اللهم و صلّ علی الطاهرة البتول، الزهراء ابنة الرسول، امّ الائمة الهادین ... و مستودعاً لحکمة؛ (بحارالانوار ، ص 181) اللهم صلّ علی فاطمة بنت نبیّک و زوجه ولیّک و امّ السبطین الحسن و الحسین ...؛(بحارالانوار، ج 99 ، ص 45) اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها و سرّ المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک
حقوق مسلمين؛ موسوعه قانونى در ارتباط با مسلمانان شيعى مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
شماره سفینه - سفینه 27
دوشنبه ، 13 شهریور 1391 ، 13:18

امده کری

ترجمه : محمد رضارضوان طلب

چكيده: اين گفتار، ترجمه مقدّمه امِده كِرى بر ترجمه فرانسوىِ كتاب شرايع الاسلام محقق حلّى است. كِرى ـ كه در اواخر قرن 19 ميلادى، اين ترجمه را به سامان رسانده ـ در مقدّمه خود، به تاريخ فقه و حقوق اسلامى اشاره مى‌كند، ازجمله: شيخ مفيد، شيخ طوسى، سيد مرتضى. سپس به تفصيل در مورد شرح حال محقق حلّى و شناسايى كتاب شرايع الاسلام مى‌پردازد. نگاه خاصّ برون‌دينى به فقه شيعى را در اين گفتار مى‌توان يافت.
كليد واژه : شرايع الاسلام (كتاب) / محقّق حلّى / ترجمه متون دينى.

اشاره
كتاب شرايع الاسلام، از مهم‌ترين متون فقهى شيعى امامى، نوشته محقق حلّى، () بسيار كانون توجّه در مطالعات مختلف فقهى بوده و هست.
اين كتاب در سال 1872 توسط امِدِه كرى كه در آن زمان كنسول فرانسه در تبريز بوده، به زبان فرانسوى ترجمه شده و مترجم، مقدمه‌اى بر اين كتاب نوشته است. براى آشنايى با ديدگاه‌هاى غربيان، ترجمه اين مقدمه عرضه مى‌شود.
بجز كسانيكه خود را وقف مطالعات زبان و تمدن مسلمين كرده‌اند، ديگران بطور غالب از اين بى‌اطلاعند كه مسلمانان از يك جُنگ حقوقى كامل و گسترده برخوردارند و هم اينكه رساله‌هاى فقهى آنان، يكى از شاخه‌هاى مهمّ ادبيات آنان را تشكيل مى‌دهد.
ما پيش از اين، قرآن را تنها كتاب حقوقى مسلمين مى‌شمرديم و به دلايلى تعجّب مى‌كرديم كه چگونه جوامع پرنفوسى، بدون داشتن مرجع حقوقى ديگر و متكى بر متنى فشرده، پراكنده و حتى داراى برخى از احكام متعارض، مى‌توانند وجود داشته و برقرار باشند. قرآن، هسته واقعى حقوق اسلامى است؛ امّا فقدان توضيحات و نبود هر نوع گسترشى، كاربرد آن را بسيار مشكل مى‌كند؛ اگر آنرا محال ننمايد.
از سال‌هاى پس از دعوت اسلامى، گروندگان جديد، مشاجرات خود را مستقيمآ به پيامبر ارائه مى‌نمودند و قضاوتى كه بنيان‌گذار اسلامى مى‌نمود، به دقّت توسط ياران نخست ضبط و جمع مى‌شد و اينها هسته اوليه جُنگى بود كه بعد از آن بوسيله تصميمات قضائى هريك از دوازده امام بزرگتر مى‌شد و با عنوان «احاديث» برطبق نظر مكتب شيعى، در قالب مجلدات مختلف فقه قديمى جمع‌آورى گرديد.
گسترش سريع اسلام در ميان ملّيّتهاى متفاوت و از ريشه‌ها و خلقيّات گوناگون، نياز به تلخيص سنّت و توحيد مبانى كاربردى آن را در تمامى قلمروهاى جديد مكتب پديد آورد. فهرست اسامى حقوقدانانى (فقهائى) كه از قرن سوم تا هفتم هجرى در ارتباط با نگارش فقه و حقوق اسلامِ شيعى تلاش كردند، بسيار گسترده‌تر از آن است كه در اين مقدّمه ارائه گردد. من به ذكر نام با عظمت‌ترين اين دكترها (مجتهدين) بسنده مى‌كنم:
1. ابوعبدالله محمّدبن محمّدبن نعمان كه شاگردان زيادى داشت و به لقب مفيد خوانده مى‌شد. اين دانشمند در سال 333 يا 338 متولّد شد و در سال 413 از دنيا رفت و بيش از دويست اثر را از خود بجا گذاشت.
2. شيخ محمّدالحسن‌بن على ابوجعفر الطوسى كه به لقب شيخ طائفه اماميّه مشهور است (برحسب آخرين عناوينى كه در آثار اخيرش كه من آن را ترجمه كرده‌ام به اين نام معرّفى شده است) اين دكتر از سال 385 تا 460 مى‌زيسته است. او از درخشنده‌ترين شاگردان شيخ مفيد بوده است؛ وى آثار فراوانى را از خود باقى نهاده كه سرآمد آثار شيعى، در هر جا كه تفكّر شيعه وجود داشته، بوده‌اند. در ميان تمامى آثار، ذكر نام كتاب استبصار، خلاف و وفاق، النهايه فى بحر الفقه و الفقاهه و در پايان كتاب المبسوط را لازم مى‌دانم. كتابهائى كه حداقل در بردارنده 81 شرح و تفسير است.
3. همچنين يادآورى مى‌كنيم از جناب سيد مرتضى ابوالقاسم على‌بن ابى‌احمد الحسينى كه با نام علم الهدى شناخته شده است (يعنى پرچم طريق نجات) او نيز شاگرد شيخ مفيد بود. در سال 355 به دنيا آمد و در سال 436 از دنيا رفت و سرمايه‌اى عظيم را به جاى نهاد. تعداد قابل توجهى كتاب و اشعار و كلكسيون (مجموعه) هشتاد هزار دستنوشته.
4. نويسنده يا شارح كتابى كه من آن را ترجمه كرده‌ام شيخ نجم‌الدين ابوالقاسم جعفربن على يحيى با لقب محقّق كه حائز رتبه‌اى ويژه در ميان اين مفسران حقوق اسلامى است. از بيت مشهور فقاهت پديد آمد و در حله بالاى فرات در سال  602 هجرى متولد گرديد. او به عنوانى جديد، به دليل دانش، روح و معرفت گسترده‌اش دست يافت. زيرا او همزمان يك حقوقدان، يك خطيب، يك معلّم اخلاق، يك شاعر و يك نويسنده بود. نقل كرده‌اند كه خواجه نصيرالدين طوسى منجّم معروف و وزير هلاكوخان كه پادشاه را در حوادث بغداد همراهى مى‌كرد، به شركت در درسهاى محقّق مفتخر بود و نمى‌خواست جايگزين وى در عرصه استادى شود؛ در شرايطى كه به عنوان احترام، براى تكيه زدن بر كرسى درس، به جاى وى دعوت شده بود. محقّق نقش عظمت و استادى خود را تا سال 676 ايفاء كرد. سالى كه وى به سبب سقوط از تراس خانه‌اش از دنيا رفت؛ او در نجف، در كنار حرم امام على 7 مدفون گشت و جماعتى عظيم در تشييع جنازه‌اش شركت كردند. اين دانشمند تحت عنوان «النافع» يك كتاب مرجع و فشرده‌اى نوشت كه شامل تفاسير دينى در ارتباط با كتاب البيع نهايه شيخ طوسى، سلف نامى‌اش بود. او همچنين نگارنده مباحثى در مورد اصول اعتقادات، احكام اسلامى اسلام، پايه‌هاى حقوق، منطق و فقه اللغه مى‌باشد و چند كتاب شعر نيز باقى گذارده است. امّا عنوان اصلى شايستگى و تكريم او از ديدگاه همكيشانش، تدوين قانون شيعى است كه با عنوان «شرائع الاسلام، فى مسائل الحلال و الحرام» در هر كجا كه قلمرو عقيده اماميه تلقى مى‌گردد، خصوصآ در ايران، پذيرفته و محكّم شده است.
اين اثر به چهار قسمت تقسيم مى‌شود. بخش اوّل از تكاليف دينى بحث مى‌كند و بخش دوم از پيمانها و تعهدات طرفينى (عقود)، بخش سوم از كنشهاى يكطرفى (ايقاعات) و بخش چهارم شامل مباحث راجع به شكار، خوردنيها و غيره مى‌شود و از كيفرهاى قابل اجراء، جنايتها و جرمها از دو ديدگاه حقوق دينى و حقوق اجتماعى بحث مى‌نمايد. تمييز ميان بخشهاى مختلف اين كتاب، آن مقدار كه تشخيص فصول كتب حقوقى فرانسوى دشوار است، سخت نيست. امّا معتقدم كه نبايد از طرحى كه توسط نويسنده دنبال شده، منحرف شوم تا رجوع به متن آسان باشد.
نواقص عمده متون حقوق مسلمين را جز در ريشه اين متون نبايد جستجو كرد. يعنى ناهماهنگى كه گاه در متن قانون و گاه در بكارگيرى آن وجود دارد. اين ناهماهنگى‌ها در تصميمات مختلف امامان در مسائل متشابه تولد يافته است. 
گاهى سنتى كه حاوى قضاوتهاى متناقض هستند، از نظر رسميت و قانونى بودن در درجه مساوى قرار دارند. گاهى از جهت اعتمادى كه راوى ايجاد مى‌كند، مورد شك قرار مى‌گيرند؛ اين ترديد يا از جهت اعتدال ايمانى و يا به دليل ارتباط فكرى با ملحدين است. در چنين صورت قبلى، اگر تشكيك در مورد صحّت روايت ممكن نباشد و همانگونه كه بارها اتفاق افتاده كه روايت، حاوى مضمون خلاف عدل بوده است، اين بيانگر آن است كه امام در پرتو عصمت خود، چنين حكمى را به دلايلى خاص صادر كرده كه آن دلائل نبايد الزامآ بيان شوند. امّا اين قضاوت، عنوان مسئله قبلى و قضاوت پيشين را ندارد ]عناوين ثانويه[. اين كاستى غيرقابل علاج نيست. كافى است كه هيأتى، ناهماهنگى را كاهش دهند و متون و مقالاتى را كه پاسخگوى نياز جامعه جديد نيستند، حذف نمايند. بدينگونه ما مى‌توانيم نابرابرى حقوقى بين قانون اسلامى و قانون ساير اديان را برطرف نمائيم.
به هرحال در طول يك اقامت 25 ساله در تركيه و ايران ابتدا چون يك گردشگر و سپس به عنوان يك مسؤول دفتر سفارت فرانسه در تهران، من از مشكلاتى كه به دليل آشنايى ناكامل نمايندگان و مأموران اروپائى از قانون مسلمانان رخ مى‌نمود، متأثّر بودم. اين مشكلات به ويژه حساس مى‌شوند، وقتى كه بين اروپائى و مردم بومى به وجود مى‌آيند؛ اين يكى از موضوعاتى است كه در پى معاهدات، بايد به وسيله دادگاههاى مشترك كشورها مورد قضاوت قرار گيرد. در تركيه، اين دادگاههاى مختلف در نقطه نامناسبى محدود شده است؛ امّا در سرزمين فارس كه ديوان عدلى (براى خارجيان) وجود ندارد و منازعات آنان در آنجا همواره به وزارت امور خارجه ارجاع مى‌شده است، مكررآ اتفاق افتاده كه مأموران اروپائى، متحمل زحمات زياد شده‌اند تا آنكه يك مسئله و مشكل را براساس قانون اسلامى مورد بحث قرار دهند يا برطرف نمايند.
تمايل به برطرف كردن چنين خلاء مهمى، مرا وادار به مبادرت به چنين كارى كرد كه اميد دارم ناكارآمد براى همكيشانم نباشد. و كسانى كه مى‌خواهند از منافع هموطنان خود در آسيا دفاع نمايند، از آن بهره گيرند. اقامت من در تهران به من اجازه داد كه از كتابهاى ويژه‌اى همچون مفتاح الكرامه در چهار جلدى قطع رحلى بهره‌بردارى نمايم. همچنين از كتاب مسالك الافهام در دو جلد رحلى و از كتاب مجمع البحرين به عنوان فرهنگ فقهى و ساير كتب. تمامى اين كتابها مضافآ بر اثر ارزشمندى كه در نظام مدرسى شرق باقى مى‌گذارند، از جهت وفور و تنوع قابل ملاحظه هستند. اين منابع به من بيش از ميزان مشخص و قابل بيان يارى كردند. من از مساعدتهاى حقوقدانان تهران استفاده‌هائى كردم كه بدون كمك آن روشن كردن مبهمات ويژه متون، برايم ناممكن بود.
به خود اجازه مى‌دهم كه در اينجا صميمانه‌ترين تشكرات خود را به آقاى مهل عضو مؤسسه و استاد زبان فارسى كالج فرانسه تقديم نمايم. اين دانشمند برجسته كه بيشترين كارهاى او در زمينه زبان فارسى است، پس از بررسى عميق كتاب من، نكات ضعف آنرا يادآورى و مشاوره‌هائى به من براى بازنگرى كامل آن را ارائه نمود. بر اثر جمعبندى متناسب گزارش آقاى مهل كه كميته چاپ مجانى و دپارتمان امور خارجه، چاپ اين كتاب را با يك آزادى كه من افتخار دارم، بدان آشكارا اعتراف نمايم، تائيد كرد. به همين ميزان نيز از دوست دانشمند خودم آقاى «باربيه» استاد مدرسه زبانهاى شرقى تشكر مى‌نمايم. او كه داوطلبانه تصحيح نسخه اول چاپ را به عهده گرفت و چاپ كتاب را مديريت نمود. بدون وساطت دوستانه و همكارى داوطلبانه او، اين اثر احتمالا با تأخيرات فراوانى مواجه مى‌شد. باشد كه اين اثر با استقبال خوبى از سوى عموم دانشمندان هم كالج من كه هدف ويژه اين كتاب هستند، مواجه گردد.
 

آخرین بروز رسانی مطلب در چهارشنبه ، 6 دی 1391 ، 13:57
 

خبرنامه

نــــام:

ایمیل: