اللهم و صلّ علی الطاهرة البتول، الزهراء ابنة الرسول، امّ الائمة الهادین ... و مستودعاً لحکمة؛ (بحارالانوار ، ص 181) اللهم صلّ علی فاطمة بنت نبیّک و زوجه ولیّک و امّ السبطین الحسن و الحسین ...؛(بحارالانوار، ج 99 ، ص 45) اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها و سرّ المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک
بازتاب مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
شماره سفینه - سفینه 2
يكشنبه ، 19 شهریور 1391 ، 12:40

نقدى بر مقاله «اسما و صفات در مناهج البيان »

محمد بیابانی اسکویی


ابتدا بر خود لازم مي‌دانم از همه نويسندگان گرامى مجله و سردبير و اعضاء هيئت علمى كه در به سامان آوردن اين اثر نقش خويش را به خوبى ايفا كرده‌اند تشكر و قدردانى نموده و انتشار نخستين شماره آن را به تمام دست اندركاران تبريك عرض كنم.
ولى از آنجا كه نقد علمى وانتقاد صحيح نسبت به آثار علمى تأثير به سزايى در رشد وتكامل مقالات دارد تذكّرى در مورد مقاله «اسماء و صفات الهى براساس تفسير مناهج البيان» اثر خامه دانشور گرامى جناب آقاى محسن احتشامى نيا به عرض مي‌رسانم. و آن اينكه ايشان در  153 در رابطه بانظر مرحوم استاد آية الله ملكى ميانجى در اسما و صفات حق تعالى مىنويسند: «از نظر صاحب تفسير مناهج، تمامى صفات حضرت حق اصالتآ او را تنزيه مىكنند واز قبيل سلب مقابلات والهيات تنزيهى مىباشند، زيرا كه تمامى صفات او، از مقايسه و تفاضل پيراسته و بر كنار است. مقايسه، بين دو چيز است كه قابل مقايسه ومشاركت باشند وامكان زيادى و كمى بين آن دو وجود داشته باشد... وهركدام از اين اسماء، درواقع سلب مقابلات آنهاست. يعنى وقتى مىگوييم: «خدا عالم است» يعنى جاهل نيست. و وقتى مىگوييم: «قادر است» يعنى ناتوان نمىباشد. به هرحال، هميشه بايد خداوند راتنزيه و تسبيح نمود»
اين سخن درحالى به صاحب مناهج نسبت داده مىشود كه ايشان دركتاب توحيد الاماميه صفحه 272 همين سخن را كه اسماء صفات الهى به تنزيه بر مىگردند نقل نموده و ردّ مىكنند.ايشان مىفرمايند «لايجوز أن يقال: اِن النفي المذكور فيها ]اي فى الروايات الّتى يقول فيها: والله نور لاظلام فيه، وحّى لاموت فيه، وعالم لاجهل فيه [تفسير للنور والعلم والحياة. لأنّ القول به التزام باِرجاع  هذه النعوت والكمالات الذاتيّة اِلى المعانى السلبيّة، فيكون المراد من العلم عدم الجهل و من الحياة عدم الموت... و لا وجه و لا سبيل الى هذا القول، لانه التزام بالتعطيل في العلم والقدرة والحياة»
«صحيح نيست كه گفته شود: نفيى كه در روايات بعد از صفات خداوند متعال ذكر شده ]مانند خدا، نور است تاريكى در او نيست، زنده است، مرگ در او راه ندارد، داناست، جهل ندارد...[ تفسير نور و حيات و علم نيست. زيرا قول به اين معنا ملتزم شدن به ارجاع نعوت و كمالات ذاتى الهى به معانى سلبي‌است . يعنى مراد از علم عدم جهل واز حيات عدم مرگ  و.... است. و چنين قولى وجهى ندارد و راهى براى پذيرش آن وجود ندارد. زيرا اين امر موجب التزام به تعطيل درعلم و قدرت و حيات است» .
ايشان درتفسير مناهج البيان هم تا آنجايى كه اينجانب اطلاع دارم، ارجاع كمالات وصفات ذاتى خداوند سبحان را به سلب متقابلات تصحيح نكرده است ومنظور ايشان از منسلخ بودن افعل تفضيل در صفات الهى، نفى هرگونه اشتراك ميان خالق ومخلوق و تثبيت اشتراك لفظى در اسما و صفات الهى است. و منظور ايشان از اشتراك لفظى هم آن نيست كه اين اوصاف بامفاهيم خاص نسبت به خداوند سبحان اطلاق مىشود، بلكه مراد ايشان در اين زمينه هم به تعريف الهى برگشت مىكند. و با اين تبيين خاص است كه قائل به عدم تعطيل در صفات الهى مىشوند كه اينجانب در ترجمه توحيد الاماميه صفحه 525 در پيوست 3 در اين مورد توضيحاتى نوشته‌ام.
 

دو نكته درمورد دو مقاله از نخستين شماره

عبدالحسین طالعی


ويرايش فصلنامه‌اى تخصصّى موضوعى بامخاطبان فرهيخته، كارى است دشوار، كه از سويى توجّه به زمان  و ازسوى ديگر، توجّه به كيفيت وصحّت مطالب را مىطلبد. به عبارتى ديگر، دراين جايگاه بايد دو عنصر دقّت و سرعت را به گونه‌اى لحاظ كرد كه هيچ يك از آنها فداى ديگرى نشود. با اين همه، در مواردى، رعايت نشدن اين اصل، به خطاهايى منجر مىشود كه گاه، اساسى ومهمّ است.
دو تن از خوانندگان دقيق وتيز بين، در مورد  دو مقاله از نخستين شماره، تذكراتى دادند كه به اطلاع نويسندگان آنها رسيد، واين تذكّرات را پذيرفتند. اينك آن دو نكته ـ باتشكر از اساتيد تذكّر دهنده ـ براى آگاهى عموم خوانندگان بيان مىشود :
.1 درصفحه 119، سطر 14، مقاله «شفاعت در تفسير مناهج البيان»، سخنى از «شيخ ما» نقل شده، و مراد از او، استادِ مرحوم آية الله ملكى يعنى آية الله ميرزا مهدى اصفهانى دانسته شده است .
اكنون براى تصحيح مىگوييم: از سطر 14 تا 19، مضمون كلامى است از شيخ محمد عبده، كه درتفسير مناهج البيان نقل شده است. و از آن جا كه بخشى از تفسير المنار، تقريرات دروس تفسير شيخ عبده به قلم محمد رشيد رضا است، در مواردى باتعبير «شيخنا» از او ياد مىكند.
.2 در صفحات 140 و 141، مقاله «نگاهى به علوم قرآنى براساس تفسير مناهج البيان» ، چند بار تعبير "مشيت ازلى " به كاررفته است.
اكنون براى تصحيح مىگوييم :
براساس برخى از روايات كه مرحوم آية الله ملكى ميانجى پذيرفته‌اند، مشيت، محدث است نه ازلى (التوحيد، ص 336 و 147 ؛ المحاسن، ج 1، ص 245 ؛ بحار الانوار، ج5، ص 122 ؛ ر. ك. ترجمه توحيد الامامية، فصل 12، ص 369 ـ 380).
از اين رو، در كتاب " مناهج البيان " نيز اين تعبير را به كار نبرده‌اند. و كاربرد اين تعبير، سهوى از نگارنده مقاله بوده است.
از خداى حكيم مىخواهيم كه ما را از خطا و لغزش در قول وعمل نگاه دارد.
 

نامه‌اى از مشهد
سفينه زيبايتان به ساحل اين جزيره متروكه رسيد و براى اين حقير منزوى كه مدتها بود دستها را سايبان چشمها كرده وافقهاى دور را به اميد رؤيت اثرى ارزشمند مىنگريست، شادى فراوان به ارمغان آورد، خدايتان مسرور كناد.
چون تشنه‌اى كه درحسرت آب سوخته واينك  در مواجهه با زلال آبى گوارا نمي‌داند چگونه آب بنوشد، باشتاب خود را در معرض آبشار نقره فام صفحات آن قرار دادم وخنكاى آن را با همه جان ودل احساس كردم...
بارى اميد آن دارم كه حضرت بارى تعالى اين مشكاة افروخته را در اين شب ظلمانى آخرالزمان روشن و روشنتر بدارد واين سفينه نور را بر پهنه امواج طوفان جاهليت مدرن وسيله‌اى گرداند تا هرچه بيشتر، غرقه شدگان را به سلامت به ساحل امن ولايت ائمّه نور سلام اللّه عليهم رهنما گردد. بمنّه و كرمه.
دستتان را از دور به گرمى مىفشارم و بارديگر تشكر خود راتقديمتان مي‌دارم.
 سيد مرتضى موسوى گرمارودى
 25/1/1383     

        

نامه‌اى ديگر
انتشار نشريه‌اى تخصصى در حوزه مطالعات اسلامى وعلوم قرآن وحديث جهت استفاده جامعه دانشگاهى حوزوى و پژوهشگران مسائل دينى باهدف تبيين حقايق دين كه بدون جدال و تعصب خواهان پرده بردارى از حقايق مغفول باعنوان فصلنامه " سفينه" است، مىتواند فرونشاننده عطش فزاينده محققان ودانش پژوهان به شناخت دقيق تحليلى اسلام باشد.
در ابتدا خواننده مىتواند با نگاهى كوتاه به فهرست و سرفصلها به كليتى از مفاهيم، محتويات واهداف نشريه دست يابد. از خصوصيات آشكار نشريه رعايت امانت ،دقت، تعهد و مسئوليت است كه موجب شده خواننده به سهولت موفق به ايجاد روابط منطقى ميان مقالاتى كه داراى موضوعات مشابه هستند گردد. اسلوب قوى نگارش كه در طرح كلى مقالات به چشم مىخورد و همچنين ارائه اسناد و پى نوشتهاى معتبر، از ديگر امتيازات اين فصلنامه محسوب مىشود.
ويژگى ديگر نشريه اين است كه خواننده با صرف زمانى اندك مىتواند بهره وافرى از مطالب نشريه درجهت مطالعه تاليف وگزارشهاى مستند به دست آورد .
پيشنهاد :
.1 فصلنامه در هر شماره فقط به معرفى يك موضوع خاص و يك نوع كتاب مىپردازد وحال آنكه مىتوانست با رعايت اختصار به موضوعات بيشترى بپردازد.
.2 نشريه به صورت آبونمان با تيراژى معين در اختيار قشر دانشجو، طلبه و كتابخانههاى عمومى قرار گيرد.
 شكوفه نيك آبادى            
 (كارشناس اداره كل تهيه وتأليف متون وابسته به معاونت
 پژوهشى وآموزشى سازمان تبليغات اسلامى )  

آخرین بروز رسانی مطلب در شنبه ، 18 آذر 1391 ، 12:06
 

خبرنامه

نــــام:

ایمیل: