اللهم و صلّ علی الطاهرة البتول، الزهراء ابنة الرسول، امّ الائمة الهادین ... و مستودعاً لحکمة؛ (بحارالانوار ، ص 181) اللهم صلّ علی فاطمة بنت نبیّک و زوجه ولیّک و امّ السبطین الحسن و الحسین ...؛(بحارالانوار، ج 99 ، ص 45) اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها و سرّ المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک
كاوشى در دعاى ام داوود مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
شماره سفینه - سفینه 36
چهارشنبه ، 13 فروردين 1393 ، 15:27

كاوشى در دعاى ام داوود

            سيّد على‌اكبر ربيع نتاج[1]

            زهرا اكبرى[2]

 

چكيده: ادعيه مأثور از گنجينه‌هاى معنوى و ميراث فرهنگى شيعه است كه در بنيانهاى اعتقادى و زيرساختهاى فرهنگى انديشه شيعى و در تقويت اركان ايمانى و تحكيم پايه‌هاى معرفتى انسان نقش شايسته و مؤثّر دارد. يكى از اين دعاها، دعاى استفتاح معروف به ام داوود است كه به خواندن اين دعا، به همراه اعمال ويژه آن در نيمه ماه رجب توصيه شده است. اين دعا را بزرگانى چون شيخ طوسى، ابن طاووس و علامه مجلسى از نظر تأثير براى رسيدن به حاجت و رفع گرفتارى و برطرف شدن ظلم و ستم، معتبر دانسته‌اند.

در اين نوشتار كه تحقيقى پيرامون دعاى شريفه است، تلاش بر اين بوده كه پس از آشنايى اجمالى با دعاى ام داوود، صحت صدور آن از معصوم به يكى از سه شيوه ارزش منابع و صحت سند و قابليت انطباق بر قرآن و سنّت و عقل سنجيده شود.

 

كليد واژه‌ها: دعا / ام داود / منابع دعا / اسناد / صحت متن.

مقدمه  در ميان فرقه‌هاى اقاليم قبله، مذهب تشيع به چند دليل براى دعا جايگاه و مكانت والاترى در نظر گرفته است. يكى از اختصاصات شيعه پذيرش مسئله امر بين امرين در مبحث جبر و اختيار است، كه براساس آن هيچ نيرويى در فعل خود استقلال ندارد و بى اذن او هيچ عامل مؤثرى اثرگذار نيست و اراده خدا در همه افعال جارى است. روشن است كه اگر قدرت الهى در همه افعال و حركات عالميان مؤثر باشد، طلب از او نيز در تمامى اعمال خرد و كلان انسان محل ظهور مى‌يابد. در روايتى از حضرت رسول 9 مى‌خوانيم: «سَلو الله عَزوجلَّ ما بدا لَكُم مِن حوائِجكُم حتّى شِسعَ النَّعل؛ فانّه ان لَم يُيَسِّرُه لَم يَتَيسَّر»، يعنى براى هر نيازى كه داريد حتى اگر بند كفش باشد، دست خواهش به سوى او دراز كنيد؛ زيرا كه تا او آن را آسان نگرداند آسان برآورده نشود. (محمدى رى شهرى، ج 4، ص 1653)

ويژگى ديگر مذهب تشيع، اعتقاد به امامانى است كه مظهر همه اسماى خداوند و مخزن و منبع معارف حقه الهى‌اند. روشن است كه هر چه انسان در توحيد به مراتب بالايى برسد، دعاى او نيز بهتر و خالص‌تر مى‌شود. (نك: رى شهرى، ميزان الحكمه، ج 4، ص 1647) با اين توضيح، بهترين دعا همان دعايى است كه از سر معرفتى دقيق و بى‌خطا به خدا و بصيرتى عارفانه به نيازهاى انسان انشا شده باشد؛ چنين دعايى را تنها در مكتب اهل‌بيت : كه وارثان حكمت و معرفت پيامبرند، مى‌توان يافت. دعا در مكتب ايشان نه فقط عرض نياز به درگاه محبوب، بلكه سير روح به ديار ملكوت و ارتباط مجذوبانه و عاشقانه با خداست كه در قالب الفاظ فصيح و بليغ و واژه‌هايى حساس و هيجان بار و تركيبهايى ژرف و بيانى تكان‌دهنده روح و بخشنده حيات به دل، ادا گشته‌اند.

ادعيه ماثور، محتوا و مضامين عالى دارند كه در عالى‌ترين درجه حكمت و
عرفان اسلامى بيان شده است. لذا بسيارى از محدثان در پذيرش دعا، صرف نظر از بررسى سند طبق اصل "دلالته تغنى عن السند"، مضمون و محتوا را مورد وثوق قرار مى‌دهند. بدين معنا كه گاهى مفهوم و دلالت محتواى حديث و دعا به قدرى با عظمت و مطابق اصول است كه از ارائه هرگونه سند بى‌نياز است و احتياجى به آن ندارد. بسيارى از احاديث شريف نبوى و معصومين : و گروه كثيرى از دعاها چنين سرنوشتى دارند و طبق اين اصل مورد پذيرش قرار مى‌گيرند. (جعفرى، ص 29) امّا گاهى شنيده مى‌شود كه عده‌اى افراد برخى از ادعيه مأثور و قطعى الصدور را مورد نقد قرار داده‌اند، زمانى به سند آن خدشه وارد كرده و زمانى دلالت متن را نارسا قلمداد نموده‌اند. اين به دليل عدم درك و آشنايى صحيح با جايگاه و فضيلت ويژه دعا در اسلام است كه مهجور ماندن شمار فراوانى از ادعيه مأثور مى‌تواند از دلايل اصلى اين تشكيكات و نيز نتيجه آن باشد.

از سوى ديگر، عنايت عالمان و دانشوران شيعه، بيشتر ناظر به شرح و تبيين معدودى از ادعيه مأثور است كه در اين ميان مى‌توان، براى برخى تا ده‌ها شرح و ترجمه به عربى و فارسى برشمرد. امّا شمار زيادى از دعاها مورد شرح و معرّفى و پژوهش جدّى قرار نگرفته‌اند. از اين‌رو در راستاى ترويج دعا و فرهنگ دعايى اهل‌بيت : و رفع غبار و شبهه از چهره دعا بايد گامهاى مهمى برداشته شود.

با توجه به اين ضرورتها، مقاله حاضر گامى هر چند كوتاه در اين راستاست. تلاش نويسنده بر آن بوده است كه دعاى ام داوود تا حد امكان مورد معرفى قرار گيرد و صحت صدور آن از حيث سند و محتوا سنجيده شود.

در اين مقاله مى‌كوشيم به اين سوالات پاسخ گوييم:

1. وجه نامگذارى دعا به ام داوود چيست؟

2. آيا اين دعا، از نظر سند صحيح است؟

3. آيا مضمون و محتواى آن بر قرآن و سنّت و عقل، قابل انطباق است؟

 

روش بحث

آنچه در اين مقاله بحث مى‌شود، پژوهش در صحّت صدور دعاست. به همين منظور مسأله را از چند ديدگاه مورد بحث قرار مى‌دهيم. به عبارتى ديگر قصد داريم در گام اوّل به بيان منابع و مصادر آن از گذشته تا حال بپردازيم؛ زيرا در مباحث روايى نقل در كتب معتبر و كثرت نقل نشانه توجّه به روايات است.

در گام دوم از دريچه علم رجال سعى شده، رجال مذكور در سند را با استفاده از آراى موجود در كتب رجال بررسى نماييم. در اين قسمت دو كار مهم صورت گرفته است: اوّل تتبّع و جستجو براى يافتن عناوين تك تك رجال. دوم اينكه به ذكر توثيق خاص اكتفا شده است و كمتر از توثيقات عام استفاده كرده‌ايم، به اين معنا كه تا حدّ امكان بر اساس توثيق خاص حكم به وثاقت و يا عدم وثاقت راوى داده‌ايم.[3]

 

در گام سوّم برآنيم ميزان اعتبار دعا را بر حسب انطباق بر كتاب و سنّت و عقل ـ كه مهمترين ملاك صحت روايات است ـ تأييد كنيم و سپس به جمع‌بندى بپردازيم.

آشنايى با ام داوود

عنايت معصومين : به علم‌آموزى زنان بسيار بوده است و از اين محفل، هر كه مشتاق‌تر بوده، بهره بيشترى برده است. از همسران و دختران ائمّه : كه بگذريم، نام تعدادى از زنان در زمره دانش آموختگان معصومين : در كتابهاى سيره ثبت شده است. به دليل تلاش و تعاليم معصومين : جهت ارتقاى علمى بانوان و كوشش زنان براى فراگيرى و رشد دانش خود، برخى از زنان به درجه بلندى رسيده و از مردان جاهل عصر خود پيشى گرفتند. ام داوود نيز از جمله زنان راوى حديث و دانشمند است كه به شرف يادگيرى دعاى استفتاح از جانب امام صادق 7 نائل آمد. تمام كسانى كه درباره وى سخن گفته‌اند، شرح حال وى را همراه با نقل داستان
نيمه رجب بيان كرده‌اند.

ايشان همسر حسن مثنى از فرزندان بزرگوار امام حسن مجتبى 7 است. (قمى، ص250) در شرح حال وى آمده است :" ام داوود، فاطمه دختر عبدالله بن ابراهيم است كه كنيه وى به خاطر فرزندش داوود بن حسن بن على بن ابيطالب، ام داوود معرفى شده است. ايشان مادر رضاعى امام صادق7 است. محدّث بزرگوار سيّد ابن طاووس (م664ق) از وى با كنيه‌ام خالد ياد كرده و او را از جده‌هاى صالح و مؤمن خود دانسته است. (صادقى اردستانى، ص 330)

در نام او اختلاف است. بعضى حبيبه و بعضى هم فاطمه گفتنه‌اند. ولى از عبارت ابن طاووس كه درباره او مى‌گويد: «هى جدتنا الصالحه،المعروفه بام خالد البربريه، ام جدّنا داوود بن حسن بن على بن ابيطالب»، معلوم مى‌شود كه او مكنى به ام خالد و از نژاد بربر بوده است. (محلاتى، ص390، با اندكى تلخيص)

داوود فرزند ايشان، مكنى به ابو سليمان با ام كلثوم دختر امام سجاد 7 ازدواج كرد. (قمى، ص 208) وى را از اصحاب صادقين 8 دانسته‌اند. (تسترى، ج 4، ص 236) او از جانب برادرش عبدالله محض توليت صدقات اميرالمؤمنين 7 را بر عهده داشت. (قمى، ص 250). داوود، همراه سادات حسنى در مخالفت با دستگاه استبدادى منصور خليفه عباسى به زندان افتاد و مدّتها از وى خبرى نشد. ام داوود نزد حضرت امام صادق 7 مشرف شد و از فراق فرزندش ناليد. امام 7 با مشاهده وضع نگران كننده او فرمود: «چرا از دعاى استفتاح غفلت كرده‌اى؟ مگر نمى‌دانى كه به وسيله اين دعا درهاى آسمان گشوده مى‌شود و فرشتگان الهى دعا كننده را مژده اجابت مى‌دهند و هيچ حاجتمند و دعا كننده‌اى مأيوس نمى‌شود و خداوند پاداش خواننده آن را بهشت قرارداده است.» (صدوق، ص34)

امام 7 در پاسخ ام داوود ـ كه از كيفيت اين دعا پرسيد ـ دستور كامل اعمال و آداب دعا را به او تعليم داد.

 

امام در ادامه فرمود: «آنچه را به تو ياد دادم حفظ كن، مراقب باش كه از دستت خارج نشود و به دست ديگرى نرسد، چون اين دعايى شريف است و در آن اسم اعظم خداست، اسمى كه اگر به آن خوانده شود مستجاب شود اگر چه آسمانها و زمين چسبيده باشند..........براى هركس كه اين دعا را بخواند استجابت است مرد باشد يا زن، اگر جن و انس دشمن فرزند تو باشد تو را كفايت مى‌كند و زبانشان را نسبت به تو لال مى‌كند.» (همان، ص 36)

ام داوود گويد: "امام اين دعا را برايم نوشت و به خانه برگشتم تا اين‌كه ماه رجب رسيد و دستورهاى امام را طبق آنچه گفته بود انجام دادم. شب خسته شدم و در خواب ديدم كه جمعى از فرشتگان و صابران و شهدا و عباد را كه بر آنها درود فرستاده بودم و نيز پيامبر 9 را ديدم. به من فرمودند: اى ام داوود اين جماعتى را كه مشاهده مى‌كنى شفيعان تو هستند كه براى تو دعا كرده‌اند و مژده مى‌دهند كه حاجت تو برآورده شده است. ام داوود گويد: از خواب برخاستم به اندازه‌اى كه يك سوار تيزرو از عراق به مدينه بيايد، گذشته بود كه ناگاه در باز شد و فرزندم بر من وارد گرديد." (همان)

اين بود سرگذشت اين بانو، و دعايى كه از امام صادق 7 روايت كرده و نتيجه‌اى كه از دعا و آموزش حضرت به دست آورده است.

دو نكته قابل تأمّل در ماجراى نيمه رجب به چشم مى‌خورد :

اوّل، مطالبى كه در فضيلت و عظمت اين دعا از لسان امام 7 نقل گرديده است و ديگر، ثقه و مورد اعتماد بودن ام داوود نزد امام 7. زيرا خود امام تصريح مى‌كند كه اين دعاى شريف را به كسى نياموزد، بدين معنا كه اين دعا نبايد به دست نااهلان بيافتد، كه نشان مى‌دهد ام داوود فردى قابل اعتماد نزد ايشان بوده است.

منابع دعاى استفتاح

دعاى ام داوود از جمله دعاهايى است كه در منابع روايى اوليه و اصلى فريقين
ثبت شده است. اين دعا در هفت جامع روايى نقل شده است. البته نقل برخى از آنها مستند به برخى ديگر مى‌باشد كه به ترتيب تاريخى از اين قرار است:

1ـ قديمى‌ترين منبعى كه به دعا اشاره دارد، كتاب فضايل الاشهر الثلاثه شيخ صدوق است.

وى در باب "حديث ام داوود و عملها" پس از ذكر شش طريق و نقل داستان نيمه رجب و اعمال دعا، متن دعا را ذكر نكرده و در همان بخش به كتاب عمل السنه خود ارجاع داده است.[4]  با بررسى فهارس و جوامع روايى، اين كتاب را نيافتيم،   

احتمال مى‌دهيم اين كتاب نيز از جمله آثار مفقوده صدوق باشد كه به دست ما نرسيده است.

در بررسى طرق روايات، اسناد وى را با وجود عدم ذكر متن دعا، مورد نقد و بررسى قرار مى‌دهيم به سه دليل: اوّل اينكه به گفته صدوق اعتماد مى‌كنيم كه متن را در كتاب ديگرى ذكر كرده است، زيرا وى از بزرگترين شخصيتهاى جهان اسلام و از برجسته‌ترين چهره‌هاى درخشان علم و فضيلت است و تأليفات فراوان وى در علوم و فنون مختلف  همواره مورد توجه فقها و علماى شيعه بوده است.[5]  وى كسى

است كه به دعاى امام زمان (عج) متولد شده است. خود ايشان در اين‌باره مى‌گويد : "هرگاه ابو جعفر محمّدبن على الاسود مرا مى‌ديد كه براى گرفتن علم و دانش به محضر استاد مى‌روم به من فرمود: اين ميل و اشتياق به علم و دانش كه در تو وجود دارد، مايه شگفتى نيست؛ زيرا تو، به دعاى امام زمام 7 متولد شده‌اى. "(صدوق، ج 2، ص 502)

دوم اينكه كتاب فضايل الاشهر الثلاثه وى همواره مورد توجه علماى شيعه قرار
گرفته و از معتبرترين اصول روايى شيعه به شمار مى‌آيد. روايات آن در بسيارى از مجموعه‌هاى روايى بزرگ شيعه نقل شده است.

سوّم اينكه سندى كه صدوق در اين كتاب آورده، همان سند متن دعا است.

2ـ منبع مهم و ارزشمند ديگر كتاب مصباح المتهجد شيخ طوسى (م 460 ق) است كه  دعا را در باب "يوم النصف من الرجب" با حذف سند نقل مى‌كند. (طوسى، ص 807) اين كتاب نيز ـ كه از زمان نگارش پيوسته مورد توجه علما بوده است ـ مشتمل بر عبادات و دعاهايى است كه از ائمّه طاهرين : در ساعات و روزها و هفته‌ها و ماهها رسيده است و يكى از پر ارزش‌ترين كتب ادعيه است كه از حيث اعتبار و قدمت در ميان كتب مشابه خود امتياز خاصى دارد. (دوانى، ج 2، ص 381)

3ـ تنها منبع غير شيعى دعاى ام داوود، جامع روايى و دعايى "فضايل شهر رجب"از عالم اهل تسنّن، حاكم حسكانى (م490ق ) است. وى دعاى ام داوود را با ذكر يك سند در باب "باب الصلاه و الدعاء فى المنتصف رجب و هو المعروف بدعاء الاستفتاح" پس از نقل داستان نيمه رجب آورده است. (حسكانى، ص 504) جامع روايى او شامل رواياتى درباره نمازها و دعاها و اعمال مستحبى ماه رجب است. اسناد اين كتاب بيشتر از اهل تسنّن است، ولى گاهى به روايات شيعه استناد مى‌كند؛ همانند اين دعاى شريف.

اين  كتاب از ارزش والايى در ميان علماى شيعه و سنّى برخوردار است؛ چراكه مؤلّف آن از علما و فضلاى علم حديث و رجال در قرن پنجم هجرى قمرى به شمار مى‌آيد. علاوه‌بر آن در ميان علماى شيعه نيز از احترام خاصّى برخوردار است. (نرم‌افزار جامع احاديث نور)

مرحوم شيخ عباس قمى در كتاب فوايدالرضويه خويش كه اختصاص به معرفى و زندگانى علماى شيعه دارد، از وى نيز نام مى‌برد و مى‌گويد: "شيخ ابو القاسم صاحب شواهدالتنزيل لقواعدالتفصيل و خصايص على بن ابيطالب فى القران و
مسئله در تصحيح رد شمس و ترغيم نواصب الشمس". (قمى، ج 1، ص 261) با عنايت به اين موارد و مطالب مشابه به آن مى‌توان وى را از آن دسته از علماى اهل تسنّن دانست كه ارادت خاصى به اهل‌بيت : داشته است.

4ـ از منابع مهم ديگر دعاى شريف، اقبال الاعمال سيّدبن طاووس (م664ق) از علماى قرن شش و هفت هجرى است كه دعا را بدون ذكر سند نقل مى‌كند. (ابن‌طاووس، ص 658) نام كامل كتاب الاقبال بالاعمال الحسنه فيما يعمل مره فى السنه است. اين كتاب مانند ديگر تأليفات وى از اعتبار و ارزش ويژه‌اى ميان علماى شيعه برخوردار است و علماى پس از وى در موضوع ادعيه و زيارات خوشه‌چين خرمن او بوده‌اند.

5ـ دو كتاب بلدالامين و مصباح علامه كفعمى (م905ق) متضمن دعاى مذكور است كه ازنسخه مصباح المتهجد شيخ طوسى نقل شده است. (كفعمى، ص 180؛ مصباح، ص 530) موضوع اين دو كتاب، ادعيه و زيارات است. وى ابتدا بلدالامين و سپس مختصر آن را به نام المصباح نوشته است. در اهميت آن كتاب گفته شده با آنكه مصباح كبير[6]  شيخ طوسى از مقبوليت بالايى برخوردار بود و در اكثر خانه‌ها  

نسخه‌هايى از آن يافت مى‌شد، با آمدن مصباح كفعمى كتاب شيخ طوسى جاى خود را به مصباح كفعمى داد. (امين، ج 2، ص 184)

6ـ علامه مجلسى (م1101ق) در كتاب عظيم بحارالانوار در دو جا دعاى ام‌داوود را مى‌آورد: يكى در جلد 94 مطابق نقل صدوق در فضايل الاشهر الثلاثه (مجلسى، ج 94، ص 42)، ديگرى جلد 95 مطابق نسخه اقبال الاعمال (همان، ج 95، ص 397)

7ـ آخرين مأخذ دعاى شريف، كتاب مفاتيح الجنان اثر مشهور شيخ عباس قمى
است. (قمى، ص 263) درباره ايشان نقل شده است كه اگر كوچكترين ترديدى درباره صحت سند يك دعا يا زيارت داشت آن را در كتاب وارد نمى‌كرد. اين دقت و ظرافت مثال زدنى ايشان، ناشى از تقوا و طهارت نفس و هم به جهت تسلّط و احاطه علمى‌اش بر حديث و روايت است. (دوانى، ج 3، ص 257) به گفته محدث قمى اين متن از نسخه مصباح علامه كفعمى نقل شده است و از آنجا كه نسخه مصباح مطابق روايت شيخ طوسى در مصباح المتهجد است، با بهره‌مندى از كلام شيخ استفاده مى‌شود كه نقل مشهور موافق همان روايتى است كه در مصباح المتهجد ذكر شده است.

نتيجه‌اى كه ابتداً در برخورد با منابع به دست مى‌آيد، يكى اعتبار و ارزش اين منابع و ديگر جايگاه والاى اين دعا در منابع روايى است. به بيان ديگر، كثرت منابع و اهتمام علما بر ثبت دعاى شريف، مبناى ما در بررسى دعا طبق شيوه اوّل است يعنى احراز اصالت دعا از طريق كثرت نقل و نقل در كتب معتبره. در نتيجه اصالت دعا و صحت صدور آن از معصوم : قطعى است.

بيان طرق دعا

طرق دعاى ام داوود، هفت طريق است كه شش سند آن در فضايل الاشهر الثلاثه شيخ صدوق و يك سند در فضايل شهر رجب حاكم حسكانى پيش روى ماست.

الف) اسناد دعا نزد شيخ صدوق

طريقه اول

«حدثنا جماعه من اصحابنا عن عبيدالله بن محمد بن جعفر القصبانى البغدادى عن ابى عيسى عبيدالله بن الفضل بن هلال عن عبدالله بن محمد البلوى عن ابراهيم بن عبيدالله بن الفضل بن العلاء المدنى عن فاطمه بنت عبدالله بن ابراهيم بن الحسين»

 

در ارزيابى رجال سند آمده است :

جماعه من اصحابنا: صدوق در بيشتر موارد ـ چه در مشيخه[7]  و چه در كتبى كه

سند را كامل ذكر مى‌كند ـ روايت را از يك شخص نقل مى‌كند، مثلاً از پدر يا ديگر مشايخش. به ندرت نيز از افراد زيادى روايت مى‌كند كه در اين صورت آن را با تعبير "جماعه من اصحابنا" بيان مى‌كند. محدثان، از اين عبارات گروهى از اصحاب و مشايخ حديث را اراده مى‌كنند كه توسط آنها حديث نقل شده باشد كه البته اين واژه نه مفيد مدح است و نه ذم. (قاسم پورو ديگران، ص 144)

عبيدالله بن محمّد بن جعفر بن القصبانى البغدادى: نام وى در كتب رجال درج نشده است. امّا شيخ طوسى در رجالش از شخصى به نام عبيدالله‌بن محمّدبن عائذ بغدادى نام مى‌برد و مى‌گويد: "يكنى ابا محمد، سمع منه التلعكبرى سنه ستين و ثلاثماه  و له منه اجازه و كان ينزل باب الطاق" (طوسى، ص 432)

ابى عيسى عبيدالله بن فضل بن هلال: نجاشى درباره وى مى‌گويد: اصله كوفى، انتقل الى مصر و سكنها، له كتب منها: زهرالرياض كتاب حسن كثيرالفوايد. (نجاشى، ص 232)

وى از مشايخ جعفربن محمّدبن قولويه است، به اين دليل كه در اسناد "كامل الزيارات" قرار دارد. (ابن قولويه، ص 227) از نكات مهمى كه درباره مشايخ جعفربن محمّدبن قولويه بايد بدان توجه كرد، وثاقت مشايخ اوست؛ زيرا خود در ابتداى كتاب گفته است :

«وقد علمنا بانا لانحيط بجميع ما روى عنهم فى هذا المعنى و لاغيره، لكن وقع لنا من جهه الثقات من اصحابنا رحمهم الله برحمه و لا اخرجت فيه حديثا روى عن الشذاذ من الرجال يوثر ذلك عنهم عن المذكورين غير المعروفين بالروايه المشهورين بالحديث و العلم»

 

يعنى ما دانستيم كه نمى‌توانيم به تمام آنچه از ائمّه روايت شده احاطه پيدا كنيم. لذا به آنچه كه ثقات روايت كرده‌اند اهميّت داديم. (ابن قولويه، ص 15)

به همين علّت آيت الله خويى معتقد است كه اگر راوى در سلسه اسناد كتاب كامل الزيارات واقع شده باشد دليل بر وثاقت اوست.[8]  (خويى، ج 1، ص 49)

 

اين مطلب كمك بزرگى است براى توثيق بسيارى از روات شيعه، كه نامى از آنها در كتب رجالى نيامده و يا وثاقتشان ثابت نشده است.

عبدالله بن محمّد البلوى: شيخ طوسى در مورد او آورده است: «كان واعظا، فقيها، له كتب منها: كتاب الابواب و كتاب المعرفه و كتاب الدين و فرائضه». (طوسى، الفهرست، ص 80 ) امّا نجاشى وى را ضعيف دانسته است. (النجاشى، ص 324)

ابن الغضايرى درباره او گفته است: «كذاب، وضاع للحديث ،لا يلتفت الى حديثه و لا يعبا به». (ابن غضايرى، ص 80) فقيهان هنگام تعارض بين قول نجاشى و ساير علماى رجال، سخن نجاشى را ملاك و ميزان دانسته‌اند و آن را بر قول ديگران مقدم مى‌دارند. (ربانى، ص 56)

ابراهيم بن عبيدالله الفضل بن العلاء مدنى: وى كسى است كه در تمامى طرق، دعا را از ام‌داوود نقل مى‌كند. بررسى شخصيت او گامى مهم در احراز صحت سند دعا است.

درباره او گفته شده است: «الذى لا يعرف الا بما ينسب اليه، عبدالله بن محمد البلوى و ينسب الى ابيه عبيدالله العلاء، عماره بن زيد  و ما يسند اليه الا الفاسد، المتهافت» (ابن‌الغضايرى، ص 7؛ ابن داوود، ص 416؛ علامه حلّى، ص 98) آراى علامه و ابن داوود به تعبير خودشان مستند به قول ابن الغضايرى است، لذا مى‌توان منشاء تضعيف را ابن‌الغضايرى دانست. البته خود ابن‌الغضايرى در نظر برخى از بزرگان متأخر توثيق نشده است. (رحمان ستايش، ص 38 ـ 39)

 

به‌علاوه موضع علماى رجال در انتساب كتاب الرجال يا همان الضعفا غضايرى چندين گونه است. عده‌اى مانند آيت الله خويى معتقدند كه اين كتاب از تأليفات ابن‌غضايرى نيست، بلكه عده‌اى از دشمنان شيعه آن را ساخته و بر عليه شيعه تأليف كرده‌اند. مهمترين دليل اين قول آن است كه شخصيتهاى برجسته و راستگو به وسيله او تضعيف گرديده‌اند و اين دليل آن است كه نسبت دادن اين كتاب به ابن‌غضايرى دروغ است. (خويى، ج 1، ص 102) شيخ آقابزرگ تهرانى نيز در كتاب الذريعه ساحت ابن غضايرى را از انتساب به اين كتاب مبرّا مى‌داند و معتقد است با فرض صحت انتساب اين كتاب به ابن‌الغضايرى كمتر كسى است كه از طعن او جان سالم به در برده باشد. (تهرانى، ج 4، ص 288)

آيت الله سبحانى احتمال مى‌دهد كتاب الضعفا متعلق به ابن غضايرى است. وى در تبيين نظر خود مى‌گويد :

"احتمال دارد كه ابن غضايرى همان‌طور كه كتاب الضعفا داشته، در مقابل كتاب ممدوحين نيز داشته است؛ زيرا همان‌طور كه شيخ تصريح كرده، او دو كتاب درباره مصنفات و راويان نگاشته است و شايد يكى از اين دو كتاب درباره ممدوحين بوده است و چه بسا كه تعداد ممدوحين بيشتر از مذمومين و ضعفا بوده، ولى كتاب ممدوحين به دست ما نرسيده است.[9]  (سبحانى، ص 88)

 

نكته اصلى در بى‌اعتبارى سخنان ابن غضايرى آن است كه تضعيفات او بر اساس امور حسيه نيست، بلكه بر اساس اجتهادات و حدسيات خويش راويان را جرح و تعديل نموده است. (ربانى، ص 68) از بررسى عبارتهاى غضايرى روشن مى‌شود كه او رواياتى را كه ناقل معجزات و كرامات بوده، غلو دانسته و اگر فردى را مى‌ديد كه با عقايد وى موافق نبود، ترديدى به خود راه نمى‌داد كه محتواى روايت غلو و راوى آن دروغگو افتراپرداز است و بى‌درنگ حكم به ضعف و دروغگويى
وى مى كرد. (رحمان ستايش، ص 38)

حاصل سخن اينكه ابراهيم بن عبيدالله بن الفضل با كنار گذاشتن رأى ابن غضايرى باز هم مجهول است، زيرا در ديگر كتب رجال نامى از وى نيامده و وصفى از وى مذكور نيست. نهايت چيزى كه مى‌توان گفت اين است كه درباره وى توقف كنيم.

طريقه دوم

حدثنا جماعه من اصحابنا عن ابى الحسن عبيدالله بن محمّد بن جعفر القصبانى عن ابى محمّد الحسين بن سيف العدل عن على بن يعقوب عن عبدالله بن محمّد المبارك الانصارى البلوى عن ابراهيم بن عبيدالله بن العلاء عن فاطمه بنت عبدالله بن ابراهيم بن الحسين

تعدادى از راويان اين سند و اسناد بعدى در قسمت قبل ذكر شدند، بنابراين ترجمه رجال باقى مانده را بيان مى‌كنيم :

ابى محمّد الحسين بن سيف العدل: روشن نيست وى كدام شخصيت روايى است. اگر مقصود "الحسين بن سيف الكندى" باشد، شيخ طوسى تنها به ذكر نام وى اكتفا كرده است (طوسى، الرجال، ص 182) و اگر مقصود "الحسين سيف "باشد وصفى از وى در كتب رجال نيست و فقط شيخ طوسى به ذكر راوى و مروى عنه او مى‌پردازد. (طوسى، الفهرست، ص 141)

على بن يعقوب: وى از راويان مشترك است. در معجم رجال الحديث آمده است: «وقع بهذالعنوان،فى اسناد جمله من روايات تبلغ تسعه عشرموردا». (خويى، ج 13، ص 223)

عبدالله بن محمّد بن محفوظ بن المبارك الانصارى البلوى: وى مجهول است. نام وى در كتب رجال ذكر نشده است، تنها شيخ على نمازى در ذيل نام او آورده: «لم يذكروه،وقع فى طريق صدوق عن على بن يعقوب عنه  عن ابراهيم بن عبيدالله بن العلاء
حديث عمل الاستفتاح المشهور بعمل ام داوود فى رجب
» (نمازى شاهرودى، ج 5، ص 102)

طريقه سوم

حدثنا ابى محمّد الحسن بن حمزه العلوى عن ابى غانم اسماعيل بن عبدالرحمن الحارثى عن ابى محمّد عبدالله بن محمّد العلوى عن ابراهيم بن عبيدالله بن العلاء عن فاطمه بنت عبدالله بن ابراهيم بن الحسين

در بحث رجالى ايشان آمده است :

ابى محمّد الحسن بن حمزه العلوى: او همان"الحسن بن حمزه بن على بن عبدالله بن محمّد بن الحسن بن الحسين بن على بن ابيطالب" است كه علماى رجال درباره وى گويند: او مكنى به ابو محمّد طبرى مرعشى و از بزرگان و فقها و ادباى اين طائفه است و كتابهاى بى‌شمارى را به وى نسبت داده‌اند. (طوسى، الفهرست، ص 135؛ النجاشى، ص 64؛ حلّى، ص 9) گرچه توثيق خاص درباره وى نيست؛ امّا ذكر علماى رجال در توصيف وى را مى‌توان توثيق عام دانست. از طرفى ديگر به نظر عده‌اى از رجاليون اگر نجاشى نام شخصى را در كتابش ذكر كرده باشد ـ جز كسانى را كه خودش آنها را تضعيف كرده است ـ حتى اگر مدحى هم نكرده باشد او امامى و ثقه است. (رضايى، ص 170)

ابى غانم اسماعيل بن عبدالله بن عبدالرحمن الحارثى: وصفى از وى در كتب رجال نيست و شيخ طوسى در ذيل نام او به "كوفى" اكتفا كرده است. (طوسى، الفهرست، ص 160)

طريقه چهارم

حدثنا حمزه بن محمّد بن احمد بن  جعفر عن زيدبن على بن الحسين بن على بن ابيطالب  عن ابى الحسين محمّد بن الحسن الدينورى عن يعقوب بن نعيم بن عمرو بن قرقاره عن جعفربن احمد الينبعى عن ابيه عن ابراهيم بن عبيدالله بن العلاء عن فاطمه بنت عبدالله بن ابراهيم

 

در مبحث رجالى مى‌خوانيم :

حمزه بن محمّد بن احمد: وى همان حمزه بن محمّد بن احمد بن جعفربن محمّد بن زيد بن على بن الحسين بن على بن ابيطالب 7 است. آيت الله خويى او را از مشايخ صدوق مى‌داند كه از على‌بن ابراهيم قمى روايت كرده است. (خويى، ج 6، ص 282) در توضيح بايد گفت، بسيارى از علما معتقدند كه تمام محدثان و مشايخ صدوق، كه شيخ از آنها روايت كرده است موثق مى‌باشند. نقل شيخ از آنها دليل بر توثيق آن خواهد بود؛ زيرا شيخ صدوق تصريح كرده كه از غير ثقه نقل نمى‌كند (ربانى، ص 318)، علامه مجلسى نيز بر اين نظر است. به عقيده او، تمام راويانى كه در سلسله مشيخه صدوق واقع شده‌اند موثق‌اند، و وقوع راوى در سلسله مشيخه دليل بر توثيق اوست. (خويى، ج 1، ص 80) البته به گفته آيت الله خويى به جز برخى از مشايخ صدوق كه بر اساس منابع ديگر مى‌توان آنها را ناصبى دانست. (همان، ج 1، ص 80)

ابو الحسين محمّد بن الحسين الدينورى: نام او در كتب رجالى پيشين ذكر نشده است، امّا آيت الله خويى ازكتاب "كمال الدين وتمام النعمه" از صدوق نقل مى‌كند كه وى از كسانى است كه موفق به ديدار امام زمان 7 شده است. (همان، ج 21، ص 127)

يكى از راههاى توثيق، جمع‌آورى قرائن است، بدين معنا كه گاهى علماى رجال به وثاقت راوى تصريح ندارند، ولى پاره‌اى قرائن وثاقت راوى را ثابت مى‌كند. (ربانى، ص 162) در اينجا با بهره‌مندى از توصيف صدوق درباره ابوالحسين الدينورى، مى‌توان آن را قرينه بر وثاقت او دانست.

يعقوب بن نعيم بن عمرو بن قرقاره: او مورد تأييد و توثيق رجاليون است و توثيق خاص براى او وجود دارد. نجاشى در رجالش درباره او گفته: «كان جليلا فى اصحابنا،ثقه فى الحديث،روى عن الرضا 7 و صنف كتابا فى الامامه» (نجاشى، ص 449)

 

جعفر بن احمد عبدالنجار الينبعى: نام وى در كتب رجال ثبت نشده است؛ امّا در مستدركات علم رجال الحديث در توثيق او آمده است :" در طريق صدوق در حديث عمل استفتاح واقع شده است، راوى امام رضا 7 و ثقه و جليل مى‌باشد." (نمازى شاهرودى، ج 2، ص 140)

5ـ نام پدر جعفربن احمد عبدالجبار الينبعى در كتب رجال درج نشده و مهمل است.

طريقه پنجم

حدثنا جعفربن محمّد بن قولويه عن ابى عيسى عبيدالله بن الفضل بن محمّد بن هلال الطايى عن ابى محمّد عبدالله بن محمّد البلوى عن ابراهيم بن عبيدالله بن العلاء عن فاطمه بنت عبدالله بن ابراهيم

در بحث رجالى جعفربن محمّد بن قولويه مى‌خوانيم: علماى رجال به اتفاق وى را توثيق كرده‌اند. نجاشى در توثيق او گفته است :"كلما يوصف الناس من جميل و ثقه و فقه  فهو فوقه": هر زيبايى و علمى كه مردم را با آن وصف نمايى، برتر از آن را در جعفر بن محمّد بن قولويه خواهى يافت. (النجاشى، ص 123) وى از برجسته ترين چهره‌هاى راويان شيعه در قرن  چهارم هجرى است و يكى از بهترين شاگردان محمّد بن يعقوب كلينى و از بزرگان مشايخ شيخ مفيد مى‌باشد.

طريقه ششم

حدثنا محمّد بن الحسن بن اسحاق بن موسى بن جعفربن محمّد بن على بن الحسين على بن ابيطالب 7 عن ابى جعفر محمّد بن حمزه بن الحسين بن سعيد المدينى  عن ابيه  عن ابى محمّد عبدالله بن محمّد البلوى عن ابراهيم بن عبيدالله بن العلاء عن فاطمه بنت عبدالله بن ابراهيم

در جرح و تعديل رجال سند آمده :

محمّد بن الحسن: خويى وى را همان ابوعبدالله الشريف، از مشايخ صدوق
مى‌داند، همان شخصى كه صدوق به تشويق وى كتاب من لا يحضره الفقيه را تأليف كرد.[10] (خويى، ج 5، ص 208)

 

ابى جعفر محمّد بن حمزه بن الحسين بن سعيد المدينى: در كتب رجال ذكرى از وى به ميان نيامده است؛ ولى در مستدركات علم رجال، او از راويان دعاى استفتاح معرفى شده است. (نمازى شاهرودى، ج 7، ص 152)

3ـ نام پدر وى نيز در كتب رجال مذكور نيست. 

طريقه هفتم

سند دعا نزد حاكم حسكانى: وى دعاى شريف را با يك سند نقل كرده است. برخى رجال مذكور در طريق وى در سلسه سند صدوق ذكر شدند و از تكرار مبحث رجالى ايشان صرف نظر مى‌كنيم.

ذكر سند :

الحاكم ابوطاهر محمّد بن احمد الجورى عن ابى يعلى العلوى الهمذانى عن ابى الحسين محمّد بن الحسين الدينورى عن يعقوب بن نعيم بن عمرو بن قرقاره عن جعفربن احمد بن عبدالجبار عن ابيه عن ابراهيم بن عبيدالله بن العلاء فاطمه بنت عبدالله بن ابراهيم.

در كتب رجال نامى از محمّدبن احمد الجورى و همين‌طور ابو يعلى الهمذانى نيامده است، تنها زركلى در الاعلام ذيل نام محمّدبن احمد الجورى آورده است : «فقيه مالكى، من قضاه مصر،كان محدث زمانه، اصله من البصره، كان شاعرا حسن البديهه، مناظرا قوى الحجه». (زركلى، ص 54)

از تأمّل در مجموعه مباحث رجالى طريقه نقل دعاى استفتاح، به اين نتيجه مى‌رسيم كه راوى اوليه دعاى ام داوود، زنى پارسا و مورد وثوق امام صادق7 بوده
است، امّا در برخى از طرق نقل حديث استفتاح، رجال مذكور در اسناد برخى ضعيف و برخى ناشناخته‌اند و برخى نيز ثقه و مورد اعتمادند. نكته مهم اين است كه در توثيق روايات تنها نبايد به سند اكتفا كرد و ضعف و قوّت سند را تنها دليل براى صحت يا نادرستى حديث دانست، بلكه شاخصه مهم، سنجش حديث با قرآن و سنّت قطعى و عقل است كه اگر متن حديث از اين حيث محكم و متقن باشد آن روايت قابل أخذ است.

بررسى و نقد متن دعاى ام داوود

پيش از ورود به بحث و بررسى متن دعا، بحثى پيرامون كلّيت مضمون و محتواى آن داريم، آنگاه به متن مى‌پردازيم.

بايد گفت هر يك از دعاها و مناجاتها با زبان خاصّ خود و به گونه‌اى معارف دينى را القاء مى‌كنند. بيشتر دعاها به معارف توحيدى اختصاص دارد، مانند دعاى عرفه امام حسين 7 و تعدادى از دعاهاى صحيفه سجاديه؛ برخى از دعاها حالات عجز و كوچكى انسان را در برابر حق تعالى بيان مى‌كند، مانند تعدادى از دعاهاى صحيفه سجاديه؛ بعضى از دعاها بيانگر تقاضاى اتّصاف صفات حميده و دورى از صفات رذيله از خداوند متعال است، مانند: دعاى مكارم الاخلاق و دعاى هشتم صحيفه سجاديه. (تحريرى، ص 9)

در اين ميان مى‌توان به دعاهايى اشاره كرد كه اين ويژگيها را دارد، بعلاوه براى دفع مصيبتها و رخدادها و عرض نياز براى رفع آنها، از لسان ائمه: صدور يافته است. دعاى ام داوود از اين دسته است، بيانگر مواجهه عبد ضعيف و مضطّر، امّا مصمّم و اميدوار به درگاه الهى و تضّرع حال و عرض نياز به سوى خداست.

شاكله كلّى اين دعا را مى‌توان در چهار بخش اصلى خلاصه كرد :

بخش اوّل آن حمد و ستايش پروردگاراست. بخش بعدى سراسر درخواست رحمت و درود است بر پاكان، اعم از فرشتگان و پيامبران خاصه پيامبراسلام 9 و
اهل‌بيت ايشان و گروهى از سعداء، شهدا، ابدال و اوتاد. در بخش سوّم شخص با ذكر صفات جمال و جلال الهى و اسماء حسناى پروردگار متوجه او مى‌شود. در قسمت پايانى نيايش، شخص ذلّت و ضعف و نقض خود را عرضه مى‌دارد و از آنجايى كه نيازخواهى بخش مهمى از مناجات با پروردگار است، در پايان درخواست خود را از درگاه پروردگار متعال مسئلت مى‌دارد. وقتى انسان اين‌گونه خضوع خود را به درگاه پروردگار متعال عرضه مى‌دارد، در اين هنگام، درهاى رحمت الهى به رويش باز شود و در داستان ام داوود اين‌گونه شد.

امّا براى دستيابى به صحت متن، راه‌كارها و دستورالعمل‌هاى فراوانى وضع شده است. شيخ طوسى در كتاب عدة الاصول چهار ويژگى را نشانه صحت متن و مضمون حديث مى‌داند: موافقت با ادله عقليه، مطابقت با كتاب خدا، مطابقت با سنّت قطعيه و موافقت با آنچه فرقه اماميه بر آن اجماع نموده‌اند. (شانه چى، ص 146)

حديث يا دعا بايد از بعد مضمونى چند ويژگى اساسى داشته باشد:

1ـ مطابقت با قرآن: مهمترين مبنا در احراز اصالت متن حديث، عرضه آن بر قرآن كريم است، كه ملاك و معيار حق و باطل و جداكننده آنهاست. اين مبنا را نخستين بار رسول خدا 9 به مسلمانان تعليم فرمود و بعدها امامان شيعه بر ضرورت آن تأكيد كردند. (معارف، ص91) اگر طبق اين تعاليم متن دعاى ام داوود بر قرآن عرضه شود، يقيناً با روح قرآن هم‌خوانى دارد و مورد تأييد آن واقع است. چراكه عمده مباحث مطرح شده در دعا، بخشى از اعتقادات حقه، مانند توحيد، نبوّت عامه و نبوّت خاصه است كه همان اصول و معارفى است كه خداوند بندگانش را براى پذيرش آنها فرا مى‌خواند و در كتاب عظيمش پيوسته از آن ياد مى‌كند. علاوه بر آن برخى از فقرات دعا نيز مقتبس از قرآن كريم است. مانند اين فراز: «شَهِِدَ اللهُ انّه لا الهَ الّا هوَ وَ المَلائِكهِ و اوُلواالعِلمِ قائِما بالقِسط ،لا الهَ الّاهوَ العزيزُ الحَكيم». (آل عمران (3)/ 18)

 

2ـ موافقت با سنّت: مراد از سنّت، سنّت قطعى است كه همه مسلمان آن را به منزله يكى از مبانى دين پذيرفته و كارهاى خود را براساس آن تنظيم مى‌كنند و يا لااقل روايتى است كه اعتبار آن از جهت صدور مورد قبول فقها و محدثان قرار گرفته باشد. (معارف، ص 92) عدم مخالفت متن حديث با سيره قطعى يكى از ملاكهاى محدثان براى نقد متن است كه پس از قرآن ميزان و معيار روايات است. محتواى دعاى شريف را بايد كاملاً منطبق بر سيره معصومين : دانست. چراكه از الطاف بى‌كران پروردگار بر بندگان، اين است كه اوليايى را برايشان فرستاده كه تمامى حقايق براى آنان آشكار است، آن حقايق و معارف را زمانى با سيره عملى و زمانى با خطابه و گاهى با زبان دعا و مناجات براى انسانها اظهار مى‌كنند تا هركس به اندازه درك و فهم خود آنها را فهميده و بهره‌اى از معارف الهى ببرد. قطعاً در تمامى اين آموزه‌ها هدف اصلى، رسيدن به نهايت درجه كمال انسانى است، كه اين مهم هم در اين دعاى شريف و هم در ديگر ادعيه و هم‌چنين در سيره پاك ائمّه: مدّنظر قرار گرفته است. از اين‌روى مى‌توان گفت دعاى ام داوود همگام با اهداف راستين و والاى پيامبر 9 و ائمّه معصومين : مى‌باشد.

3ـ موافقت با عقل از ديگر ملاكهاى نقد حديث است. زمانى كه دلالت متنى مورد تأييد قرآن و هم موافق با سيره معصوم : باشد، قطعاً با حكم عقل موافقت دارد؛ زيرا ميان حكم شارع كه عاقل‌ترين عقلاء است با حكم عقل منافاتى وجود ندارد. ميان مضمون دعاى ام داوود با عقل تعارضى ديده نمى‌شود تا راه براى تأويل و توجيه باز باشد.

4ـ علوّ مضمون: گاهى محتوا و مضمون حديث چنان بلند است كه صدور آن از غير معصوم ناممكن شمرده شود، چنانكه بهترين دليل بر قطعى‌الصدور بودن قرآن علوّ معنا و اعجاز لفظى و معنوى آن است. ائمّه : در دعاهايشان آنچه را كه براى تكامل وجودى انسان ضرورى است و در حركت الهى وى دخيل است با به
كارگيرى واژه‌هاى بس پرمعنا و كم‌نظير با خلاقيت هنرى و ادبى وافر بيان مى‌كردند. هم‌چنانكه در دعاى ام داوود مى‌بينيم مفاهيم عالى و واژه‌ها و تركيبهاى به كار رفته در آن حكايت از آن دارد كه اين‌گونه مناجات و نيايش جز در توان معصوم : نيست و تمامى فقرات آن يك منظومه منظم و منسجم را سامان داده است كه نفوس صالحان و پاكان را به همراه خود به سير سماوات مى‌كشاند.

نتيجه

از مجموع مباحث ياد شده صدور دعا از معصوم به دلايل زير بعيد به نظر نمى‌رسد:

1ـ اوّل اينكه جايگاه دعاى شريف از جهت منابع روايت كننده آن بسيار بلند است. دعاى مزبور را عدّه‌اى از علماى بزرگ شيعه مانند شيخ صدوق، شيخ طوسى، ابن طاووس، علامه مجلسى، كفعمى و همچنين حاكم حسكانى، عالم بزرگ اهل تسنّن، معتبر دانسته و در مجامع روايى خود نقل كرده‌اند كه نشانگر اين مطلب است كه آنها دعاى مزبور را تلقى به قبول كرده‌اند.

2ـ دوم آنكه با فرض اينكه صحت سند احراز نشده باشد، طبق قاعده معروف "تسامح در ادلّه سنن" در سند ادعيه نمى‌توان سخت‌گيرى كرد. سخت‌گيريهاى رايج در فقه شيعه در مورد اخبار و احاديثى است كه در مسيراستنباط يك حكم الزامى قرار بگيرد، امّا در مسائل مستحبى به‌ويژه دعاها و زيارات آن موشكافيهاى سندى معمول نيست، بلكه همين مقدار كه مورد قبول مشايخ باشد و در كتب معتبر و مشهور نقل شود و محتواى آن بلند باشد كافى است.

3ـ سوّم اينكه مفهوم و دلالت حديث با روح قرآن و سنّت هماهنگ است و با توحيد افعالى سازگارى دارد و نظير مضامين اين نيايشها را جز معصومين : نمى‌توانند بيان نمايند. بيشتر دعاهاى موجود از باب بى‌نظير بودن در مضامين و معنا مورد وثوق قرار مى‌گيرند.

 

قابل ذكر است كه اكنون نيز همه ساله هزاران نفر از مؤمنين در مساجد مختلف اعمال ام داوود را به‌جا آورده و نويسنده شاهد حصول نتايج معنوى و برآوردن حاجات عاملين آنها بوده است.

منابع

قرآن كريم

. ابن اثير، عزالدين على‌بن ابوالكرم. الكامل فى التاريخ. بيروت: دار صادر، 1965 م.

. ابن بابويه قمى، على بن حسين (صدوق). فضايل الاشهر الثلاثه. قم: مكتبه الداورى، 1397 ق.

. ــــــــــــــــــــــــــــــــــ. كمال الدين و تمام النعمه. تهران: دارالكتب الاسلاميه، 1395 ق.

. ابن داوود حلّى، تقى الدين حسن بن على. رجال. تهران: انتشارات دانشگاه تهران، 1383 ش.

. ابن طاووس، رضى الدين. اقبال الاعمال. تهران: دارالكتب الاسلاميه، 1367 ش.

. ابن غضايرى، احمدبن حسين. الرجال. قم: موسسه اسماعيليان، 1364 ش.

. ابن قولويه، جعفربن محمّد. كامل الزيارات. تصحيح علامه عبدالحسين امينى، تهران: ميقات، 1365 ش.

. امين جبل عاملى، سيّد محسن. اعيان الشيعه. بيروت: دارالتعارف للمطبوعات.

. تحريرى، محمّد باقر. نجواى عارفانه (شرحى بر مناجات شعبانيه). تهران: حرّ، 1386 ش.

. جعفرى، محمّد تقى. نيايش امام حسين در صحراى عرفات. تهران: موسسه نشر آثار علامه، 1382ش.

. تهرانى، آقابزرگ. الذريعه الى تصانيف الشيعه. بيروت: دارالاضواء.

. حسكانى، عبيدالله بن عبدالله. فضايل شهر رجب. تهران: موسسه چاپ و نشر وابسته به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، 1411 ق.

. حلّى، حسن بن يوسف بن على بن مطهر. خلاصه الاقوال. تحقيق: سيّد محمّد صادق بحرالعلوم، نجف: الطبعه الحيدريه، 1381 ش.

. دوانى، على. مفاخر اسلام. تهران: انتشارات اميركبير، 1363 ش.

. ربانى، محمّد حسن. دانش رجال الحديث. مشهد: موسسه چاپ و نشر آستان قدس رضوى، 1382 ش.

 

. رحمان ستايش، محمّد كاظم. آشنايى با كتب رجالى شيعه. تهران: سمت، 1385 ش.

. رضايى، محمّد جعفر. پژوهشى در اسناد و نسخه‌هاى زيارت عاشورا. فصلنامه علمى ـ پژوهشى علوم حديث، ش سوم و چهارم، 1388 ش.

. زركلى، خيرالدين. الاعلام. بيروت: دارالعلم للملايين، 2007 م.

. سبحانى، جعفر. كليات فى علم رجال. قم: مؤسسه الامام الصادق، 1428 ق.

. صادقى اردستانى، احمد. زنان دانشمند و راوى حديث. قم: بوستان كتاب، 1388 ش.

. طوسى، ابى جعفر محمّدبن حسن. الرجال. نجف: حيدريه، 1381 ش.

. ــــــــــــــــــــــــــ. الفهرست. تحقيق: سيّد محمّد صادق آل بحرالعلوم، نجف: المكتبه المرتضويه.

. قاسم پور، محسن و ديگران. فرهنگ اصطلاحات درايه الحديث و رجال. كاشان: انتشارات دانشگاه كاشان، 1389 ش.

. قمى، شيخ عباس. مفاتيح الجنان. قم: مشرقين، 1383 ش.

. ـــــــــــــ. منتخب التواريخ. تهران: چاپخانه على‌اكبر علمى، 1352 ش.

. ـــــــــــــ. منتهى الامال. تهران: كتاب‌فروشى اسلاميه، 1338 ش.

. ـــــــــــــ. فوايدالرضويه. انتشارات مركزى، 1327 ش.

. كشى، محمّدبن عمر. رجال. مشهد: اتشارات دانشگاه مشهد، 1348 ش.

. كفعمى، تقى الدين. المصباح. قم: رضى، 1405 ق.

. ــــــــــــــــ. بلدالامين. بيروت: دارالفكر، 1409 ق.

. مجلسى، محمّد باقر. بحارالانوار. بيروت: الوفاء، 1404 ق.

. محلاتى، ذبيح الله. رياحين الشريعه. تهران: دارالكتب الاسلاميه.

. مدير شانه چى، كاظم. علم الحديث. قم: دفتر انتشارات اسلامى، 1387 ش.

. معارف، مجيد. شناخت حديث. تهران: نبأ، 1387 ش.

. نجاشى، احمدبن على‌بن احمد. الرجال. قم: مؤسسه نشر الاسلامى، 1427 ق.

. نمازى شاهرودى، على. مستدركات علم رجال الحديث. قم: ادب، 1414 ق.

 



[1] . دانشيار دانشگاه مازندران.

[2] . دانشجوى كارشناسى ارشد علوم قرآن و حديث.

[3] . به اين دليل كه در توثيقات عام اختلافات زيادى وجود دارد.

[4] . كتاب فضايل الاشهر الثلاثه صدوق يك كتاب با محوريت دعا نيست، بلكه عمده بحث آن در شناختاحاديث و نمازها و فضايل سه ماه رجب، شعبان و رمضان است. از اين روى صدوق از ذكر متن دعا كهنسبتاً طولانى هم بوده خوددارى كرده و آن را به كتاب ديگر خود عمل السنه ارجاع داده است.

[5] . براى توضيحات بيشتر (نك: طوسى، الفهرست، ص 442).

[6] . با توجه به استقبال فراوانى كه از كتاب "مصباح المتهجد" شد، شيخ خود تصميم به تلخيص اين كتابگرفت و نام آن را "مصباح المتهجد صغير" نهاد. از اين‌رو كتاب اوّل با عنوان "مصباح كبير" شهرت يافت.

[7] . كتابى است كه محدثان، شيوخ و سلسه اسناد روايات خود را در آن ذكر كرده‌اند.

[8] . براى مطالعه در اين زمينه (نك: ربانى، دانش رجال الحديث، ص 278 ـ 276).

[9] . براى توضيحات بيشتر (نك: سبحانى، كليات فى علم فى رجال، ص 79 ـ 102).

[10] . درباره وثاقت مشايخ صدوق قبلاً توضيحاتى داده شد.

 

 

خبرنامه

نــــام:

ایمیل: