اللهم و صلّ علی الطاهرة البتول، الزهراء ابنة الرسول، امّ الائمة الهادین ... و مستودعاً لحکمة؛ (بحارالانوار ، ص 181) اللهم صلّ علی فاطمة بنت نبیّک و زوجه ولیّک و امّ السبطین الحسن و الحسین ...؛(بحارالانوار، ج 99 ، ص 45) اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها و سرّ المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک
نگرشى موضوعى بر زيارت جامعه كبيره مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
شماره سفینه - سفینه 26
دوشنبه ، 13 شهریور 1391 ، 12:10

نفیسه نجفی


چكيده: زيارت جامعه كبيره از مهمّترين متون در جهت امام‌شناسى است كه از امام هادى 7 روايت شده است. نگارنده در اين گفتار، پس از مقدّمه‌اى كوتاه در باب امامت و معرّفى مختصر زيارت جامعه، عبارات آن را در هفت موضوع تقسيم كرده است: سلام، شهادت، ابراز علايق، دليل عرض ارادت، دعا و توسّل، معرّفى امام و مقام امامت، شئون ائمّه.
كليد واژه: مفهوم امامت / زيارت جامعه كبيره / امام هادى 7 / زيارت مأثوره.


1. مقدّمه
هدف خداوند از خلقت جن و انس اين است كه آنها به وظيفه بندگى خود عمل كنند؛ چنان‌كه آيه شريفه مى‌فرمايد :
(وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الإنْسَ إلاَّ لِيَعْبُدوُنِ) (ذاريات (51) / 56)
در احاديثى كه از اهل بيت عصمت و طهارت : به ما رسيده است، اساس و پايه عبادت را معرفت خدا دانسته‌اند. به عنوان نمونه، در روايتى از حضرت سيدالشهدا 7 نقل شده است :
يا أيّها الناس، إنّ الله ـ و الله ـ ما خلق العباد إلّا ليعرفوه، فإذا عرفوه عبدوه، فإذا عبدوه استغنوا بعبادته عن عبادة من سواه. (بحارالانوار، ج 23، ص 93، ح 40، از كنزالفوائد)
اى مردم، قسم به خدا، خدا بندگان را نيافريد مگر براى اينكه به او معرفت پيدا كنند؛ پس وقتى به او معرفت يافتند، به عبادت او بپردازند. پس با بندگى او از بندگى غير او بى‌نياز شوند.
امام حسين 7 هدف از خلقت بندگان را در درجه اوّل، معرفت خدا و درجه بعد، بندگى كردن او دانسته‌اند و اين با توجّه به اهمّيّت معرفت و نقش آن در عبادت خدا كاملاً روشن است. زيرا اگر عبادت بدون معرفت انجام شود، اصلاً ارزشى ندارد. از اين‌رو، هدف از خلقت انسانها اين است كه ابتدا معرفت يابند، آن‌گاه به عبادت بپردازند كه در واقع، انگيزه و راهنماى آنها براى عبادت همان معرفت باشد نه عبادت بدون معرفت كه در حقيقت عبادت نيست.
حقيقتى كه بايد توجّه به آن داشت، اين است كه مقام امام يك مقام اكتسابى نيست كه ديگران با سعى و تلاش به آن برسند يا از آن بالاتر روند. مقام امام يك مقام موهبتى است كه خداوند عليم و حكيم به كسانى از بندگانش كه شايستگى دارند، اعطا مى‌كند. اين مقام، مقامى بس رفيع و والاست كه احدى را نرسد كه در مقام و منزلت به اين افراد ملحق شود و بر آنها برترى يابد و پيشى گيرد و طمع نيل به آن مقام را در دل داشته باشد.
حيث لايلحقه لاحق و لايفوقه فائق و لايسبقه سابق و لايطمع في إدراكه طامع. (زيارت جامعه كبيره)
آرى، كسى كه در كنار دريا مى‌ايستد، تنها سطح دريا را مى‌بيند و نمى‌تواند از عمق آن آگاه گردد و به ديگران آگاهى بدهد. به راستى، خاندان رسول‌الله 9 اقيانوس بيكرانى هستند و ما در كنار اين اقيانوس ايستاده‌ايم كه جز سطحى از آن را نمى‌توانيم مشاهده كنيم؛ مگر همان مقدار كه از بيانات خودشان به فضاى جان و قلبمان برسد تا ما از گنگى درآمده، زبانمان به تعليم خودشان بر مدح و ثناى‌شان باز شود و بتوانيم ادّعاها و تئوريهاى ديگران در اين زمينه را بشناسيم و سره را از ناسره جدا سازيم.
پس بايد ديد كه خداوند چگونه ائمّه را معرّفى كرده است. اين معرّفى در دو بخش صورت گرفته: يكى معرّفى اشخاص ايشان و ديگرى معرّفى اوصاف و ويژگيهايى كه خدا به آنها عطا فرموده است.
هر دو معرّفى، تنها و تنها، از طريق بيان خود ائمّه : صورت مى‌گيرد كه در واقع معرّفى خداوند است. بنابراين، براى آشنايى با ايشان بايد صرفاً به احاديث خودشان مراجعه كرد. از اين‌رو، ما در ضمن اسناد و مدارك واصله از امامان : به قالبهاى گوناگونى برمى‌خوريم؛ از جمله ادعيه، احاديث، مناظرات، زيارات، خطبه‌ها، مناجاتها، نامه‌ها و... زيارات مأثوره خود به دو گونه‌اند :
1. زيارت‌نامه‌هايى اختصاصى كه امامى خاص با آن زيارت مى‌شود؛ مانند : زيارت عاشورا، زيارت امام رضا و...
2. زيارت‌نامه‌هايى كه مضمونى عام و محتوايى كلى دارد و هر امامى را با آن مى‌توان زيارت كرد؛ مانند: زيارت امين‌الله، زيارت مخصوص ماه رجب، زيارت جامعه كبيره و...
دراين گفتار، به زيارت جامعه كبيره مراجعه مى‌كنيم و آن را محور شناخت امام و آشنايى با اوصاف او قرار مى‌دهيم.


2. معرّفى اجمالى زيارت جامعه كبيره
بررسى سند زيارت جامعه كبيره
زيارت جامعه كبيره از امام هادى 7 روايت شده و اقيانوسى از حقايق مربوط به امام‌شناسى را در دلِ خود جاى داده است. اين زيارت را، ابن‌بابويه قمى (م 381) در من لا يحضره الفقيه و بعد از او شيخ طوسى، (م 460) در كتاب تهذيب الاخبار آورده است. پس از آنان، ديگر محدّثان در آثار خود، آن را نقل نموده‌اند؛ كسانى چون فيض كاشانى در وافى، علّامه محمّدباقر مجلسى در بحارالانوار و از متأخّرين فقيه عظيم‌الشأن مرحوم آيت‌الله بروجردى در جامع احاديث الشيعه  و سرانجام مرحوم شيخ عباس قمى در كتاب شريف مفاتيح‌الجنان؛ به گونه‌اى كه شايد كمتر كتاب دعا و زيارتى باشد كه اين زيارت در آن نيامده باشد.
اين زيارت را برخى از علماى عامّه و محدّثين اهل سنّت نيز در كتابهاى خود ذكر كرده‌اند؛ همانند محدث جوينى در كتاب پربار فرائد السمطين. (ج 2، ص 179، باب 39، ح 463)
با بررسى تاريخ پى به آن مى‌بريم كه در دوران امامت حضرت هادى 7 مكتبهاى مختلفى به وجود آمده بود و به دنبال آن، كشمكش آراء و عقايد، موجب صحنه‌هايى ناگوار مى‌شد. دستهاى مرموز خلفا نيز براى كمرنگ جلوه دادن مكتب سازنده تشيع، مكتبهاى ديگر را تأييد مى‌كرد و به صف‌آرايى در برابر مكتب تشيع قرار مى‌داد. كار به جايى رسيد كه بخش مهمى از حوزه تدريس امام هادى 7 در راه مبارزه با اين مكتبها و فرقه‌ها مى‌گذشت.
طرفداران جبر از يك‌سو، فرقه واقفيه (كه پس از امام كاظم 7 امامت ديگر ائمّه را قبول نداشتند و امام كاظم را زنده مى‌پنداشتند) از سوى ديگر، افزون بر آنها گروه صوفيه و غلات هر كدام براى خود برنامه‌اى و بدعتى ساخته بودند.
پيشواى دهم در تثبيت و محكم كردن اعتقادات به دو روش عمل كردند:
1. بيان و شرح عمق مفاهيم اعتقادى در قالب ادعيه، احاديث، مناظرات، زيارات و...
2. معارضه با جريانهاى فكرى آن زمان براى رفع شبهات عام و خاص (سنّى و شيعه).
دو روش فوق را در نصوص باقى‌مانده از امام هادى 7 در موضوعات مختلف مى‌بينيم كه فعلا به آن نمى‌پردازيم. در اين گفتار، ابتدا نگاهى كلّى به درون‌مايه زيارت جامعه مى‌افكنيم و سپس تقسيمى موضوعى از آن ارائه مى‌كنيم كه در نوع خود، بديع و ابتكارى است و مى‌تواند دست مايه پژوهشهاى موضوعى براساس جامعه كبيره باشد. بديهى است كه به دليل ابتكارى بودن، جاى بحث و بررسى در مورد آن باز است. طرح آن در اين گفتار، به همين منظور صورت مى‌گيرد كه با پيشنهادها و اصلاح و تكميلها، پخته‌تر شود و نمايه موضوعى دقيق‌ترى از اين سند ارزشمند امام‌شناسى تهيه گردد.


3. نگاه كلّى به درون‌مايه زيارت جامعه كبيره
با كمى توجّه در زيارت جامعه كبيره مى‌توانيم درون‌مايه زيارت را به پنج بخش تقسيم كنيم :
1ـ سلام، 2ـ شهادت، 3ـ ابراز علايق، 4ـ دليل عرض ارادت، 5ـ دعا و توسّل.
3ـ1) سلام
بخش اوّل آنكه مشتمل بر پنج سلام است و بعد از هر سلام شايد بيش از 20 تا 30 ويژگى را نام مى‌بريم كه حقيقت امامت است. در اين سلامها بيان مى‌شود كه امام در شيعه چه جايگاهى دارد.
3ـ2) شهادت
يك بخش زيارت، متضمن شهادت به وحدانيت حق و گواهى به رسالت حضرت ختمى مرتبت و اقرار به امامت و پيشوايى دودمان ولايت است كه در قالب حدود  35 عبارت، برخى از كمالاتى كه حق متعال به آنان ارزانى داشته بيان شده است.
اوّل) شهادت به وحدانيّت خداوند. أشهد أن لا إله إلّا الله وحده لاشريک له كما شهدالله لنفسه و شهدت له ملائكة و أولواالعلم من خلقه...
دوم) شهادت به رسالت. و أشهد أنّ محمّداً عبده المنتجب و رسولُهُ المرتضى...
سوم) شهادت بر امامت. و أشهد أنّكم الأئمّة الراشدون و...
شايد يكى از اسرار تقديم شهادت به وحدانيت و رسالت، بر شهادت به فضايل ائمّه اطهار : اين باشد كه انسان زائر را از توهم غلوّ درباره آن ذوات مقدّس بازدارد و به زائر بفهماند كه كمالات ذاتى، منحصر در ذات پاك خداست و اگر در اين زيارت كمالى براى پيشوايان نور ذكر مى‌شود، از آن جهت است كه آنان آينه‌دار كمال و جمال آن و وارثان و پرورش‌يافتگان مكتب رسول اكرم 9 هستند.
3ـ3) ابراز علايق
در مجموع اين زيارت، پنج نوبت جمله «بأبي أنتم و أمّي» با مختصر كاستى و فزونى ذكر شده كه هربار، در پى آن، فصل جديدى آغاز مى‌شود. زائر در مقام بيان وضع خود نسبت به مزور، خدا و پيامبر را به گواهى مى‌طلبد و عقيده خود را عرضه مى‌دارد.
چنين تعبيراتى در همه زمانها متداول و در ميان همه اقوام و ملل رايج است كه وقتى مى‌خواهند نهايت علاقه و محبّتشان را به كسى اظهار دارند، خود و عزيزانشان و هرچه متعلّق به آنهاست، به عنوان فدايى ذكر مى‌نمايند.
3ـ4) دليل عرض ارادت
در اين بخش، زائر دليل اين اظهار محبّت و عرض ارادت را بيان مى‌كند؛ در فقراتى چون: بموالاتكم علّمنا الله معالم ديننا و....
3ـ5) دعا و توسّل
الف: دعا. دعاهايى كه در متن زيارت آمده، حاوى مفاهيم بلند توحيدى است و نشان مى‌دهد كه زائر وارد بر محضر امام معصوم : تا چه اندازه بايد از بنيه توحيدى قوى برخوردار باشد. در دعاهاى پايانى زيارت جامعه كبيره، خطاب به خداوند متعال، از او چنين مى‌طلبيم :
اللّهمّ إنّي... أسألک أن تدخلني في جملة العارفين بهم و بحقّهم و في زمرة المرحومين بشفاعتهم إنّک أرحم الراحمين.
ب: توسّل. مؤلّفه ديگر زيارت جامعه، توسّل به امام معصوم 7 است در دو قالب :
الف) درخواست از خداوند به حقّ امام. در جملات پايانى اين زيارت، خطاب به خداى متعال، اهل بيت را بهترين و مقرّب‌ترين شفيعان معرّفى مى‌كنيم و عرضه مى‌داريم.
اللّهمّ إنّي لو وجدت شفعاء أقرب إليک من محمّد و أهل بيته الأخيار الأئمّة الأبرار لجعلتهم شفعائي.
ب) درخواست از خود امام. از امام 7 مى‌خواهيم در درگاه الاهى، براى ما دعا كند و شفيع شود و از پروردگارش بخواهد كه گناهان ما آمرزيده شود.
يا ولي الله إنَّ بيني و بين الله عزّوجلّ ذنوباً لايأتي عليها إلّا رضاكم؛ فبحقّ من ائتمنكم على سرّه و استرعاكم أمر خلقه و قرن طاعتكم بطاعته لمّا استوهبتم ذنوبي و كنتم شفعائي.


4. معرّفى امام و مقام امامت در زيارت جامعه كبيره
4ـ1) ائمّه مظاهر كامل اسماء و صفات الاهى
4ـ1ـ1) المثل الاعلى
4ـ1ـ2) الدعوة الحسنى
4ـ1ـ3) رضيكم خلفاء في أرضه
4ـ1ـ4) بكم فتح الله و بكم يختم
4ـ2) ائمّه اطهار : تالى قرآن
4ـ2ـ1) هماهنگى و همترازى ائمّه معصومين در تمامى مراحل با قرآن
4ـ2ـ1ـ1) مهبط الوحى
4ـ2ـ1ـ2) تراجمة لوحيه
4ـ2ـ1ـ3) حملة كتاب‌الله
4ـ2ـ2) صفات مشترك قرآن با ائمّه معصومين : در زيارت جامعه كبيره
4ـ2ـ2ـ1) فصل الخطاب
4ـ2ـ2ـ2) اهل الذكر
4ـ2ـ2ـ3) نور
4ـ2ـ2ـ4) شفا
4ـ2ـ2ـ5) رشد
4ـ2ـ2ـ6) عزيز
5. اوصاف و كمالات موهبتى امام در جامعه كبيره
5ـ1) صفات موهبتى الاهى مستقيم
5ـ1ـ1) خزّان العلم، خزنة لعلمه، عيبة علمه
5ـ1ـ2) منتهى‌الحلم
5ـ1ـ3) أولياء النعم
5ـ1ـ4) عناصرالابرار و دعائم الأخيار
5ـ2) صفات موهبتى الاهى غيرمستقيم
5ـ2ـ1) صفات ثبوتى از راه وراثت انبياى گذشته
5ـ2ـ1ـ1) سلالة النبيين
5ـ2ـ1ـ2) ورثة الأنبياء
5ـ2ـ1ـ3) ميراث النبوّة عندكم
5ـ2ـ1ـ4) عندكم ما نزلت به رسله و هبطت به ملائكه
5ـ2ـ2) صفات ثبوتى از راه وراثت خاتم الانبياء
5ـ2ـ2ـ1) عترة خيرة رب العالمين
5ـ2ـ2ـ2) أوصياء نبيّ الله
5ـ2ـ2ـ3) ذريّة رسول‌الله
5ـ2ـ2ـ4) «عصمكم الله من الزلل و آمنكم من الفتن و طهّركم من الدنس و أذهب عنكم الرجس أهل‌البيت و يطهّركم تطهيرآ»
5ـ2ـ4) عملكرد ائمّه در قبال اين صفات (فعظّمتم جلاله و أكبرتم شأنه؛ ومجّدتم كرمه وأدمتم ذكره و وكّدتم ميثاقه)
5ـ3) صفات موهبتى اخلاقى
5ـ3ـ1) المكرمون
5ـ3ـ2) المتّقون
5ـ3ـ3) الصادقون
5ـ3ـ4) المقرّبون
5ـ3ـ5) المطيعون للّه
6. شئونات ائمّه
6ـ1) شأن امام در جهان خلقت (تكوين)
6ـ1ـ1) خلفاء فى ارضه (امناء الرحمن)
6ـ1ـ2) شهداء على خلقه؛ شهداء دارالفنا
6ـ1ـ3) اركان البلاد
6ـ1ـ4) بكم ينزل الغيث
6ـ1ـ5) بكم يمسك السماء أن تقع على الارض إلّا بإذنه
6ـ1ـ6) اشرقت الأرض بنوركم
6ـ1ـ7) كهف الورى
6ـ1ـ8) استرعاكم أمر خلقه
6ـ2) شأن امام در دين (تشريع)
6ـ2ـ1) أبواب الإيمان
6ـ2ـ2) أركان لتوحيده
6ـ2ـ2ـ1) پذيرش توحيد منوط به ولايت: قرن طاعتكم ؛من أراد الله بدأ بكم؛ والباب المبتلى به الناس؛
6ـ2ـ2ـ2) تعليم توحيد صحيح: من وحّده قبل عنكم
6ـ2ـ3) صراطه
6ـ2ـ4) بموالاتكم تقبل الطاعة
6ـ2ـ5) ائمّة الهدى
6ـ2ـ6) أعلام التقى
6ـ2ـ7) حجّته و برهانه
6ـ2ـ8) أنصاراً لدينه
6ـ2ـ8ـ1) صبرتم على ما أصابكم في جنبه؛
6ـ2ـ8ـ2) أقمتم الصلاة؛
6ـ2ـ8ـ3) أتيتم الزكاة؛
6ـ2ـ8ـ4) أمرتم بالمعروف؛
6ـ2ـ8ـ5) نهيتم عن المنكر؛
6ـ2ـ8ـ6) جاهدتم في الله حق جهاده؛
6ـ2ـ8ـ7) أعلنتم دعوته؛
6ـ2ـ8ـ8) بيّنتم فرائضه؛
6ـ2ـ8ـ9) أقمتم حدوده؛
6ـ2ـ8ـ10) نشرتم شرايع أحكامه.

آخرین بروز رسانی مطلب در چهارشنبه ، 6 دی 1391 ، 12:42
 

خبرنامه

نــــام:

ایمیل: