تدريس و تربيت مى‌گذشت و نه خواندنهاى عجولانه و بى‌برنامه و دور از هدف. بدين‌روى، مدرّسان و مربيان در هر فرصتى در زمينه اخلاق به طور عامّ و اخلاق علمى به طور خاصّ تذكّرهايى به دانش‌پژوهان مى‌دادند. اين تنبيه‌ها،گاه در ضمن متن مكتوب اجازه ثبت مى‌شد و به آيندگان مى‌رسيد. به بركت اين اهتمام آنان، امروز در لابه‌لاى متون اجازات، به نكات مهمّى در باب اخلاق علمى دست يافته‌ايم كه مى‌تواند ما را در تدوين «منشور اخلاق علمى» كمك رساند.

8. هر يك از اين جملات، حاصل عمرِ پژوهشگرى دردآشنا است كه جانش در راه تعليم و تعلّم مواريثِ گران‌سنگ اهل بيت : سوخته و تجربه‌هايى اندوخته است. آنگاه اين گنج بى‌بها، بدون رنج ما، به دستمان رسيده است. به چند بند از اين توصيه‌ها نظرى مى‌افكنيم، مبتنى بر نصوص اجازات كه در دفترهاى 22گانه ميراث حديث شيعه[1]  انتشار يافته است.

 

1) تقوا و استوارى در نقل حديث، و دقّت در روايت را رعايت كنيد.

2) متون و اسانيد را با دقّت در نظر گيريد.

3) از مطالب غلط و چاله‌هاى كسانى كه با توسّع در باب احاديث سخن مى‌گويند، خود را باز داريد.

4) از تحريفها و توجيهاتى كه حقايق نورانى را آلوده مى‌سازد و كرامت مذهب را خدشه‌دار مى‌كند، بر حذر باشيد.[2]

 

5) احاديثى را كه روايت مى‌كنيد، بكوشيد تا به مضمون آنها عمل كنيد.

6) زمانى بر اساس اين احاديث، فتوا و نظر بدهيد كه مطمئن باشيد :

 

اولاً ـ احتياط كامل را در فهم حديث به كار برده‌ايد.

ثانياً ـ فقط به دلالتهاى آشكار و واضح اعتماد كنيد، كه قلب بدان اطمينان يابد و علم از آن به دست آيد.

ثالثاً ـ در هنگام تعارض، بر اساس عوامل مرجّح كه از اهل بيت : رسيده، به ترجيح روى آوريد.

رابعاً ـ در هنگام اشكال و امكان احتمال، توقف و احتياط كنيد.

خامساً ـ حديث را به آنچه دليل بر آن اقامه نشده و در نصّ صريح نرسيده ـ گرچه مشهور باشد ـ تعويل نكنيد، زيرا بسا مشهور كه اصلى ندارد، خصوصاً آنچه اصل آن از علماى تسنّن است كه با شيوه امامان : مخالفت دارد.[3]

 

7) همواره از خداى سبحان پروا داريد و او را مراقب خود بدانيد.

8) احتياط تامّ در تمام امور، به ويژه فتوا، زيرا مفتى بر پرتگاه دوزخ است.

9) علم را به اهلش برسانيد.

10) تمام توان خود را براى تحصيل و تحقيق علم به كار گيريد.

11) اخلاص براى خداى تعالى، هم در كسب علم و هم در تعليم به ديگران.[4]

 

12)  دورى از آنچه خشم الهى را برانگيزد، بدون خودنمايى يا جدال يا لجاجت.[5]

 

13) تتبّع كامل قبل از استنباط يك حكم، كه قبل از جمع كامل و بررسى دقيق ادلّه خاصّ هر مطلب، به سرعت و بر اساس مقتضاى اصول و قواعد و عمومات، حكم صادر نكنيد. حتّى در مقام جمع ادلّه به روايات آن باب اكتفا نكنيد، بلكه ـ به
گفته صاحب جواهر ـ گاهى حكمى از احكام باب طهارات، با ملاحظه روايات باب حدود و قصاص و ديات، روشن مى‌شود.[6]

 

14) نسبت به نظر خود ـ گرچه استوار باشد ـ استبداد رأى نداشته باشيد.

15) به مخالفت بزرگان فخر نفروشيد، گرچه پنداريد كه نظر آنها ناتمام و نارسا است، بلكه براى تكميل مطالب ناتمام بكوشيد.

16) از لذّت‌جويى نفس حيوانى خود را ارتقا بدهيد تا اوج تشبّه به ملائك، بدان اميد كه به جايگاه والا برسيد.[7]

 

17) جسارت و بدگويى به دانشمندان را رها كنيد.

18) به فهم آنها اكتفا نكنيد.

19) همواره مراقب نفس امّاره باشيد.[8]

 

20) بدون ژرف‌نگرى و تلاش كامل براى دستيابى به حكم دقيق، فتوا به احتياط ندهيد.[9]

 

9. آنچه آمد، قطره‌اى بود از درياى توصيه‌هاى بزرگان، كه پشتوانه‌اى استوار از عمل خالصانه داشت. يعنى كلامى بود كه از دل بر مى‌خواست و بر دل مى‌نشست و به نسلهاى بعدى مى‌رسيد. بدين‌سان، در فضايى معنوى، با كمترين امكانات ـ كه آن فقر امكاناتى امروزه براى ما قابل تصوّر نيست ـ پژوهشهايى بلند سامان مى‌يافت. تواضع، احتياط، ادب، متانت و اخلاص بر جبين آن يافته‌ها و دستاوردها ديده مى‌شد.

بايد بكوشيم آن ارزشهاى اخلاقى را در پژوهشهاى فعلى علم‌الحديث، نه در
زبان و بيان، كه در عمل احيا كنيم. فراموش نكنيم كه لغزش عالِم، لغزش گروههايى از مردمان را در پى دارد، تا آنجا كه گاه، از مرز زمان و مكان مى‌گذرد و به آفاق ديگر و نسلهاى آينده زيانهايى مى‌رساند جبران‌ناپذير و بنيان سوز.

10. علوم وابسته به حديث، ميراث گران‌قدرى است كه از بزرگ مردانى كم‌نظير براى ما به ياگار مانده است، مردانى آسمانى همچون زراره، ابوبصير، محمّدبن مسلم، ابن ابى‌عمير، فضل‌بن شاذان، عبدالعظيم حسنى، و دهها تن ديگر كه نه تنها از حرام، بلكه از شبهه و حتّى از حلال نيز گذشتند؛ خون دل خوردند و گام استوار در راه فشردند و اين همه را براى جلب رضاى امام زمانشان به كار گرفتند كه رضاى خالق متعال را در رضايت حجّت حىّ روزگار خود يافتند و اين نكته، كيمياى سعادت آنها بود.

آنان اين كيمياى سعادت را قدر دانستند و چنين شد كه سرمايه‌اى بس متبرّك و نورانى به آيندگان رساندند. آيا اين نسل، مى‌خواهد مصداق آيه شريفه باشد : «فخلف من بعدهم خلف اضاعوا الصلوة و اتبعوا الشهوات»؛ يا وارثى قدرشناس و شاكر نعمت كه خيانت در امانت نكند. اينان نيز ـ همچون آنان ـ بايد كيمياى سعادت محبّت و اطاعت امام زمانشان را هدف والاى خود بدانند و اين كلام والاى امام باقر صلوات الله عليه خطاب به جناب جابر جُعفى را نصب‌العين خود بدارند كه فرمود:

«ان الجاحد لصاحب الزمان كالجاحد لرسول الله في ايّامه» (روضه كافى، حديث 4، صدر خطبة الوسيلة)

آيا عدم توجّه به حضرت بقية‌الله ارواحنا فداه در شئون مختلف ـ به ويژه در پژوهشهاى علمى ـ درجه‌اى نازل از «جحد» آن بزرگوار نيست؟

اعاذنا الله تعالى منها.



[1] . مجموعه ميراث حديث شيعه، مجموعه‌اى از مقالات و رسائل در حوزه علم‌الحديث و علوم وابسته به آناست كه 22 دفتر آن را دارالحديث انتشار داده است.

[2] . بند 1 تا 4، از اجازه ميرزا محمّدعلى اردوبارى به سيّد محمّدكاظم جزائرى ـ سال 1358 قمرى ـ ميراثحديث شيعه :20 501.

[3] . بند 5 و 6 از اجازه شيخ حرّ عاملى به  شيخ بحرانى (شارح وسائل الشيعه) ـ سال 1086 ـ ميراث حديث شيعه:12 415.

[4] . بند 7 تا 11، از اجازه ملا احمد نراقى به ملا على آرانى ـ سال 1217 ـ ميراث حديث شيعه :8 450.

[5] . از چندين اجازه علامه مجلسى ـ در سالهاى 1087 و 1095 و 1102 ـ ميراث حديث شيعه :4 538 و 548 و556.

[6] . از اجازه شيخ جعفر شوشترى به ميرزا جعفر طباطبائى حائرى ـ سال 1291 ـ ميراث حديث شيعه :3 436.

[7] . از اجازه سيّد على صاحب رياض به ملا محمّد قاسم نراقى ـ سال 1213 ـ ميراث حديث شيعه :3 393.

[8] . بند 17 تا 19، از اجازه ملا محمّد حسن قزوينى به ملا محمّد قاسم نراقى ـ سال 1213 ـ ميراث حديث شيعه:3 399.

[9] . از اجازه سيّد حسن صدر به شيخ محمّد امين خويى ـ سال 1336 ـ ميراث :3 487.

 

 

خبرنامه

نــــام:

ایمیل: