اللهم و صلّ علی الطاهرة البتول، الزهراء ابنة الرسول، امّ الائمة الهادین ... و مستودعاً لحکمة؛ (بحارالانوار ، ص 181) اللهم صلّ علی فاطمة بنت نبیّک و زوجه ولیّک و امّ السبطین الحسن و الحسین ...؛(بحارالانوار، ج 99 ، ص 45) اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها و سرّ المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک
آيات العقائد مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
شماره سفینه - سفینه 27
دوشنبه ، 13 شهریور 1391 ، 13:16

عبدالحسین طالعی

آيات العقائد، تفسيرى است موضوعى، در باب توحيد حاصلِ جلسات تفسيرى آيت‌الله سيّدان در مشهد، كه هشت آيه را مورد بحث قرار مى‌دهد :
1. هو الاوّل و الآخر و الظاهر و الباطن... (حديد (57) / 3) ]ص 19ـ 71[
2. الله نور السماوات و الارض... (نور (24) / 35) ]ص 73ـ 103[
3. ليس كمثله شىء (شورى (42) / 11) ]ص 105ـ 116[
4. لقد كفر الذين قالوا ان الله هو المسيح... (مائده (5) / 17) ]ص 117ـ 145[
5. الم تر الى ربک كيف مدّ الظلّ... (فرقان (25) / 45) ]ص 147ـ 209[
6. و ما رميت إذ رميت ولكن الله رمى... (انفال (8) / 17) ]ص 211ـ 228[
7. و لله المشرق و المغرب... (بقره (2) / 115) ]ص 229ـ 265[
8. و لاتدع مع الله الهآ آخر... (قصص (28) / 88) ]ص 267ـ 285[
آيت الله سيّدان، ـ چهره برجسته و شاخص حوزه علميّه مشهد ـ شناخته شده‌تر از آن است كه به معرّفى نياز داشته باشد. لذا به نكاتى در باب تفسير اشاره مى‌شود :
1. شيوه تفسير
در مقدّمه، بر اين نكات تأكيد مى‌شود: «در معارف قرآنى به ويژه در آيات اعتقادى توحيد و معاد، بايد روش تعقّل در تعاليم وحى را در درجه نخست اهمّيّت قرار داد... عقل درمى‌يابد كه وحى، منبعى استوار و مطمئن براى دريافت حقايق است... و از سويى درمى‌يابد كه خطا و محدوديت در وحى راه ندارد... البتّه آيات و احاديثى مورد استفاده قرار مى‌گيرد كه از متشابهات نباشد و از روشنى دلالت برخوردار باشد، چنان كه در احاديث، افزون بر روشنى دلالت، قوّت سند و صحت انتساب آن به معصومين : نيز بايد احراز گردد.» (آيات العقائد، ص 14ـ15)
در ادامه اين مقدّمه مى‌خوانيم :
ـ بعضى از آيات قرآن داراى تأويل است... چنين مطالبى را... جز از طريق معصومين : نمى‌توان پذيرفت... و تأويلات غيرمستند به معصومين، مستفاد از موازين ياد شده (= حجّيّت) نيست.
ـ هرگاه در تعاليم وحى، مصداق آيه به صورت انحصارى مشخص شود... تعميم آيه به معانى ديگر درست نمى‌نمايد.
ـ برداشت‌هاى مختلف و استنباط‌هاى گوناگون مفسّران از قرآن، هرگاه با اصول شريعت و عقايد استوار مذهب و مبانى دين و ديگر آيات و تعاليم وصيانى ناسازگار نباشد و به خدا و قرآن هم نسبت داده نشود، طرح آن به عنوان يك احتمال و استحسان و سخن علمى در ذيل آيات، اشكالى نداشته و سودمند است.
هرگونه فهم تفسيرى از آيه، در صورتى قابل اعتناست كه برخلاف لغت عرب و ظاهر صريح الفاظ آيه نباشد...
ـ در ميان مكاتب و انديشه‌هاى بشرى، مى‌توان آموزه‌هاى درستى را يافت، ليكن سخنان نادرست بسيارى هم دارند... (همان، ص 16ـ17)
نويسنده، به اين شيوه وارد تفسير آيات مى‌شود. در هر مورد، ابتدا مفردات آيه و سپس احاديث ـ با بررسى سندى و پس از آن تحقيق در دلالت آنها ـ مطرح مى‌شود. پس از آن سخنانى ديگر عالِمان در حوزه‌هاى ديگر ـ به ويژه انديشه‌وران فلسفه و عرفان ـ طرح و نقد و بررسى مى‌شود.
نويسنده به روشى كه در مقدّمه اشاره كرده، پاى‌بند بوده، چنان كه ـ مثلا ـ در بحث از معانى «وجه الله» مى‌گويد:
در روايات، مقصود از وجه در اين آيات، چند گونه معنا شده است. و اشكالى وجود ندارد كه يك آيه، معانى مختلفى داشته باشد با اين شرط كه آن معنا خردپذير باشد و با اصول وصيانى تنافى و ناسازگارى نيابد و در روايت معتبرى، آيه در معناى ويژه‌اى منحصر نشود. (همان، ص 236)
همچنين در مورد ديگر تذكّر مى‌دهد كه رجوع به اخبار در مسائل اعتقادى، به معناى اخبارى‌گرى نيست، بلكه پاسخى است به دعوت پيامبر در طول بعثت، كه همواره مردم را به بهره‌گيرى از آموزه‌هاى وصيانى فرامى‌خواند. و اين با اخبارى‌گرى ـ به معنى نفى مبانى قطعى اصولى ـ تفاوت دارد. (همان، ص 264)
2. امتيازات كتاب
1. آيات العقائد، تفسيرى است موضوعى در باب توحيد كه به حق، آن را «رأس الدين» ناميده‌اند. و بحث درباره آن، همواره بايد در سطوح مختلف مطرح باشد، به ويژه در سطح پژوهشى در حوزه‌ها و دانشگاه‌ها.
2. توجّه به آيات و روايات از يك سو، نقد آراء و نظرات شخصيّت‌هاى مشهور مانند ابن‌عربى و صدرالمتألّهين، و نقد ديدگاه‌هاى تفسيرى برخى از مفسّران، كتاب را در جايگاه يك پژوهش تطبيقى زنده و مفيد نشانده است. و شيوه اجتهادى مؤلّف در تفسير را نشان مى‌دهد.
3. زبان نقد، بسيار علمى و متين است. نثر كتاب نيز ـ با وجود آن كه برگرفته از دروس مؤلّف بوده ـ روان و خالى از پيچيدگى است.
4. جوانب مختلف در كتاب مورد بحث قرار مى‌گيرد. لذا جامعيّت در عين روش‌مندى را در آن مى‌توان يافت.
3. چند نكته در نقد كتاب
اين كتاب، نخستين اثر مكتوب مؤلّف در باب تفسير است، و به نظر مى‌رسد كه در آينده، مجلّدات ديگرى از اين اثر انتشار يابد. بدين لحاظ نكاتى براى بهبود شيوه ارائه كتاب در آينده پيشنهاد مى‌شود :
1. فصول كتاب، به تحليل بيشتر نياز دارد، به خصوص نقد و بررسى آراء كه ارتباط ميان مباحث بايد بهتر روشن شود. همچنين نتيجه‌گيرى در پايان هر فصل، به انسجام مطلب در ذهن خواننده كمك مى‌كند.
2. نقل قول‌هاى طولانى، آنهم نقل متن و ترجمه بطور كامل، ـ با توجّه به اين كه كتابها در دسترس همگان قرار دارد ـ حجم كتاب را بالا برده و گاهى رشته مطلب را در ذهن خواننده پراكنده مى‌سازد.
3. فصل پنجم (ذيل آيه الم تر الى ربک كيف مدّ الظلّ) عمدتآ به بحثى فلسفى مى‌پردازد درباره اين كه اصالت وجود درست است يا ماهيّت يا نظر ديگر؟ بدين ترتيب، قدرى از جنبه تفسيرى فاصله مى‌گيرد.
4. بهتر آن است كه تجانس فصول از نظر حجم، بيشتر مورد نظر باشد. بحث ذيل آيات يكم و پنجم نسبتآ مفصل (60ـ70 صفحه)، ذيل آيه سوم، مختصر ( 10 صفحه)، و ذيل آيات ديگر، ميان اين دو (حدود 30 صفحه) است.
5. در نمايه آيات (ص 287ـ294) بهتر آن است كه به ترتيب آيات در قرآن باشد، نه ترتيب الفبايى. در اينجا ترتيب الفبايى ملاك قرار گرفته، علاوه بر اين كه در همين وضع فعلى گاهى به يك آيه، چند بار و به عنوان چند مدخل جداگانه در نمايه اشاره شده است.
6. در نمايه روايات (ص 295ـ298) نيز، بهتر آن است كه نام معصومى كه حديث از او روايت شده، ذكر شود.
7. در فهرست منابع (ص 299ـ307) الف و لام نبايد مورد نظر باشد. بدين ترتيب، التوحيد در حروف تاء، الدر المنثور در حرف دال، الكافى در حرف كاف و المحاسن در حرف ميم بايد باشد. آوردن اين نامها در حروف الف، درست نيست. همچنين كتاب «پژوهش در نسبت دين و عرفان» كه در پاورقى ص 176 بدان استناد شده،در فهرست منابع ياد نشده است.
8. كتاب خوشبختانه از اغلاط مطبعى پيراسته است. با اين همه چند مورد كه به نظر رسيده، ياد مى‌شود :
ـ ص 45، س :16 شيخ محمّدرضا قمى شيخ محمّدبن محمّدرضا قمى.
ـ ص 107، س :6 فالعنى فالمعنى
ـ ص 177، س :2 مصراع اوّل، به دليل خطاى چاپى، از نظر وزن سازگار نيست.
ـ ص 221 س :3 پيامر پيامبر
ـ ص 254 س :14 خويش خوش.
بديهى است كه بيان اين‌گونه نكات جزئى، ارزش كتاب را نمى‌كاهد. آيات العقائد، به مثابه كتاب مرجع در بحث توحيد ـ كه در تراكم مباحث ديگر، گاه به بوته غفلت و نسيان مى‌افتد ـ و نيز به عنوان كتابى درسى ـ يا دست كم كمك درسى ـ در مقاطع كارشناسى ارشد و دكترى دانشگاه‌ها (در سرفصل تفسير موضوعى) مى‌تواند مورد رجوع قرار گيرد. توفيق نويسنده محقق را براى انتشار مجلّدات ديگر اين كتاب، از خداوند متعال خواهانيم.

آخرین بروز رسانی مطلب در چهارشنبه ، 6 دی 1391 ، 13:56
 

خبرنامه

نــــام:

ایمیل: